بازار کسب و کار – سرویس اقتصادی | مسأله فقط قطعی برق نیست؛ مسأله شکاف عمیقی است که میان وعدههای رسمی و واقعیت زندگی مردم ایجاد شده است.
اینبار اما بهجای پذیرش صریح بحران، خاموشیها با نامهایی عجیب و پرطمطراق توجیه میشوند؛ از «مانور سراسری طرح ملی سامان» گرفته تا «هفته مدیریت مصرف برق» با شعار «عدالت در همدلی». پرسش اینجاست: آیا تغییر نام بحران، اصل بحران را حل میکند؟
برای مردمی که در گرمای طاقتفرسای تابستان با قطعی برق دستوپنجه نرم میکنند، چنین ادبیاتی نهتنها آرامشبخش نیست، بلکه بیش از هر چیز یادآور نوعی فرار از پاسخگویی است.
خاموشی یعنی توقف زندگی روزمره. یعنی آسانسورهایی که از کار میافتند، اینترنتی که قطع میشود، بیمارانی که با نگرانی تجهیزات برقی را رصد میکنند، دانشآموزانی که از آموزش آنلاین بازمیمانند و خانوادههایی که در گرمای شدید، ساعتها بدون برق میمانند.
اما ضربه اصلی خاموشیها به اقتصاد وارد میشود؛ جایی که هر دقیقه قطع برق، هزینهای سنگین بر دوش تولیدکننده، کسبه و فعالان اقتصادی میگذارد.
کارخانهای که خط تولیدش ناگهان متوقف میشود، تنها برق از دست نمیدهد؛ زمان، بهرهوری، مواد اولیه و سرمایه را از دست میدهد. فروشگاهی که دستگاه کارتخوانش از کار میافتد، مشتری و درآمد خود را از دست میدهد. کسبوکارهای دیجیتال، استارتاپها و مشاغل اینترنتمحور نیز با هر قطعی برق و اینترنت، بخشی از اعتبار و درآمد خود را از دست میدهند.
در اقتصادی که همین حالا نیز زیر فشار تورم، رکود، کاهش سرمایهگذاری و افت قدرت خرید مردم قرار دارد، خاموشی دیگر صرفاً یک اختلال خدماتی نیست؛ خاموشی به عاملی برای تشدید رکود تبدیل شده است.
ابعاد اجتماعی ماجرا نیز کمتر از خسارت اقتصادی نیست.
وقتی مردم بارها وعده میشنوند اما خلاف آن را تجربه میکنند، اعتماد عمومی فرسوده میشود. سرمایه اجتماعی، آرام و بیصدا اما عمیق، آسیب میبیند. جامعه بیش از هر چیز از بحران برق، بیاعتمادی تولید میکند؛ بیاعتمادی به وعدهها، برنامهها و روایتهای رسمی.
گزارشها از تداوم خاموشی در استان گلستان و انتشار جدول قطعی برق در کرمانشاه تنها بخشی از واقعیت امروز کشور است. واقعیتی که نشان میدهد بحران برق نه پایان یافته و نه مهار شده؛ تنها نام آن تغییر کرده است.
مردم بیش از شعار، به شفافیت نیاز دارند. بیش از عناوین تبلیغاتی، به برنامهای واقعی و پاسخگویی صریح نیاز است.
اگر کشور با ناترازی برق مواجه است، باید صادقانه با مردم سخن گفت. اگر زیرساختها پاسخگوی مصرف نیست، باید مسئولانه توضیح داد که چه اتفاقی افتاده و راهحل چیست.
مدیریت بحران با بازی واژهها ممکن نیست.
خاموشی، با هر نامی که معرفی شود، خاموشی است؛ و تا زمانی که سیاستگذاری دقیق، سرمایهگذاری واقعی و مدیریت مسئولانه جایگزین وعدههای تکراری نشود، این مردم هستند که همچنان هزینه بیبرنامگی را پرداخت خواهند کرد.
سؤال اصلی همچنان پابرجاست:
برق مردم کجاست؟
آمادگی ۲۳ مجتمع خدمات رفاهی گلستان برای مراسم تشییع رهبر شهید


























دیدگاهتان را بنویسید