×
×

سود روی کاغذ، زیان در جیب؛ چرا برخی کسب‌وکارهای گلستان با وجود سوددهی ثروتمندتر نمی‌شوند؟

  • کد نوشته: 74767
  • ۱۴۰۵-۰۷-۲۹
  • ۰
  • محمدعلی آبون - بازار کسب و کار | در نگاه نخست، ثبت سود در صورت‌های مالی نشانه‌ای از عملکرد مطلوب یک کسب‌وکار است؛ اما آیا هر کسب‌وکاری که در پایان سال سود نشان می‌دهد، واقعاً ثروت بیشتری برای صاحب خود ایجاد کرده است؟ پاسخ این پرسش لزوماً مثبت نیست. گاهی یک واحد اقتصادی با وجود فروش مناسب و سود حسابداری قابل‌قبول، نتوانسته از سرمایه، زمان و منابع خود به اندازه فرصت‌های جایگزین بازدهی کسب کند؛ موضوعی که توجه به آن برای صاحبان کسب‌وکارهای گلستان اهمیت ویژه‌ای دارد.
    سود روی کاغذ، زیان در جیب؛ چرا برخی کسب‌وکارهای گلستان با وجود سوددهی ثروتمندتر نمی‌شوند؟
  • تبلیغ هدفمند

    بازار کسب و کار – کارشناس مالی | بسیاری از مدیران و صاحبان کسب‌وکار، ارزیابی عملکرد مجموعه خود را با بررسی صورت سود و زیان آغاز می‌کنند و با مشاهده عدد مثبت در انتهای گزارش، فعالیت خود را سودآور می‌دانند. این ارزیابی از نظر حسابداری درست است، اما برای تصمیم‌گیری اقتصادی کافی نیست. پرسش مهم‌تر این است که اگر سرمایه و منابع صرف‌شده در این فعالیت، در گزینه دیگری به کار گرفته می‌شد، چه میزان بازدهی به دست می‌آمد؟

    پاسخ به این پرسش، ما را به مفهوم «سود اقتصادی» و نقش آن در ارزیابی واقعی عملکرد کسب‌وکار می‌رساند.

    سود حسابداری؛ همه واقعیت کسب‌وکار نیست

    سود حسابداری از کسر هزینه‌های ثبت‌شده از درآمدهای کسب‌وکار به دست می‌آید. هزینه‌هایی مانند خرید مواد اولیه و کالا، حقوق کارکنان، اجاره محل، آب و برق، حمل‌ونقل، استهلاک تجهیزات و سایر مخارج مرتبط با فعالیت اقتصادی، در محاسبه این سود لحاظ می‌شوند.

    این شاخص برای تهیه صورت‌های مالی، ارزیابی عملکرد و انجام تعهدات مالیاتی اهمیت دارد؛ اما به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که منابع یک کسب‌وکار تا چه اندازه به شکل کارآمد به کار گرفته شده‌اند.

    ممکن است یک فروشگاه، کارگاه تولیدی یا شرکت خدماتی در پایان سال سود قابل‌توجهی ثبت کند، اما سرمایه‌ای که در اختیار داشته، در صورت استفاده در یک فعالیت دیگر، بازده بیشتری ایجاد می‌کرده است. در چنین شرایطی، کسب‌وکار از نظر حسابداری سودده است، اما ممکن است از نظر اقتصادی نتوانسته باشد ارزش کافی برای سرمایه‌گذار ایجاد کند.

    در اینجا مفهوم «هزینه فرصت» اهمیت پیدا می‌کند. هزینه فرصت، ارزش بهترین گزینه‌ای است که فرد با انتخاب فعالیت فعلی از آن صرف‌نظر کرده است. به بیان ساده، وقتی سرمایه یا زمان خود را به یک فعالیت اختصاص می‌دهیم، فرصت استفاده از آن در گزینه‌های دیگر را نیز از دست می‌دهیم؛ بنابراین ارزیابی عملکرد اقتصادی باید این فرصت ازدست‌رفته را هم در نظر بگیرد.

    سود اقتصادی چگونه محاسبه می‌شود؟

    تفاوت میان سود حسابداری و سود اقتصادی را می‌توان با دو رابطه ساده توضیح داد:

    سود حسابداری = درآمد − هزینه‌های ثبت‌شده

    سود اقتصادی = درآمد − هزینه‌های ثبت‌شده − هزینه فرصت منابع

    بر این اساس، ممکن است یک کسب‌وکار سود حسابداری مثبت داشته باشد، اما سود اقتصادی آن صفر یا منفی باشد. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که ارزش فرصت‌های جایگزین ازدست‌رفته، با سود حسابداری برابر باشد یا از آن فراتر برود.

    برای مثال، فرض کنید فردی ۲ میلیارد تومان از سرمایه شخصی خود را وارد یک کسب‌وکار کرده و این فعالیت در پایان سال ۴۰۰ میلیون تومان سود حسابداری به همراه داشته است. اگر بهترین گزینه جایگزینِ قابل‌دسترس برای این سرمایه، با در نظر گرفتن شرایط و ریسک‌های مربوط، بازدهی معادل ۵۰۰ میلیون تومان ایجاد می‌کرد، هزینه فرصت سرمایه ۵۰۰ میلیون تومان بود.

    در این مثال، سود اقتصادی برابر با منفی ۱۰۰ میلیون تومان خواهد بود؛ یعنی کسب‌وکار از نظر حسابداری سودده است، اما بازدهی آن ۱۰۰ میلیون تومان کمتر از بازده گزینه جایگزین بوده است.

    البته مقایسه زمانی معتبر است که بازدهی دو گزینه از نظر دوره زمانی، میزان ریسک، نقدشوندگی و سایر شرایط مهم قابل مقایسه باشد. برای نمونه، مقایسه سود یک فعالیت عملیاتی با بازده احتمالی خریدوفروش طلا، بدون توجه به ریسک نوسان قیمت و هزینه‌های معامله، می‌تواند به نتیجه‌گیری نادرست منجر شود.

    زمان و نیروی کار مالک نیز ارزش اقتصادی دارد

    هزینه فرصت تنها به سرمایه نقدی محدود نیست. زمان، تخصص و نیروی کار صاحب کسب‌وکار نیز از منابعی هستند که باید در ارزیابی اقتصادی مورد توجه قرار گیرند.

    فرض کنید مالک یک فروشگاه هر روز شخصاً در محل کار حضور دارد، امور خرید و فروش را انجام می‌دهد، با مشتریان ارتباط برقرار می‌کند و بر فعالیت کارکنان نظارت دارد، اما برای کار خود حقوقی در حساب‌های مجموعه ثبت نمی‌کند. در این شرایط، صورت‌های مالی ممکن است هزینه‌ای بابت دستمزد مالک نشان ندهند و در نتیجه سود حسابداری بیشتر از حالتی باشد که برای مدیریت و فعالیت او دستمزد در نظر گرفته شود.

    با این حال، از منظر اقتصادی باید پرسید این فرد در صورت اختصاص زمان و مهارت خود به یک شغل یا فعالیت جایگزین، چه درآمدی می‌توانست به دست آورد؟

    اگر درآمد سالانه قابل‌تحقق او در بهترین گزینه جایگزین ۳۰۰ میلیون تومان باشد، این مبلغ می‌تواند در تحلیل هزینه فرصت نیروی کار و زمان مالک لحاظ شود. در چنین حالتی، حتی اگر کسب‌وکار روی کاغذ سودآور باشد، پس از محاسبه هزینه فرصت کار مالک، ممکن است میزان ارزش اقتصادی ایجادشده به شکل محسوسی کاهش یابد.

    این موضوع به‌ویژه در کسب‌وکارهای خانوادگی و واحدهای کوچک اهمیت دارد؛ زیرا در بسیاری از آنها، صاحب کسب‌وکار علاوه بر تأمین سرمایه، بخش عمده‌ای از کار اجرایی و مدیریتی را نیز بر عهده دارد، بی‌آنکه ارزش این خدمات در حساب‌های مجموعه منعکس شود.

    سود برابر، بازده اقتصادی متفاوت

    برای درک بهتر تفاوت سود حسابداری و سود اقتصادی، دو فروشگاه را در نظر بگیرید که هر کدام سالانه یک میلیارد تومان سود حسابداری ثبت کرده‌اند؛ با این تفاوت که فروشگاه نخست با ۳ میلیارد تومان سرمایه و فروشگاه دوم با ۱۵ میلیارد تومان سرمایه به این نتیجه رسیده است.

    از نظر مبلغ سود حسابداری، عملکرد دو فروشگاه یکسان به نظر می‌رسد؛ اما بازده سود نسبت به سرمایه در این دو مجموعه تفاوت قابل‌توجهی دارد.

    بازده ساده سود نسبت به سرمایه در فروشگاه نخست حدود ۳۳.۳ درصد و در فروشگاه دوم حدود ۶.۷ درصد است. این ارقام بر مبنای سرمایه اعلام‌شده و سود سالانه محاسبه شده‌اند و به‌تنهایی معیار نهایی ارزیابی نیستند؛ زیرا برای مقایسه دقیق‌تر باید عواملی مانند میزان سرمایه درگیر در طول سال، بدهی‌ها، ریسک فعالیت، جریان نقدی و ارزش دارایی‌ها نیز بررسی شوند.

    با این حال، مثال یادشده نشان می‌دهد که برابر بودن مبلغ سود، الزاماً به معنای برابر بودن کیفیت عملکرد اقتصادی نیست. مدیر یک کسب‌وکار باید علاوه بر پرسش «چقدر سود کرده‌ام؟»، به این پرسش نیز پاسخ دهد که «برای دستیابی به این سود، چه میزان سرمایه و منابع مصرف کرده‌ام؟»

    اگر سرمایه درگیر در یک فعالیت بیش از اندازه باشد یا بازده حاصل از آن از بازده متناسب با ریسک و فرصت‌های جایگزین کمتر بماند، ممکن است ادامه فعالیت با وجود سود حسابداری مثبت، بهترین تصمیم اقتصادی نباشد.

    چرا این موضوع برای کسب‌وکارهای گلستان اهمیت دارد؟

    در اقتصاد استان گلستان، بسیاری از کسب‌وکارها بخش قابل‌توجهی از منابع خود را در موجودی کالا، ملک، تجهیزات، مطالبات وصول‌نشده و سرمایه در گردش نگهداری می‌کنند. این منابع ممکن است در ظاهر بخشی از دارایی‌های مجموعه باشند، اما تا زمانی که به‌درستی مدیریت نشوند، الزاماً بازده اقتصادی متناسبی ایجاد نمی‌کنند.

    برای مثال، انباشته شدن کالا در انبار می‌تواند سرمایه را برای مدت طولانی از چرخه فعالیت خارج کند. فروش نسیه و تأخیر در وصول مطالبات نیز ممکن است با وجود ثبت درآمد و سود، توان نقدینگی کسب‌وکار را کاهش دهد. همچنین نگهداری دارایی‌های کم‌بازده یا استفاده ناکارآمد از تجهیزات می‌تواند هزینه فرصت قابل‌توجهی برای مجموعه ایجاد کند.

    در چنین شرایطی، مدیران نباید صرفاً به میزان فروش یا سود ثبت‌شده بسنده کنند. بررسی سرعت گردش موجودی کالا، دوره وصول مطالبات، میزان سرمایه درگیر، هزینه تأمین مالی و بازده دارایی‌ها می‌تواند تصویر روشن‌تری از وضعیت اقتصادی مجموعه ارائه دهد.

    از سوی دیگر، هزینه فرصت نباید به معنای مقایسه ساده هر فعالیت با بالاترین بازده احتمالی بازار تلقی شود. گزینه جایگزین باید واقع‌بینانه، متناسب با توانایی‌های صاحب سرمایه و قابل مقایسه از نظر ریسک و نقدشوندگی باشد. هدف این نیست که هر کسب‌وکاری الزاماً بیشترین سود ممکن را در میان همه گزینه‌های موجود به دست آورد، بلکه باید مشخص شود منابع به شکلی منطقی و کارآمد مورد استفاده قرار گرفته‌اند یا خیر.

    سود اقتصادی؛ ابزاری برای تصمیم‌گیری بهتر

    سود اقتصادی را نباید با سود حسابداری یا سود مشمول مالیات یکسان دانست. سود حسابداری بر پایه اصول و استانداردهای حسابداری محاسبه می‌شود و برای گزارشگری مالی و ارزیابی عملکرد گذشته ضروری است. سود مشمول مالیات نیز تابع قوانین و مقررات مالیاتی است. در مقابل، سود اقتصادی ابزاری تحلیلی برای سنجش ارزش ایجادشده با توجه به هزینه فرصت منابع است و معمولاً به‌عنوان یک رقم مستقل و استاندارد در صورت‌های مالی متعارف گزارش نمی‌شود.

    به همین دلیل، استفاده از این شاخص بیشتر در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی معنا پیدا می‌کند؛ تصمیم‌هایی مانند توسعه کسب‌وکار، خرید تجهیزات جدید، افزایش موجودی کالا، سرمایه‌گذاری در یک شعبه دیگر یا حتی ادامه فعالیت در شکل فعلی.

    ممکن است یک کسب‌وکار سود حسابداری مناسبی داشته باشد، اما بررسی هزینه فرصت نشان دهد که توسعه آن توجیه اقتصادی کافی ندارد. در مقابل، فعالیتی با سود حسابداری کمتر ممکن است به دلیل نیاز کمتر به سرمایه، گردش نقدی مناسب‌تر و بازده متناسب با ریسک، انتخاب اقتصادی مطلوب‌تری باشد.

    در نهایت، ثروتمندتر شدن یک کسب‌وکار تنها به افزایش فروش یا ثبت سود بیشتر وابسته نیست؛ بلکه به توانایی آن در استفاده مؤثر از سرمایه، زمان و سایر منابع نیز بستگی دارد. برای صاحبان کسب‌وکارهای گلستانی، توجه هم‌زمان به سود حسابداری، بازده سرمایه و هزینه فرصت می‌تواند به تصمیم‌گیری دقیق‌تر، جلوگیری از حبس منابع و شناسایی فعالیت‌هایی منجر شود که واقعاً ارزش اقتصادی ایجاد می‌کنند.

    معیار موفقیت یک کسب‌وکار تنها این نیست که در پایان سال چقدر سود روی کاغذ ثبت کرده است؛ معیار مهم‌تر آن است که این سود در مقایسه با منابع مصرف‌شده و فرصت‌های ازدست‌رفته، چه میزان ارزش واقعی برای صاحب کسب‌وکار ایجاد کرده باشد.


    دنیا با صدای رسانه زنده است – کیوبای 
    QOBI.IR

     

    نویسنده: محمد علی آبون
    منبع: بازار کسب و کار آنلاین

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *