دسته: اجتماعی

  • سهم گمشده کودکان گلستانی

    سهم گمشده کودکان گلستانی

    کودکان گلستانی سهمی در برنامه ریزی شهری و رفاهی مدیران اجرائی استانی و شهرستانی ندارند.


    در این بین افزایش چشمگیر کودکان کار و ترک تحصیل کرده در شهرها و روستاهای استان نشان از ان دارد که این روز فقط به نام کودکان است و آن ها اندک سهمی از بودجه های مصوب شده در جلسات مسئولان اجرائی نداشته و ندارند.


    کمبود امکانات تفریحی، پارک ها، شهر بازی، امکانات تحصیلی، امکانات عمرانی از جمله نامناسب بودن مسیرهای تردد شهری و روستائی بخصوص دسترسی به مسیرهای کم خطر برای رفت و آمد به مدرسه، سوء تغذیه ، کمبود مشاوران کودک در مدارس و حتی عدم آموزش استفاده از مشاوران کودک برای خانواده ها و از همه مهم تر کم توجهی به نیاز های کودکان معلول همه و همه سهم اندک کودکان گلستانی از این روز که از همه روزهای سال است که فقط در یک نصفه روز و با اجرای چند برنامه مسئولان آن را گرامی می دارند و بعد از آن همانند بسیاری از ایام نوشته شده در تقویم، خواسته های آنان به فراموشی سپرده می شود.


    کودکانی که کودکی نکرده بزرگ می شوند و لذت های کودکی حسرتی می شود بر دلهایشان.


    سال ۹۶ علی اصغر طهماسبی، معاون اسبق سیاسی امنیتی استانداری گلستان، اعلام کرده بود که تدوین اطلس کودکان گلستان برای بررسی وضعیت کودکان، رسیدگی به مسائل آنان از جمله کودکان آسیب دیده و همچنین حمایت از حقوق کودکان گلستانی در دستور کار امور بانوان استانداری قرار گرفته است اما پس از گذشت دو سال نه فقط خبری از اجرائی شدن این مصوبه نیست که حتی همان اندک حقوقی را هم که در جلسات کمیته بررسی حقوق کودک مصوب می کنند به اجرا در نمی آید.


    محقق نشدن حقوق کودکان گلستانی، زنگ خطر افزایش آسیب‌ها
    یک فعال اجتماعی حوزه کودک با بیان اینکه مسئولان گلستانی در رابطه با رسیدگی به حقوق همه کودکان و بخصوص کودکان آسیب دیده بسیار ضعیف عمل می کنند، به کسب و کار گفت: از فقدان پارک های بازی، نامناسب بودن محیط های شهری برای تردد و کم توجهی به ایجاد کتابخانه های مخصوص کودک گرفته تا نادیده گرفتن حقوق کودکان بی هویت بدون شناسنامه ، کودکان کار و متکدی کمبودهایی است که به شدت در همه شهرهای استان و از جمله مرکز استان احساس می شود اما همچنان مسئولان نسبت به رفع این مشکلات بی اعتنا هستند.


    نجمه علاء الدینی افزود: هر ساله چند کودک به دلیل پر خطر بودن مسیر مدارس که در حاشیه جاده های روستائی بنا شده اند جان خود را بر اثر تصادف از دست می دهند و عده ای دیگر هم به دلیل فقر خانواده و یا عدم دسترسی به امکانات آموزشی مبجور به ترک تحصیل و کار برای خانواده می شوند.


    وی ادامه داد: سهم کودکان گلستانی از روز جهانی کودک فقط اجرای چند برنامه از سوی شهرداری ها است و تا کنون هیچ یک از فرمانداران و یا مسئولان شهری در این روز نشستی با فعالان این حوزه ، کودکان و توجه به خواسته های آنان نداشته اند.


    این فعال حوزه کودک افزود: در این بین کودکان طبقه محروم و یا دارای معلولیت به شدت برای دسترسی به نیازهای اولیه خود در تنگنا قرا دارند و عدم توجه به این قشر از جامعه که در برخی مواقع حتی از محبت خانواده هم محروم هستند آسیب های روحی و روانی جدی به آنان می زند که کم توجهی به این مساله بعدها آسیب های بزرگتری برای آنان به همراه دارد.


    علاء الدینی با بیان اینکه افسردگی در بین کودکان بیداد می کند، گفت: بسیاری از خانواده ها به دلیل کم توجهی به مساله تنهایی بیش از حد کودکان در خانه و کمبود امکانات تفریحی متوجه این مساله نیستند که کودکان امروز دچار افسردگی شده اند و برای رهایی از این درد به بازیهای رایانه ای و یا گوشه گیری و رفتارهای پرخاشگرانه برای بیان مشکلات روحی خود پناه می برند.


    وی افزود: مدارس که نقش بنیادینی در رفع مشکلات روحی و بررسی خواسته های کودکان دارند در این خصوص ضعیف عمل کرده اند و میزان علاقمندی کودکان به تحصیل به شدت افت کرده و آن ها فقط در حد نمره گرفتن و یا گذران وقت با دوستان پذیرای رفتن به مدرسه هستند نه از رو علاقمندی به تحصیل.


    یکی دیگر از فعالان اجتماعی حوزه کودک در گلستان با بیان این‌که قانون حمایت از کودک فقط معطوف به کودکان آسیب‌دیده نیست، به همشهری گفت: امنیت کودکان، فقدان امکانات تفریحی و شهری، کمبود مشاوران تخصصی حوزه کودک در مدارس و مراکز آموزشی توسعه یافته در استان از جمله حقوقی است که احقاق آن تا کنون بسیار نادیده گرفته شده است.


    محبوبه نجفی افزود: سخنان زیبایی در حوزه دفاع از حقوق کودک ایراد می‌شود، اما واقعیت تلخ این است که کودکان گلستان از کم‌توجهی والدین، مسئولان و نهادهای حمایتی نسبت به احقاق حقوق خود رنج می‌برند.


    وی ادامه داد: تدوین اطلس حقوق کودک درحالی مفید خواهد بود که به قوانین درج شده در سند ملی دفاع از حقوق کودک پایبند باشد و آن‌ها را با اما و اگرهای اداری از حالت ضمانت خارج نکند.


    نجفی معتقد است، استفاده مستمر مدیران حوزه اجتماعی از کارشناسان، مددکاران و سمن‌های فعال در حوزه کودک و نوجوانان راه‌گشای مناسبی برای احقاق حقوق کودکان گلستای و به ثمر رساندن بندهای کنواسیون ملی حقوق کودک در راستای تدوین اطلس این حقوق در گلستان است.


    چند روز پیش مدیر کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که به نوعی سهم مهمی در جهت پرورش نیازهای روحی و تفریحی کودکان دارد، اعلام کرد که از سیزدهم مهر برنامه های هفته ملی کودک در شهرها و بخصوص مناطق حاشیه نشین برگزار می شود.


    محبوبه رجب‌نسب با بیان اینکه این برنامه ها با هدف و شعار «آینده را باید ساخت» در قالب برنامه‌های متنوع و مهیج هفته‌ ملی ‌کودک با رویکرد آموزه‌های عاشورایی و در دو سطح ویژه‌ی کودکان و هم‌چنین مربیان، معلمان، اولیای تربیتی و والدین در تمامی مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برنامه‌ریزی شده است، عنوان کرد که افتتاح هفته ملی کودک در روز ۱۳ مهر، شادپیمایی کودکان ویژه روز جهانی کودک، گفتگوی مستقیم نوجوانان با مسئولان استانی، ویژه برنامه روز جهانی کودک در مناطق سیل زده، قصه‌گویی، نمایش عروسکی، معرفی و روخوانی کتاب، بحث آزاد، نشریه دیواری، شعرخوانی، مسابقه فرهنگی و مذهبی، معرفی وقایع ایام، معرفی شخصیت، ایستگاه نقاشی، خوش‌نویسی امداد فرهنگی در مناطق سیل زده و … را برای کودکان و نوجوانان از برنامه‌های این هفته است.


    وی گفتگوی مستقیم با استاندار را ازویژه برنامه های این هفته برشمرد و افزود: در روز جهانی کودک، کودکان و نوجوانان می توانند مشکلات و پیشنهادات خود را با موضوعات حقوق شهروندی، محیط زیست، ایمنی و بحران مطرح می کنند .این برنامه در شهر گنبد کاووس با حضور فرماندار برگزار می شود.


    مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گلستان همچنین عناوین روزها و محور فعالیت‌های روز جهانی و هفته ملی کودک را به این ترتیب که ۱۳مهر« کودکان با نیازهای ویژه، فرصت‌های برابر »،۱۴ مهر « کودک، آموزش، سلامت و ایمنی »،۱۵ مهر “کودک، محیط زیست، میراث فرهنگی و گردشگری” ۱۶ مهر « کودک، صلح، بازی و نشاط »، ۱۷ مهر « کودک، رسانه و ارتباطات »، ۱۸مهر « کودک، کتاب و فرهنگ مطالعه » و ۲۰ مهر « کودک، خانواده، سبک زندگی ایرانی‌اسلامی » اعلام کرد .


    این برنامه ها در حالی هر ساله برای کودکان گلستانی با اندک تغییراتی برگزار می شود که بعد از گذشت هفته ملی کودک دیگر خبری از پیگیری و یا نتیجه بخشی آن ها نیست و حتی اجرائی شدن طرح شهر دوستدار کودک که مدت ها است در دستور کار بسیاری از مدیران شهری در کشور قرار گرفته هنوز به اجرا نرسیده و به دست فراموشی سپرده شده است.


    در این بین عدم هماهنگی نهادهای متولی در حوزه کودک برای اجرائی شدن نیازهای آنان از دیگر مشکلاتی است که موجب شده این نهادها حقوق کودکان را نادیده بگیرند و به نظر می رسد حضور آنان کم رنگ آنان در این روز و سلفی گرفتن با کودکان بیشتر جنبه تبلیغاتی و تقویت روزمه مدیریتی آنان را دارد.

  • خستگی ماماهای گلستان از وعده های نافرجام

    خستگی ماماهای گلستان از وعده های نافرجام

    وجود برخی آمارهای نگران کننده از حوزه زنان و زایمان در حالی به کمبود های حوزه سلامت ارجاع داده می شود که بسیاری از فارغ التحصیلان رشته مامایی به رغم نیازمندی جامعه زنان گلستان به وجود آن ها، همچنان از کم توجهی و بیکاری رنج می برند.


    کم رنگ شدن چهره ماماها و ادغام این رشته با رشته پرستاری در دانشکده های علوم پزشکی از جمله مشکلاتی است که موجب شده نقش ماماها و تاثیر گذاری آن ها برای زنان بخصوص مادران باردار کمتر دیده شود.


    گلستان نیز از این نارضایتی بی نصیب نبوده است و با اینکه هر ساله تعدادی از دانشجویان این دانشکده را ماماها تشکیل می دهند اما به گفته فارغ التحصیلان این دانشگاه در زمینه اشتغال ماماها و توجه به نیازهای آنان کم کاری صورت گرفته و هنوز این قشر تحصیل کرده و مورد نیاز جامعه نتوانسته جایگاه خود را در نظام سلامت محکم کند.


    کم توجهی به ماماها باعث افزایش مرگ و میر مادران باردار می شود


    عضو هیات علمی دانشگاه و مدیر گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی گلستان با بیان اینکه هرساله بین ۱۶ تا ۲۰ دانشجو مامایی از دانشگاه علوم پزشکی گلستان فارغ التحصیل می شوند، به کسب و کار گفت: یکی از مشکلات اصلی ماماها در مطب و بیمارستان ها عدم پوشش خدمات بیمه ای برای نسخه نویسی این افراد است.


    نرجس سادات برقعی افزود: طی دو سال گذشته استان گلستان جزو استان هایی پایلوت برای خدمات مراقبت مامایی بارداری که تحت حمایت بیمه قرار می گیرند انتخاب شد، و این طرح فقط ۸ آیتم را تحت پوشش قرار می داد که این طرح به علت ایراداتی که به آن وارد بود، مورد استقبال قرار نگرفت.


    وی ادامه داد: به نظر این طرح آنقدر هوشمندانه نامناسب طراحی شده بود که مورد استقبال ماماها قرار نگرفت و این طور به نظر می رسد که گویا با اجرای آن قصد حذف مامایی را دارند و در پی آن مراجعه مردم به متخصصان زنان و زایمان بیشتر شود.


    وی یادآور شد: در کشور های توسعه یافته مادران پرخطر به متخصصان ارجاع داده می شوند اما در ایران حتی برای مادران کم خطر هم متخصصان ورود می کنند و این در حالی است که ۸۵ درصد بارداری های ما کم خطر است و رفع این مشکل با تحت پوشش قرار گرفتن بیمه ای خدمات مامایی امکان پذیر است.


    کم رنگ شدن نقش مامایی سلامت جامعه را تحت شاع قرار می دهد


    عضو هیئت علمی دانشگاه و مدیر گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی گلستان گفت: یکی از معضلات کم توجهی به ماماها افزایش مرگ و میر مادران باردار است که باید تدبیر جدی برای این موضوع اندیشیده شود.


    وی با اشاره به اینکه هرساله ۲۹ سپتامبر تا ۵ اکتبر روز جهانی ماما ها است اما در ایران هیچ خبری نیست، تصریح کرد: همه ساله در دنیا شعار«جهان امروز بیشتر به ماما نیاز دارد» را پرنگ تر از سال قبل تکرار می کنند اما این شعار در ایران به کار نمی آید.


    وی افزود: سلامت مادر با جایگاه ماما ارتباط مستقیم دارد، زمانی که نقش مامایی کم رنگ می شود سلامت مادر هم تحت شعاع قرار می گیرد.


    وی ادامه داد: مادرانی وجود دارند که طبق آمار ۳۵ بار از آن ها مراقبت بارداری انجام شد اما فوت شدند چرا که مراقبت های انجام شده با کیفیت نبوده است.


    عضو هیئت علمی دانشگاه و مدیر گروه مامایی دانشگاه علوم پزشکی گلستان با بیان اینکه ماماها در ایران در حاشیه هستند، گفت: بیشتر مادران باردار به پزشک متخصص مراجعه می کنند و برخی حتی تنها به یک پزشک اکتفا نمی کنند بلکه پزشکان متعددی را تجربه می کنند، که این مساله خود آسیب زا است.


    وی با اشاره به اینکه معیار انتخاب برخی از زنان باردار برای سزارین حفظ زیبایی اندام آن ها است، افزود: طبق مطالعه ای که انجام شده زایمان طبیعی برای مادران بهتر است و در بیشتر کشورهای پیشرفته زایمان طبیعی در صدر زایمان ها قرار دارد و تنها در مواقع بحرانی اقدام به عمل سزارین می کنند و این در حالی است که بسیاری از مادران بادار زایمان بدون درد را قبول دارند.


    برقعی با بیان اینکه یکی از وظایف ماماها انجام مراقبت های دوران باداری و زایمان است، اظهار کرد: در کشورهای توسعه یافته ماماها از ابتدای بارداری تا ۴۲ روز بعد از زایمان کار ویزیت را بر عهده دارند و هیچ پزشک متخصصی در این خصوص ورود پیدا نمی کند اما این موضوع در بیمارستان های ایران نادیده گرفته می شود.


    وی در خصوص اینکه استان گلستان جزو استان هایی است که مرگ و میر مادران در آن زیاد دیده می شود، گفت: مرگ مادر در جوامعی که از سطح اقتصادی پایین تری برخوردار هستند بیشتر می شود که البته بهداشت و در مان، تجربه کاری و وجدان کاری هم در این موضوع بی تاثیر نیستند.


    کمبود اشتغال در حوزه مامایی باعث شده تا فارغ التحصیلان این رشته در حوزه پرستاری مشغول به فعالیت شوند

    یک مامای گلستانی با بیان اینکه ماماها بعد از فارغ‌التحصیلی در دانشگاه به دلیل نبود کار مناسب در حوزه کاری خودشان مجبور می‌شوند تا در درمانگاه‌ها به‌عنوان پرستار فعالیت کنند و یا برای خود مطب راه‌اندازی کنند، گفت: جایگاه ماماها در بیمارستان تنها در بخش زایشگاه است اما به دلیل رزیدنت بیمارستان‌ها کار ماماها در چند سال گذشته بسیار کم شده است.


    وی افزود: در حال حاضر پزشکان و پرستاران از یک نظام بهره می‌برند اما ماماها زیر نظر نظام پزشکی هستند که این مسئله باعث شده است تا سازمان نظام پزشکی به‌خوبی نتواند به مشکلات ماماها توجه کند.


    وی ادامه داد: در حال حاضر ماماهایی که مطب دارند، بیماران کمی به آن‌ها مراجعه می‌کنند که آزاد حساب شدن نسخه های یکی از مهمترین دلایل آن است.


    اگر چه آمار ماماهای استان گلستان در برخی رسانه های خبری بیش از هزار نفر اعلام شده است اما مسئولان این حوزه آمار دقیقی از تعداد ماماهای فارغ التحصیل، بیکار و یا شاغل در مراکز درمانی ارائه نمی دهند و همین مساله منعکس کننده حساسیت وضعیت نامساعد ماماها در جامعه است و مسئولان اجرائی این حوزه به جای چاره اندیشی و هم اند یشی برای رفع مشکلات این حوزه همواره از پاسخگویی به رسانه ها در قالب ارائه آمار و مشکلات موجود امتناع می کنند.

  • خانه پدری چشم انتظار بازگشت بومیان

    آشوراده، این تنها جزیره ایرانی دریای خزر نام بخشی از خشکی شبه جزیره میان کاله در شرق آن است که سال ها است به دلیل غفلت مسئولان و دعواهای زرگری گلستان و مازندران همچنان بی صاحب مانده و  به مکانی متروک و بی روح بدل شده است.

    جزیره ای که روزی در سال های نه چندان دور محل زندگی بیش از  ۲۴۰ خانوار بود  و آهنگ زندگی در حال و هوای آن جریان داشت، امروز به تلی از خاک و خاکروبه با ساختمان های مخروبه بدل شده است و گونه های جانوری و گیاهی اش از نعمت هم نفس بودن با آشوری ها محروم مانده اند.

    منطقه ای که روزی محل عبور و مرور چند باره قایق ها و کشتی های باربری بود، حالا فقط گهگاهی پذیرای مسافران  و پرندگانی است که در غربت تنهایی پا به جزیره می گذارند با این تفاوت که دیگر مثل گذشته درب خانه  آشوری ها به روی آنان گشوده نیست.

    این تنها جزیره ایرانی خزر در حالی هر روز متروکه می شود که قبل از طغیان ولگای روسیه و وقوع سیلاب سال ۷۲ امکاناتی چون مدرسه، پاسگاه پلیس، شرکت تعاونی روستائی، مغازه، مسجد و حسینه در آن وجود داشت و بومیان آن نیز علاوه بر اشتغال در شیلات ناحیه ۴ گرگان که در همین جزیره مستقر بود، به پیشه وری و دامداری مشغول بودند.

    از سوی دیگربخش های شمالی این جزیره یکی از بهترین زیستگاه های زمستان گذرانی و زاد و ولد جانور های آبزی از جمله فک خزری و کنار آبزی و منطقه ای بکر برای پرنده نگاری بود و حالا اما به مامنی امن برای قاچاقچیان این گونه های جانوری و انباشت زباله های پلاستیکی تبدیل شده است.

    خرگوش، قرقاول، کبک، گراز، شغال ، روباه  و نوعی اسب وحشی از دیگر نمونه های موجودات حیات وحش در این جزیره بودند که امروز دیگر نشانی از آنان نیست و فقط گونه های گیاهای آن از جمله انار ترش و بوته های تمشک، به امید بازگشت بومیان سرپا مانده اند.  

    جدال بر سر اجرای طرح گردشگری که از سال ۸۲ آغاز شد نه فقط حال جزیره آشوراده را بهتر نکرد که به دلیل دعواهای زرگری گلستان و مازندران بر سر مالکیت جزیره و ممانعت از ورود بومیان به خانه پدری شان، این جزیره را به تیتر های خبری تندی در رسانه ها مبدل کرد.

    این جزیره یتیم مانده در خزر نه فقط متولی مشخصی ندارد که تازیانه مناقشه مخالفان و موافقان اجرای طرح گردشگری، هر روز تن زخم خورده جزیره را می آزارد ، گویی خود آشور هم دیگر امیدی به احیاء ندارد.

    گذری یک روزه به همراه چند تن از بومیان قدیمی آشوری  برای بازدید میدانی از  این زیستگاه طبیعی خزر، زبان را قاصر از بیان هر جمله ای برای تنهایی آشور می کند.

    ساکنانی که سال هاست به دنبال بازگشت به خانه های پدری خود هستند و پس از دیدن کم کاری مسئولان در بازپس گیری جزیره، برای احیای آشور  و رسیدن به حق قانونی خود اقدام به تشکیل کمپینی برای احیاء آن  کرده اند.

    یکی از بومیان با سابقه جزیره حین قدم زدن در کوچه های شنی آشور  با بیان اینکه برخی در پی تیشه زدن به ریشه احیای آشوراده هستند، به کسب و کار گفت: این جزیره بیشتر از آنکه نیازمند دلسوزانی همچون فعالان محیط زیستی باشد، نیازمند بازگشت ساکنانش است.

    نرگس. ر افزود:  چند سالی است که برای دریافت اسناد زمین های پدری در آشوراده راهی شهرستان بهشر می شویم اما با توجه به کامل بودن مدارک، مازندران از ارائه اسناد منگوله دار خودداری می کند.

    وی با اشاره به اینکه از سال ۱۳۷۲ به بعد دیگر به آشوری ها اجازه حضور در جزیره داده نشد، گفت: در آن زمان و پس از بالا آمدن آب ساکنان مجبور به تخلیه جزیره و ترک خانه هایشان شدند به این امید که روزی به محل زندگی خود باز گردند اما با واگذاری شیلات به بخش خصوصی گویی از اوایل سال ۸۲ ضربه نهایی به ساکنان زده شد و حالا سال ها است که در پی بازپس گیری املاکشان هستند.

    نرگس .ر  افزود: با شروع دولت نهم شرایط باز پس گیری املاک برای ساکنان جزیره سخت تر شد و  محیط زیست هم به نوعی در آن زمان به دنبال تصاحب جزیره بود و قرار هم بود آن را به یک شرکت لبنی خصوصی واگذار کند که با پیگیری و اعتراض مکرر ساکنان، این مساله منتفی شد.

    وی در ادامه افزود: اگر چه پیگیری ها برای باز پس گیری املاک و زمین ها ادامه دارد، اما مازندران همچنان از ارائه سند منگوله دار به رغم کامل بودن مدارک امتناء می کند و در این بین هم مسئولان استانی اقدام جدی برای حل این مساله انجام نداده اند.

    وی اظهار کرد: جزیره همچنان بعد از تخلیه ساکنان در حال متروکه شدن است و در این بین دعواهای نه چندان خوشایند مازندران و گلستان بر سر تملیک، جزیره را به سمت نابودی  کشانده است.

    وی افزود: برخی با ادعاهای نادرست خود مبنی بر برهم خوردن اکوسیستم گیاهی و جانوری جزیره و همچنین نابودی آشوراده با اجرای طرح های گردشگری ، نه فقط کمکی به حفظ آن نمی کنند که همواره این حربه را به دست مازندارانی ها می دهند که نقش حاکمیتی خود را بر این جزیره سنگین تر کنند.

    این بانوی آشوری ادامه داد: تعداد ۱۴۰ نفر از ساکنان این جزیره که اسناد قانونی خود را مبنی بر مالک بودن زمین ها به اداره ثبت و اسناد و املاک بهشهر تحویل داده اند،  کمپینی هم در همین راستا برای مبارزه تا بازپس گیری زمین های پدری خود به راه انداخته اند و تا زمان دریافت سند های خود از هیچ اقدام قانونی هم فروگذاری نخواهند کرد.

    وی گفت: زمانی که برای پیگیری دریافت سندها در بهشهر بودم  به من گفته شد که اگر ما موفق شویم که آشور را بگیریم بی شک به شما سندی نخواهیم داد و چنانچه موفق نشویم سندهای شما را صادر خواهیم کرد.

    این ساکن با سابقه آشور با بیان اینکه ساکنان این جزیره موافق طرح های گردشگری در آشور هستند، گفت: اجرای طرح های توسعه ای متوازن و سازگار با محیط زیست در قالب طرح های بوم گردی نه فقط لطمه ای به اکوسیستم جزیره و حیوانات آن نمی زند که سبب پویایی و همچنین حفظ گونه های مختلف پرندگان و جاندارن و همچنین گونه های گیاهی خواهد شد.

    وی افزود: با توجه به اینکه تعداد زیادی از جوانان شهرستان بندر ترکمن و حتی خود آشوری ها نیاز به اشتغال و درآمد زائی دارند، اجرای این طرح ها در زمان فعلی که کشور به شدت به اقتصاد مقاومتی نیاز مند است تاثیر بسزائی بر اقتصاد استان و جذب گردشگر دارد.

    نرگس .ر ادامه داد: اینکه برخی از دلسوزان محیط زیست ادعا می کنند که با ایجاد طرح های گردشگری اکوسیستم منطقه به خطر می افتد تصور و ادعای بسیار بی موردی است چرا که هم اکنون به دلیل خالی ماندن جزیره، پای برخی قاچاقچیان و شکارچیان به این جزیره باز شده و چون متروکه مانده دست به هر اقدامی می زنند، بی آنکه مورد بازخواست قرار بگیرند و این در حالی است که در زمان سکونت آشوری ها هیچ مشکلی اکوسیستمی این منطقه را تهدید نمی کرد و دست هیچ قاچاقچی به گونه های جانوری این منطقه نمی رسید.

    وی افزود: انباشت زباله در این منطقه به دلیل متروکه بودن موجب شده تا وضعیت محیط زیستی جزیره به خطر بیافتد و این در حالی است که مدافعان اجرائی نشدن طرح گردشگری در آشوراده هنوز به هیچ یک از این مشکلات اشاره ای نکرده اند و حتی یک مصاحبه با ساکنان این جزیره مبنی بر اینکه آیا تمایل به اجرای طرح گردشگری در زادگاه پدری خود دارند یا نه را منتشر نکرده اند.

    نرگش. ر گفت: سوال اصلی اینجا است که چرا این افراد، ساکنان آشور و حقوق انسانی آن ها را نادیده گرفته اند و کسی هم به این مساله اعتراضی نمی کند.

    وی یکی از دلایل سنگ اندازی مازندران را در اجرائی نشدن طرح گردشگری آشوراده را کاهش توریست در این استان نام برد و گفت: با توجه به اینکه

    گرگان یکی از شهرهای ورودی از سمت مشهد و دیگر استان ها است بی شک با احیا شدن این جزیره نه فقط مسافران غیر بومی که بومی ها استان هم علاقمندی زیادی به حضور  در جزیره و لذت بردن از مواهبت طبیعی خواهند داشت و بی شک از تعداد سفر های آنان به مازندران کاسته خواهد شد.

    یکی دیگر از ساکنان جزیره، حاشیه سازی ها را راهی برای ممانعت حضور ساکنان در جزیره عنوان کرد و به کسب و کار گفت: مطرح کردن تخریب محیط زیست به  واسطه اجرای طرح های گردشگری به نوعی دست های پشت پرده مازندران است که توسط برخی اشخاص با عنوان دلسوزان محیط زیست، مانع توسعه منطقه بندر ترکمن و احیای جزیره شده است.

    عباس قدیمی افزود: این افراد به نوعی با این مساله برخورد می کنند که گویی از اساس مردم در این جزیره سکونت نداشتند و تا کنون دیده نشده که یکی از گزارش های منتشر شده در رابطه با آشوراده به ساکنان این جزیره بپردازد و از نزدیک پای حرف آنان بنشینند.

    قدیمی گفت: چند سالی است که رسانه های استان ساکنان جزیره را فراموش کرده اند و در این مدت که پیگیر دریافت اسناد املاک خود از بهشهر بودیم هیچگاه تماسی از سوی خبرنگاران نداشتیم.

    وی با بیان اینکه بهتر بود قبل از این همه حاشیه سازی در خصوص جزیره آشوراده با ساکنان آن هم صحبت می شد، اظهار کرد: از سال ۱۳۵۲ افرادی که در این جزیره ساکن بودند حق آب و گل و اظهار نظر  برای آشوراده دارند و بی شک ، آنها بسیار دلسوز تر از افرادی هستند که حتی یک روز هم در این جزیره زندگی نکرده اند تا عمق علاقه ما را به آن درک کنند.

    قدیمی افزود: در این بین مازندران هم از این مساله سوء استفاده می کند و برای جلوگیری از توسعه گردشگری متوازن و متناسب با محیط زیست در آشوراده، بر طبل شانتاژ می کوبد، اما هیچگاه دلیل قابل قبولی برای مخالفت با توسعه گردشگری در آشوراده نیاورده اند.

    دوستانی که امروز دم از تخریب اکوسیستم محیط زیست می زنند بهتر است بدانند که قبل از انقلاب و در سال ۵۲ این دریا توسط لایروب هایی که ساخت روسیه بود لایروبی می شد و برای آنکه بخش زیادی از جانوران دریایی از این لای ها تغذیه می شدند آن ها را در سمت بهشهر تخلیه می کردند تا منابع غذایی در یا به خطر نیفتد و به دلیل آب ریزی مرتب ولگا، قره سو و خلیج گرگان آب دریا همیشه در  گردش بود.

    این ساکن باسابقه آشور گفت: دیوار سنگ چینی که امروز شما در کنار بازارچه شاهد آن هستید بعد از ورود نخستین سیل و برای جلوگیری از هجوم آب در آنجا زده شد و از ابتدا هم در این قسمت آبی وجود نداشت و زمین لم یزرع بود.

    وی ادامه داد: پس از بسته شدن ولگا و کاهش ورودی آب قره سو و خلیج گرگاه به دریا، خزر پس روی کرد و دوباره همان قسمت سنگ چین مجدد  خشک و به حالت اولیه بازگشت.

    قدیمی با بیان اینکه این مسائل را تاکنون در گزارشی نخوانده است، اظهار کرد: اطلاعات دقیق دریای خزر و اینکه از گذشته تا به امروز چه اتفاقاتی برای خزر و آشور افتاده است را فقط شاهدان عینی که همان ساکانان جزیره هستند می توانند بیان کنند و بهتر است دلسوزان قبل از آنکه سلایق شخصی خود را در رابطه با اجرا شدن یا نشدن طرح گردشگری عنوان کنند  به خواسته مردم این منطقه ودریافت حقوق قانونی خود از مازندران که همان جزیره آشوراده است، توجه کنند. 

    وی افزود: بر خلاف گفته بسیاری از این دلسوزان، هیچ گونه جانوی در این مناطق از بین نرفته و این پرنده و دیگر جانداران از همان قدیدم که مردم در این دریا به سمت جزیره تردد داشتند در اینجا زندگی می کنند و بعد از متروکه شدن جزیره از تعداد آن ها کاسته شد.

    وی تصریح کرد: به علت  عدم حضور ساکنان در جزیره راه پای قاچاقچیان حیوانات هم به این جا باز شد و از سوی دیگر محیط زیست آن بر اثر انباشت زباله و عدم توجه مسئولان و حتی همان تعداد افرادی که ادعای نجات جزیره را دارند به شدت به خطر افتاده است.

    قدیمی با اشاره به اینکه به ساکنان آشور و همه مردم استان خواهان توسعه جزیره و حضور گردگشران در آن هستند، گفت: در بسیاری از شهرهای ایران طرح های گردشگری بدون آسیب زدن به طبیعت اجرا شده و درآمد بسیار زیادی کسب  می کنند، چگونه است که اجرای طرح ان هم با در نظر گرفتن ملاحضات زیست محیطی به این جزیره و اکوسیستم آن آسیب می زند .

    وی گفت: کاملا مشخص است که برخی کمر به از بین رفتن جزیره و در نهایت ملحق شدن آن به مازندران بسته اند و چنانچه جزیره به مالکیت مازندران در آید، خواهید دید که چگونه به سرعت برای کسب درآمد در آن سرمایه گذاری می کنند.

    نزدیک به ۱۶ سال  ازتصویب اجرای طرح گردشگری در جزیره آشوراده می گذرد  و این طرح نیز دیگر طرح های مهم اقتصادی استان، روی اجرایی شدن به خود ندید.

    این جزیره در حالی بین دو استان گلستان و مازندران و موافقان و مخالفان اجرای طرح پاسکاری  می شود که  همسایگان خزر از جمله ترکمنستان و آذربایجان اقدام به ساخت جزیره در خزر برای ایجاد طرح های گردشگری و جذب توریست کرده اند و با انکه این قابلیت طبیعی و بکر در دل خزر برای گلستانی ها موجود است، هنوز هیچ قدرت اجرائی نتوانسته از زمان تصویب اجرای طرح گردشگری در آشوراده، این جزیره تنها مانده خزر را به پتانسیلی برای توسعه اقتصادی و جذب گردشگر تبدیل کند.

  • گرایش زنان و دختران به مصرف مواد مخدر

    گرایش زنان و دختران به مصرف مواد مخدر

     بر اساس باورهای گذشته که اعتیاد به مواد مخدر را تنها یک مقوله مردانه می دانستند و بسیار کم دیده می شد که زنان با آن درگیر باشند اما امروزه هر چه مواد مخدر صنعتی بیشتر افزایش پیدا می کند متاسفانه میزان ابتلای زنان به اعتیاد نیز بالا می رود اعتیاد به مواد مخدر یکی از انحرافات شایع عصر حاضر است که سالانه قربانیان بی‌شماری می‎گیرد و آسیبی جدی بر پیکر خانواده و جامعه وارد می‌کند.

    در ایران ۲ میلیون و ۸۰۲ هزار و ۸۰۰ نفر مصرف کننده مستمر مواد مخدر در سن ۱۵ تا ۶۴ سال هستند و از این تعداد ۱۵۶ هزار نفر زن هستند، میانگین سنی اعتیاد در مردان ۲۴ سال و یک ماه و در زنان ۲۶ سال و دو ماه است، که متاسفانه این آمار برای جامعه ایران اسلامی که زن از جایگاه والا و ارزشمندی برخوردار است بسیار ناراحت کننده می باشد. سن مصرف مواد مخدر در جامعه جهانی کاهش و گرایش افراد تحصیل‌کرده، شاغل و زنان به مصرف مواد مخدر افزایش یافته است؛ ضربه‌پذیری نهاد خانواده، مراکز آموزشی، مدارس و دانشگاه‌ها و محیط‌های کاری از مصرف مواد مخدر بیشتر شده و این در حالی است که با طیف گسترده‌ای از انواع مواد مخدر و دسترسی آسان به آنها مواجه هستیم.

    متاسفانه در این میان آگاه سازی و هشدارهای لازم برای اینکه زنان به این سو گرایش پیدا نکنند به اندازه ای که باید باشد نیست و همین امر سبب می شود تا ما شاهد این امر باشیم که بسیاری از زنان به صورت ناخواسته در قالب رژیم های لاغری، زیبایی و دیگر موارد با این مقوله برخورد می کنند و ناخواسته وارد وادی اعتیاد می شوند. یکی دیگر از مواردی که سبب شیوع اعتیاد در بین زنان شده مصرف قلیان و سیگار است که متاسفانه گاها دیده می شود اکثر خانواده ها در تفریحات خود از آن استفاده می کنند و زنان نیز در کنار مردان قلیان می کشند در حالی که امروزه اعتیاد به سیگار و قلیان به عنوان تنها ماده تخدیر کننده‌ایی که برای همه افراد جامعه قابل دسترسی می‎باشد و مصرف آن قبح اجتماعی خود را از دست داده، رو به افزایش است. به زعم بسیاری از افراد جامعه، سیگار، جزء مواد مخدر محسوب نمی‌شود، در حالی که بر اساس طبقه‌بندی سازمان جهانی بهداشت به عنوان یکی از مجموعه‌های اعتیاد به مواد مخدر به حساب آمده است. افراد سیگاری بیشتر از سایرین در معرض اعتیاد به مواد مخدر قرار دارند.

    تحقیقات نشان می‌دهد که ۹۵ درصد از معتادان قبل از اعتیاد، سابقه مصرف سیگار داشته‌اند. اخیراً مصرف سیگار در بین جوانان و زنان ایرانی افزایش یافته است. بر اساس اطلاعات سازمان ملی جوانان ۳۰ درصد جوانان کشور در سنین ۱۰ تا ۱۹ سالگی، استعمال دخانیات را تجربه کرده‌اند و نسبت پسران در این تجربه بیش از دختران است. خانواده ها باید نسبت به عوامل و موضوعاتی که به بروز مسئله اعتیاد در بین جوانان و مخصوصا دختران می شود بسیار توجه داشته باشند، اگر اعتیاد در مورد مردان یک بیماری باشد که قابل درمان است اما این مسئله در مورد زنان کمی حادتر است چون زنان در این مسیر به فساد اخلاقی نیز کشیده می شوند. و همین امر سبب میشود تا برگشت یک زن معتاد به جامعه کمی سخت تر باشد برای همین باید زنگ های خطر در جامعه در خصوص اعتیاد دختران و زنان به صدا در بیاید و اطلاع رسانی های موثر در این زمینه انجام شود. زنان معتاد علاوه بر از دست دادن اعتبار و منزلت اجتماعی خود، از لحاظ عرف جامعه مورد قبول نیستند و طرد می‌شوند. این طرد همچنین از سوی خانواده فرد معتاد نیز صورت می‌گیرد، به جهت آنکه اعتیاد زنان معمولاً نشانه فروغلتیدن آنها در انواع رفتارهای ضداخلاقی می‌باشد. خانواده زنان معتاد، روابط عاطفی و انواع حمایت‌های خانوادگی را از آنان (به ویژه دختران) قطع می‌کنند و این مسأله آغاز مشکلات جدیدتر و خطرناک‌تر است.

    متاسفانه نسبت به گذشته رشد آمار اعتیاد، دختران فراری و ایدز در میان زنان افزایش یافته است و این موضوعات نیز بررسی‌های کارشناسی دارد . دختران از لحاظ روحی و روانی عاطفی و حساس‌اند و خانواده‌ها باید خلاء‌های عاطفی فرزندانشان را رفع سازند تا دچار مشکلاتی همچون اعتیاد آنها نشوند. البته به موضوع افراط و تفریط در این راستا باید توجه شود. در دین مبین اسلام به محبت و عاطفه بسیار زیاد توجه شده است و خانواده‌ها باید حرف و عمل دینی آنها برای فرزندانشان یکسان باشد تا بتوانند از ایجاد آسیب‌های اجتماعی جلوگیری کنند. همچنین تقویت ایمان در میان نوجوانان و جوانان خود نوعی پیشگیری از اعتیاد به شمار می‌رود.

  • رعایت الگوی مصرف خوب است اما برای همسایه!

    رعایت الگوی مصرف خوب است اما برای همسایه!

    «بیش از نیمی از گاز خاورمیانه در ایران مصرف می‌شود. » «۱۰ سال دیگر واردکننده انرژی می‌شویم.»« مصرف گاز خانگی در ایران ۵ برابر اروپا است.»« ایران ۱۳ برابر ژاپن و ۸ برابر اروپا انرژی مصرف می کند.»«ایرانیان به اندازه همه شهروندان اتحادیه اروپا گاز مصرف می‌کنند.»« ایرانی ها چند برابر دنیا برق مصرف می کنند؟»«مصرف برق ایران ۳ برابر میانگین جهانی است.»« شدت مصرف انرژی در ایران ۱.۵ برابر میانگین جهانی است.»« میزان مصرف آب هر ایرانی دو برابر مصرف جهانی است.»«سرانه مصرف آب در ایران تقریبا دو برابر کشورهای اروپایی هست.»

    بدون شک همه ما این عبارات و جملاتی از این دست را بارها و بارها شنیده و یا در مطبوعات و رسانه ها خوانده ایم.جملاتی که اکثراَ به منظور تهییج افکار عمومی در خصوص مصرف بهینه یا صرفه جویی در مصرف منابع انرژی یا آب و … به کار می روند ولی در عمل تاثیرچندانی در میزان مصرف منابع مختلف نداشته اند و هر سال خلق رکورد های جدید در این خصوص هستیم. البته این همه ماجرا نیست و وقتی کار خیلی بیخ پیدا می کند، دولت ها دست به دامان افرادی مثل بهرام عظیمی و طراحان شخصیت های کارتونی نظیر سیاساکتی، بابا برقی و آقای ایمنی می شوند تا یک شبه ساختار الگوی مصرف مردم را تغییر دهند و مانع از پیشروی روند رو به رشد مصرف انرژی و یا سایر منابع تجدید ناپذیر شوند!

    اما جالب اینجاست که اکثر حامیان انرژی و مدعیان جملات بالا، که از شهروندان انتظار رعایت الگوی صحیح مصرف را دارند، خودشان را هیچگاه ملزم به رعایت چنین الگویی نمی بینند و برای شستشوی حیاط منزل و یا پر کردن استخر،کماکان از آب شرب استفاده می کنند، برای پیمودن مسیر های کوتاه اصلاً حاضر به استفاده از دوچرخه یا طی مسیر به صورت پیاده نیستند؛ در مسیر های طولانی استفاده از وسلیه نقلیه تک سرنشین را به استفاده از وسایط نقلیه عمومی ترجیح می دهند؛ هنگام پذیرایی از مهمان حاضر به کم کردن تعداد لامپ های روشن منازل خود نیستند؛ هیچگاه خود را ملزم به پوشیدن لباس بیشتر در فصل سرما نمی بینند و ترجیح می دهند شعله بخاری یا درجه وسلیه گرمازا را افزایش دهند و موارد مشابه دیگر… اما همین دوستان در رسانه ملی و جراید و سایر وسایل ارتباط جمعی از مردم انتظار استفاده بهینه از انرژی و رعایت الگوی مصرف را دارند.

    چرا که اساساً شعار دادن، مقاله و یادداشت نوشتن و همایش و سمینار برگزار کردن، هزینه و دردسر چندانی ندارد ولی رعایت الگوی مصرف بالتبع درد سرهایی دارد که هیچکس حاضر نیست خود پیشقدم شود؛ فلذا اکثریت قریب به اتفاق افراد انتظار صرفه جویی یا تغییر رفتار از دیگران دارند!

     الگوی مصرف چیست؟

    کارشناسان اقتصادی در دنیا الگوی مصرف یا Consumption Pattern را مجموعه ای از انواع ، مقدار و تمایلات و فعالیت های بشر در استفاده از منابع به منظور حفظ حیات، آرامش و لذت بیان کرده اند. در واقع الگوی مصرف را می توان میزان استفاده از منابع یا خدمات دانست که به طور حتم این میزان در کشور های مختلف با توجه به ساختار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع، متفاوت است. به عنوان مثال هیچگاه نمی توان الگوی مصرف یا سرانه گاز مصرفی کشوری را که بهینه سازی مصرف را از سال ها قبل شروع کرده و بخاری های حرارتی را به موزه ها فرستاده است با کشوری مقایسه کرد که هنوز ۷۰ درصد از وسایل گرما زا در منازل، ادارات و مدارس وسایل حرارتی هستند که با سوزاندن مستقیم سوخت حرارت تولید می کنند. این موضوع در سایر منابع تجدید پذیر و تجدید ناپذیر هم صدق می کند. در حقیقت می توان چنین نتیجه گیری کرد که الگوی صحیح مصرف مولفه ای است متغیر که شکل گیری ساختار آن به عوامل و فاکتور های محیطی فراوانی بستگی دارد و با تغییر زیر ساخت ها و فرهنگ عمومی مصرف، ارتباط مستقیم دارد.

     بهینه سازی چیست؟

    با توجه به افزایش مصرف انرژی، محدود بودن منابع طبیعی، حرکت در راستای طرح توسعه پایدار و حفظ محیط زیست بایستی تا حد امکان از هدر رفتن و تلف شدن انرژی و سایر منایع موجود جلوگیری شود. واژه بهینه‌سازی ترجمه کلمه optimization است که در ریاضیات مفهوم خاص خود را دارد، در کشور ما نیز در زمینه های مختلف از جمله استفاده از انرژی و منابع طبیعی مورد استفاده قرار گرفته ‌است. بهینه‌سازی مصرف انرژی برای یک فرایند می‌تواند به صورت موضعی (Local) و یا بصورت جامع (Global) برای یک سیستم که متشکل از چندین فرایند است، انجام شود.

    در واقع بهینه سازی لزوماً به معنای کم مصرف کردن نیست.گاهی اوقات ضرورت ایجاب می کند کشت یک محصول یا تولید یک قطعه در کشور متوقف و از خارج وارد شود و این به معنای بهینه سازی در مصرف انرژی یا منابع موجود در کشور است.

    استفاده از تکنولوژی های جدید و مواد اولیه بهتر و سازگار با محیط زیست، استفاده بهینه از مواد و بازیابی آنها در صنایع مختلف، بالا نگهداشتن قیمت انرژی، یافتن کاربردهای جدید برای موادی که به وفور یافت می‌شوند و فعلاً کم مصرف هستند، استفاده از انرژی های نو و تجدیدپذیر، آموزش مصرف انرژی به افراد از طریق رسانه‌های ارتباط جمعی و توسعه فرهنگ عامه مردم در جهت مصرف کمتر و بهینه از انرژی از راهکار های عملی در توسعه بهینه سازی مصرف در کشور محسوب می شوند.

    رعایت الگوی مصرف خوب است اما برای همسایه!

    استفاده بهینه و منطقی از انرژی امری طبیعی است و در همه جای دنیا مردم به اندازه نیاز از انرژی استفاده می کنند. اما در کشور ما به علت فراوانی و ارزانی منابع مختلف، به نوعی بریز و بپاش انرژی و منابع مرسوم شده است و از آنجا که سهمیه ای نیز در این خصوص برای کسی در نظر گرفته نشده است، هر کس به میل و دلخواه خود عمل می کند. به جرات و به ضرس قاطع می توان گفت با وجود جدی بودن بحران انرژی در کشور هنوز درجه اظطرار برای بسیاری از مردم و مسئولین آنقدر ملموس نیست که کسی زنگ خطری را به صورت جدی در این خصوص به صدا درآورد.

    در تائید این مدعا می توان به مصرف بی حساب و کتاب انرژی در منازل و ادارات اشاره کرد.در بسیاری از ادارات دولتی علی الخصوص بانکها در فصول مختلف سال شاهد پدیده اینورژن یا وارونگی در پوشاک هستیم! بدین ترتیب که کارمندان ادارات مورد نظر در محل کار خود، در فصل تابستان از کت و شلوار و در فصول سرد سال از پیراهن نخی یا تی شرت استفاده می کنند!

    باز گذاشتن پنجره ها نیز در تمام فصول سال به منظور تعدیل دمای اطاق نیز امری عادی تلقی شده و کسی خود را ملزم به کم کردن درجه کولر یا بخاری نمی بیند. بعد از هدفمندی یارانه ها و بالا رفتن نسبی قبوض آب و برق و گاز،روزی برای انجام یک کار بانکی به یکی از بانک های خصوصی مراجعه کردم. با وجود اینکه فصل بهار بود و تازه وارد اردیبهشت شده بودیم، کولر قدی بزرگی در بانک روشن بود و دمای محیط به طرز وحشتاکی پائین بود که تقربیاً تحمل آن غیر ممکن بود. وقتی به یکی از کارمندان که از آشنایان بود به شوخی گفتم که بعد از دریافت اولین قبض برق، این کولر خاموش خواهد شد! لبخندی زد و گفت: «این پرونده ای که روی میز است مربوط به یک وام ۱۴۴ میلیونی است که سود آن در سال تقریباً ۲۸ میلیون است.آیا قبض برق ما در سال بیشتر از ۲۸ میلیون است! وقتی با سود یک وام تمام قبض های آب و برق و گاز و تلفن پرداخت می شوند، بنابراین روشن کردن کولر اوایل بهار امری طبیعی است و ما نیازی به صرفه جویی نمی بینیم!» دردمندانه تر اینکه در طول این سال ها حتی در مدارس که به علت واریز نشدن سرانه یا کمبود مبلغ سرانه اکثر مدیران با مشکل پرداخت قبوض آب و برق و گاز مواجه هستند، در بسیاری از ساعات روز پنکه ها، شوفاژ ها، یا لامپ های کلاس ها و سالن بلااستفاده روشن هستند.

    البته چنین پدیده های در منازل مسکونی افراد نیز قابل مشاهده است ولی بعد از بالا رفتن تصاعدی قبوض در طول این سال ها، مصرف انرژی تا حدودی در منازل شخصی کاهش یافته است ولی هنوز با استاندارد های فرهنگی سایر جوامع تفاوت های فاحشی وجود دارد. در واقع با وجود آگاهی از مصرف بالای انرژی در جامعه و لزوم تغییر ساختار در نوع مصرف، به دلایل مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی شخصیتی، فعلاً هیچ کس حاضر به پیشگام شدن در این مسیر نیست و کسی خود را ملزم به اجرای «تغییر و یا اصلاح الگوی مصرف» در خانه و محل کار نمی بیند.

     فرهنگ سازی و مشاهدات مردمی

    اما با وجود آگاهی همگان از مزایا بهینه سازی و لزوم تغییر ساختار در مصرف انرژی و منبع مختلف، دلایل فراوانی در عدم تمکین مردم از این تغییر ساختار در فرهنگ مصرف متصور است. یکی از دلایلی که افراد را گاهی اوقات در اصلاح الگوی مصرف مردد می سازد و باعث می شود به خرده هرز رفت های انرژی توجه چندانی نکنند، بی توجهی دولتی در خصوص حفاظت از منابع ملی می باشد. چندی قبل وزیر محترم نیرو از هدر رفت ۲۴ درصد یا به عبارتی یک چهارم از منابع آب کشور در شبکه آبرسانی خبر داد.در واقع فرسوده بودن شبکه های مختلف انرژی همه ساله باعث هدر رفت مقادیر معتابهی از انرژی و منابع مختلف می شود. از سویی گاهی اوقات چکه کردن شیر آب در یک تیزر تلویزیونی از مصادیق اسراف تلقی می شود ولی متعاقب آن مرمت ترکیدگی لوله آب در کوچه یا محل سکونت شما و تشکیل چشمه زیر زمینی علی رغم پیگیری های شما و ساکنین محل، تا چندین روز طول می کشد و صد ها هزار لیتر آب تصفیه شده به راحتی هدر می رود. تعارضات این چنینی در مواجهه با منابع ملی کشور در دراز مدت نوعی بدبینی و عدم اعتماد به رویکرد اتخاذ شده از سوی دولت در قبال حفاظت از منابع ملی به وجود خواهد آورد و جدی بودن بحران منابع را در نظر مردم کمرنگ و کمرنگ تر خواهد ساخت.

     فرهنگ سازی و توسعه متوازن رفاه اجتماعی

    آنچه مسلم است اینکه فرهنگ سازی با واردات فرهنگ یا تهیه فرهنگ در آزمایشگاه و توزیع بین مردم از طریق قرص و آمپول میسر نیست. فرهنگ سازی مقوله ای پیچیده و در عین حال هزینه بر است که در طی سال های متمادی حاصل می شود و شرایط خاص و عوامل فراوانی در بروز آن دخیل هستند. بنابراین اینکه تصور کنیم با پخش چند کلیپ کارتونی یا توصیه عادل فردوسی پور در زمان پخش مسابقات فوتبال جام جهانی، میزان مصرف بنزین در کشور به نصف تقلیل پیدا خواهد کرد، تصوری محال و باطل است. نکاتی را که در فرهنگ سازی می توان اشاره کرد عبارتند از:

    الف) از بین بردن تعارضات:یکی از اصول فرهنگ سازی در جامعه از بین بردن تعارضات در سطح جامعه است. اینکه مسئولی در همایش دوچرخه سواری از مزایای بی شمار استفاده از دوچرخه سخن به میان می آورد و بعد از پایان همایش با خودروی شخصی خود محل همایش را ترک می کند، به معنی خواندن فاتحه همایش و عدم استقبال از فرهنگ عمومی استفاده از دوچرخه می باشد. یا مصرف بی رویه انرژی در ادارات دولتی، اراده مردم را در مصرف بهینه انرژی سست خواهد کرد. بنابراین قبل از درخواست عمومی در قبال اجرای یک طرح یا رعایت یک ساختار از سوی عامه مردم، باید به حذف تعارضات و مصادیق تضاد با ساختار مورد نظر در جامعه پرداخت.

    ب) توجه به زیر ساخت ها و امکانات موجود: توجه به زیر ساخت ها ، امکانات موجود نیز در فرهنگ سازی امری ضروری ، حیاتی است. به عنوان مثال توصیه به استفاده از وسایل نقلیه عمومی و اوضاع نابسامان این سیستم، مانعی آشکار در عدم استقبال از این فرهنگ محسوب می شود. بنابراین در اصول فرهنگ سازی قبل از توصیه عمومی به رعایت یک هنجار یا ساختار، باید به ایجاد و فراهم ساختن زیر ساخت ها و امکانات توجه داشت.

    پ) توجه به قیمت واقعی محصولات: در حال حاضر قیمت برخی از منابع و تولیدات در بخش های مختلف از یک لیتر آب ارزان تر است. پیشنهاد می شود دولت به جای پرداخت یارانه نقدی در خصوص حامل های انرژی یا آب و برق و … سهمی برای هر خانواده در نظر بگیرد که با قیمت معمولی و به اصطلاح یارانه ای محاسبه شود. افرادی که تمایل به مصرف بیشتر از سرانه عادی دارند، ملزم به پرداخت هزینه به قیمت جهانی فراورده شوند.

    پایان سخن

    در خاتمه ذکر این نکته ضروری است که تنها راه مصرف متعادل و بهینه انرژی و منایع موجود در کشور فرهنگ سازی و لزوم آموزش در خصوص اهمیت این قضیه است. اما نکته مهم تر طولانی بودن این روند و هزینه بردار بودن آن است. چیزی که دولت ها عمدتاً در دوره کوتاه ۸ ساله خود توجه چندانی به آن ندارند و در صدد اجرای طرح های کوته مدت و میان هستند که مطمئناً در خصوص فرهنگ سازی جواب نخواهد داد.

    جدی گرفتن نقش رسانه ها، استفاده از پتانسیل هنرمندان، ورزشکاران و افراد مشهور، نقش آموزش و پرورش، تبلیغات محیطی، تمرکز بر روی سیستم تشویق و تنبیه در احیای یک فرهنگ، توجه به اصل آموزش از طریق خانواده، اختصاص یارانه در تهیه برخی وسایل نظیر شیر های آب هوشمند، پنجره دوجداره، پکیج و … می تواند در تغییر ذائقه مردم در مصرف انرژی و سایر منابع طبیعی کشور موثر باشد.

  • همایش بزرگ شیرخوارگان حسینی در ۹ بقعه گلستان برگزار می شود

    همایش بزرگ شیرخوارگان حسینی در ۹ بقعه گلستان برگزار می شود

    حجت الاسلام روح الله سلیمانی فرد در گفتگو با خبرنگار بازار کسب و کار اظهار کرد: امسال همایش بزرگ شیرخوارگان حسینی همزمان با سراسر کشور در تمامی شهرهای گلستان برگزار می شود.

    وی با اشاره به اینکه با اشاره به اینکه این برنامه به منظور گرامیداشت شخصیت حضرت علی اصغر(ع) خردسال ترین شهید کربلا برگزار می شود، افزود: طبق برنامه ریزی های انجام شده همایش بزرگ شیر خوراگان حسینی در ۹ بقعه متبرکه استان برگزار خواهد شد.

    مدیرکل اوقاف و امور خیریه استان گلستان گفت: این مراسم به صورت متمرکز ساعت ۸:۳۰ در مصلی گرگان برگزار می شود.

    گفتنی است این همایش هرسال همزمان با سراسر کشور در نخستین جمعه ماه محرم برگزار می شود.

  • اختصاص ۸ میلیارد تومان برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی در گلستان

    اختصاص ۸ میلیارد تومان برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی در گلستان

    معاون استاندار گلستان گفت: حدود هشت میلیارد تومان اعتبار برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی به استان گلستان اختصاص یافت.

    عبدالرضا چراغعلی اظهار کرد: دو میلیارد و ۱۳۵ میلیون تومان اعتبار برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی به استان اختصاص داده شد که این مبلغ با احتساب تفاهم‌نامه‌های همکاری با سایر بخش‌ها از جمله بهزیستی، آموزش و پرورش، اداره امور زندان‌ها و غیره به هشت میلیارد تومان رسیده است.

    وی افزود: در زمان سیل نیز یک میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان اعتبار برای مقابله با آسیب‌های اجتماعی به استان اختصاص یافت که بین تشکل‌های مردمی فعال و خدمات‌رسان در سیل توزیع شد.

    معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار با بیان اینکه گلستان تا سال ۹۴ رتبه دوم شیوع مصرف موادمخدر را در کشور داشت، گفت: آمارهای این بخش هر چهار سال یکبار اعلام می‌شود و براساس برآوردهای صورت گرفته گلستان در شاخص شیوع مصرف موادمخدر در جایگاه شانزدهم کشور قرار گرفته است.

    وی بیان داشت: با دستور استاندار گلستان طبق فرآیند قانونی مشخص پاکسازی نقاط آلوده در استان از هفته آینده به طور جدی آغاز می‌شود.

    چراغعلی درباره کمبود ظرفیت نگهداری و مراقبت از معتادان متجاهر نیز گفت: ظرفیت‌های لازم متناسب با نیازهای استان در زمینه جمع‌آوری و نگهداری معتادان متجاهر در استان فراهم نیست. در شهرهای گرگان و گنبدکاووس مراکز ماده ۱۶ فعال است و فرمانداری‌ها نیز مکلف به فراهم کردن شرایط لازم برای جمع‌آوری معتادان، نگهداری و درمان آنان هستند.

  • کابوس دانش آموزان گلستانی

    کابوس دانش آموزان گلستانی

    این روزها خانواده های گلستانی در حالی به دنبال مدرسه مناسب برای ثبت نام فرزندان خود هستند که تعداد زیادی از دانش آموزان این منطقه بخصوص در روستاهای محروم شرق استان و مناطق سیل زده از داشتن مدرسه محرومند و به ناچار باید در مدارس کانکسی تحصیل کنند. این قصه زمانی برای دانش آموزان گلستانی تلخ تر می شود که می دانند باز هم باید سرمای زمستان و گرمای بعد از زمستان را تا پایان تحصیل در داخل جداره های آهنی کانکس ها تحمل کنند. کمبود فضای آموزشی درحالی گریبان دانش‌آموزان گلستانی را گرفته است، که سال ها است تعداد زیادی مدارس شهر و روستاهای محروم استان تخریبی هستند و نیاز به بازسازی دارند و تحصیل در آن ها به نوعی تهدید جانی برای دانش آموزان محسوب می شود. این مساله در حالی به یکی از نگرانی های مسئولان و فعالان حوزه اجتماعی استان تبدیل شده است که در بسیاری موارد مسئولان حوزه آموزشی استان برای ارائه آمار مدارس کانکسی استان همکاری لازم را رسانه ها ندارند و مشخص نیست که آیا امتناع از ارائه آمار به علت فقدان آمارها است و یا برخی ملاحظات مانع ارائه آن شده است. چندین ماه پیش مدیر کل نوسازی و تجهیز مدارس استان گلستان اعلام کرد که ۹۲ مدرسه کانکسی در استان وجود داشت که ۴۵ مدرسه با شروع تحویل مدارس سال ۹۷ جمع آوری شد. یاسر لیوانی اظهار کرده بود که بنا داریم ۴۵ مدرسه کانکسی باقیمانده را هم جمع آوری کنیم و البته عشایری بودن برخی از نقاط و کم بودن تعداد دانش آموزان ممکن است این اجازه را به ما ندهد.

    مجبور به استفاده از کانکس هستیم

    در حالی که مدیر کل نوسازی مدارس گلستان تعداد مدارس کانکسی را ۴۵ مورد اعلام می کند، مدیرکل آموزش و پرورش استان گلستان گفت: در ۷۲ مدرسه استان کانکس داریم که در برخی از این مدارس تعداد
    دانش آموزان آن کمتر از ۱۰ نفر است و فضای موجود مدرسه یا تخریبی و یا گِلی است.
    احسان گوهری راد عنوان کرد که بیشترین مدارس کانکسی در گنبدکاووس با ۱۵ مورد (عشایری و روستا) وجود دارد و دلیل آن مهاجرت و کوچ زیاد است.
    وی اظهار کرده بود که هزینه کردن برای روستایی که وضعیت این چنینی دارد و یا عشایری است و برای سال آینده ممکن است دانش آموز دیگری برای حضور در آن نباشد، ظلم کردن به سایر مدارس است و به همین جهت برای این مناطق از کانکس برای تشکیل کلاس درس استفاده
    می کنیم و تمام تلاش ما این است که کانکس هایی که استفاده می شود، استاندارد باشد.
    گوهری راد با بیان این که این کانکس ها در برابر آتش سوزی ایمن هستند، گفته است، از این کانکس ها به عنوان کلاس های
    پیش ساخته نام برده می شود و در این بین تعدادی مدارس کانکسی داریم که مدارس اصلی آن ها در حال ساخت است و تا زمانی که کار ساخت مدرسه به پایان نرسیده، دانش آموزان در کانکس تحصیل می کنند.
    بر اساس آمار ارائه شده از سوی مسئولان حوزه آموزشی ، در جریان سیل اخیر حدود ۵۰ مدرسه کانکسی راهی استان شد که جایگزین مدرسه های تخریبی سیل زده گمیشان و اق قلا شد.
    این در حالی است که بر اثر حادثه سیل اخیر، ۲۱ مدرسه در شهرستان آق‌قلا و ۱۰ مدرسه نیز در شهرستان گمیشان دچار آسیب شده‌اند که نیاز به بازسازی و ترمیم دارند.
    گوهری راد در مراسم تجلیل از خیران مدرسه ساز که در تیرماه ۹۸ برگزار شد اعلام کرد که تعهد خیران در سال گذشته ۳۸ میلیارد تومان بود که ۶۵ درصد تعهدات انجام و بخشی از مدارس ساخته شده است اما به رغم همه تلاش‌ها حدود
    ۳۰ درصد کلاس‌ها برای حضور دانش‌آموزان ایمن نیست و باید کارهای بزرگتری انجام شود.
    وی عنوان کرد، از ۱۲ هزار کلاس درس در استان حدود سه هزار و ۵۰۰ کلاس درس فاقد استانداردهای لازم آموزش و پرورش است که تلاش می‌کنیم با کمک خیران و سایر موسسه‌ها و نهادها بتوانیم این تعداد را هر ساله کمتر کنیم تا مدارس ناایمن نداشته باشیم.
    مدیر کل آموزش و پرورش اعلام کرد که تلاش می‌کنیم تا از نظر کیفیت آموزشی مدارس خوبی داشته باشیم و به مردم تعهد بدهیم که دانش‌آموزان که فرزندان ما هستند در مدارس استاندارد تحصیل می‌کنند.
    گوهری‌راد تاکید کرد برای اینکه بتوانیم از خیران بیشتر استفاده کنیم یکی از کارهای دولت در بودجه امسال، پیش‌بینی اعتبارات قابل توجه برای مشارکت خیران است. براین اساس اگر خیران منابع مالی ۳۰ درصد پروژه را تأمین کند بقیه از سوی دولت فراهم می‌شود و مدرسه به نام فرد خیّر ساخته می‌شود.

    نیک اندیشان پای ثابت مدرسه سازی در گلستان

    مدیر کل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری گلستان با بیان اینکه مسئولان حوزه آموزش وپرورش بایددرارائه آمارِکمبودهای فضاهای آموزشی به مردم ومسئولان هم کم کاری کنند، گفت: هر اندازه این آمار شفاف تر به رسانه ها و مدیران اجرائی ارائه شود،
    بی شک حساسیت جامعه و مدیران را نسبت به رفع این مشکل بیشتر خواهد کرد.
    دکتربرزمینی افزود: نیک اندیشان مدرسه ساز که طی سال های اخیر تلاش ها و خدمات زیادی در رابطه با تجهیز ، ساخت و یا تعمیر مدارس در استان داشته اند؛ از پایه های ثابت در بخش مدرسه سازی و رهایی
    دانش آموزان از مدارس کانکسی هستند که باید حمایت های بیشتری از آنان صورت گیرد.
    وی با انتقاد از اینکه در برخی موارد
    بروکراسی های اداری دست و پای نیک اندیشان مدرسه سازرا می بندد، تصریح کرد: باید
    ساز و کاری فراهم شود تا این افراد بدون درگیر شدن با برخی مقررات دست وپاگیراداری بتوانند به راحتی در امر مدرسه سازی ورودپیدا کرده و دیگر نیک اندیشان نیز رغبت بیشتری برای امر خیر مدرسه سازی در استان پیدا کنند. برزمینی افزود: با توجه به اینکه گلستان دارای آمار چشمگیری در رابطه با کودکان بازمانده از تحصیل است،استفاده از توان خیران مدرسه ساز و توجه به اجرای خواسته های آنان در این امر مقدس را بسیار ضروری دانست.
    مدیر کل امور اجتماعی استانداری گلستان، همچنین اظهارداشت: بر اثر سیل امسال، مدارس زیادی در شهرهای سیل زده استان دچار تخریب شدند و تعدادی از نیک اندیشان مدرسه ساز با هزینه شخصی خود اعلام آمادگی کرده اند که در این مناطق مدرسه دخترانه و پسرانه بسازند، در نتیجه ضروری است تا دستگاه های اجرائی نیز همکاری و مساعدت لازم را با آنان داشته باشند.
    کمبود مدارس در مناطق شهری و روستائی و دسترسی محدوددانش آموزان به مدرسه که نزدیک به محل سکونت آنان هم باشد یکی دیگر از مشکلات دانش آموزان و خانواده های آنان است که باید توجه ویژه ای به این مساله شود.

    جایگاه دومی گلستان در فراوانی کودکان بازمانده از تحصیل

    معاون سیاسی امنیتی استانداری گلستان هم ماه گذشته در جمع خیران مدرسه ساز گلستان عنوان کرده بود که گلستان جایگاه دوم کشوری را در فراوانی کودکان بازمانده از تحصیل دارد و خیران در زمینه‌های مختلف که مشکلاتی برای تأمین ضرورت‌ها داشتیم جلوتر از دستگاه‌های دولتی حضور دارند.
    چراغعلی عنوان کرد: اقداماتی که خیران مدرسه‌ساز در کشور رقم زدند رویه ای برای ورود سایر خیران در عرصه‌های مختلف شده است.
    وی با بیان اینکه خیران کشور در سیل و حادثه اخیر کشور عملکرد قابل قبولی داشتند، اظهار کرد: سیل به ۳۲۴ مدرسه استان آسیب زد که از این تعداد ۳۵ مدرسه نیازمند بازسازی مجدد است.
    چراغعلی با بیان اینکه خوشبختانه ساخت بخش قابل توجهی از این مدارس را خیران تقبل کرده اند و حتی متعهد هستند آن را جلوتر از دولتی ها تحویل دهند.
    وی با اشاره به اینکه آموزش و پرورش، خیران و نوسازی سه بازوی توانمند هستند که می توانند مشکلات مدارس را پوشش دهند، گفته بود که کشور در زمینه حفظ تمامیت ارضی و اقتدار نظام مشکلی ندارد اما در خصوص مسائل فرهنگی در چند دهه گذشته علیرغم زحماتی که انجام شده، کار قابل قبولی اتفاق نیفتاده است
    معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار گلستان با بیان اینکه اگر حضور خیران در عرصه های فرهنگی نبود شاید چالش های فرهنگی بیشتری داشتیم، تصریح کرده که طبق آمارها ۲۵ هزار دانش آموز بازمانده از تحصیل در استان داریم و متاسفانه از این منظر در جایگاه دوم کشور هستیم.
    ارائه آمار ها در هاله ای از ابهام
    اگر چه آمارهای ارائه شده در این گزارش به استناد سخنان مدیران حوزه آموزشی استان بوده است، اما مشخص نیست تا به کی باید مهر خاموشی بر لب مدیران آموزشی شهرهای مختلف برای ارائه آمار صحیح از مدارس کانکسی و تخریبی گلستان بخورد و به راستی چرا ارائه اینگونه آمار همچنان باید در هاله ای از ابهام باقی بماند و برخی مسئولان اجرائی استان هم در خصوص ارائه این آمارها شفاف سازی نمی کنند.
    از سو دیگر به استاند صحبت های مدیر کل آموزش و پرورش گلستان مه مدارس کانکسی را استاندار عنوان کرده بود باید گفت که آیا وی و یا دیگر مدیران حوزه اجرائی استان حاضر به تحصیل فرزندان خود در این مدارس هستند و اینکه این ادعا آیا سرپوشی بر کم کاری دستگاه های اجرائی برای تعمیر و یا ساخت مدارس در شهرها و روستاهای استان بر حسب نیاز دانش آموزان هر منطقه نیست…

  • آقای شهردارآسیایی کمی درشهرقدم بزنید؟!

    آقای شهردارآسیایی کمی درشهرقدم بزنید؟!

    مدت ها است شهر گرگان روی خوش رنگ و لعاب و نوازش های شهری را به خود ندیده و شهروندانش که تا چندی پیش از قدم زدن و تردد در شهر لذت می بردند ، این روزها شاهد تخریب امکانات رفاهی شهری از جمله خرابی پله های برقی و اسانسورها پل های عابر پیاده، عدم رسیدگی به فضاهای سبز شهری، و عدم اجرائی شدن وعده های داده شده و بی برنامگی و عدم توجه شهردار گرگان به خواسته های خود هستند.

    به رغم انتقاداتی که بسیاری از جمله اعضای شورای شهر از شهردار سابق در رابطه با تخلفات وی داشته اند و دارند، اما همچنان صادقلو به دلیل احترام به حقوق شهروندان به دلیل اجرای برنامه های گسترده شهری و به موقع آنان و توجه به نیازها و شادابی روحیه شهروندان ، قابل احترام است و همین اعضا نتوانستند با انتخاب شهردار جدید، نه فقط تا کنون حتی یک طرح کوچک به طرح های قبلی اجرا شده در شهر گرگان، اضافه کنند که همان امکانات قبلی نیز به دلیل عدم توجه و رسیدگی شهردار فعلی در حال تخریب است.

    در حالی که درصد بالایی از شهروندان گرگانی از فعالیت شهردار فعلی رضایت چندانی ندارند و البته گوشی هم برای شنیدن صداهایشان نیست، برخی سایت های خبری با مصاحبه های پی در پی با دادبود، مدام خبر از اجرای طرح های چند صد میلیاردی در گرگان می دهند واین در حالی است که شهرداری گرگان در بحث رسیدگی به برخی نیازهای رفاهی و روحی و روانی شهروندان موفق عمل نکرده است.


    خوب است آقای شهردار آسیایی به همراه اعضای شورای شهر برای چند روز هم که شده، از ماشین های چند صد میلیونی خود پیاده شوند و در شهر قدم بزنند، تا کمی حواسشان به نیازهای شهری و شهروندان جلب شود.

    از پیاده روهای نا مرتب، بلوارهای و فضاهای سبز خشکیده تا نا مرتب بودن فضاهای سبز شهری، وجود زباله و خاشاک در پیاده روها، آلودگی صندوق های زباله و جمع شدن حشرات درون آن به دلیل گرمای هوا و بوی نامطبوع، خاموش ماندن فواره های نصب شده در ناهارخوران و دیگر میادین شهر، خاموش ماندن چراغ های برق پیاده رو ها بخصوص در جاده ناهار خوران که محل تردد بسیاری از شهروندان برای پیاده روی های شبانه تابستانی است، اسکان مسافران در پیاده روهای ناهارخوران به همراه پارک خوردروها ، از بین رفتن نماهای شهری که در زمان شهردار قبلی نصب شده بود و جلوه بسیار زیبایی بخصوص در شب برای تلطیف روحیه شهروندان به شهر می داد و گرگان را زبانزد مسافران کرده بود و دیگر شهرداران را ترغیب به کپی برداری از طر ح های وی کرده بود، گرفته تا راه پله های برقی پل های عابر پیاده و خرابی آسانسورهای پل ها، عدم نظافت نمای پل های عابر پیاده، ترافیک سرسام آور خیابان شالیکوبی به دلیل کندی اجرای طرح فاضلاب شهری در هوای گرم، نا بسامانی در برخورد با برخی مسافران متخلف، بستن نمای پارک شهر گرگان با اجرای بنرهایی که هرزگاهی تبلیغات شهرداری را به نمایش می گذارد و فقدان امکانات رفاهی شهری برای تردد معولان و نابینایان،
    که اگر شورای شهری ها و روابط عمومی شهرداری از شهروندان نظر سنجی انجام دهند میزان نارضایتی شهروندان را خواهند دید.

    یادم هست زمانی رو در رو به حسین صادقلو شهردار سابق گرگان به دلیل مصاحبه نداشتن با رسانه ها گلایه مند شدم که وی در پاسخ به این گلایه مندی، جواب داد بسیاری از مدیران با مصاحبه های پی در پی قصد اعلام عملکرد خود را دارند و این در حالی است که من معتقدم مردم باید عملکرد مرا بجای صحبت های پی در پی در اجرای طرح ها و امکانات رفاهی شهری ببینند.

    آنچه که برای بسیاری از شهروندان جای تعجب دارد این است که گویی آقای شهردار و مجموعه دوستان وی در شورای شهر در این شهر زندگی نمی کنند، که اینگونه نسبت به نیازهای شهروندان بی تفاوت عمل می کنند و این در حالی است که علاوه بر بودجه بخش زیادی از این سازه ها و امکانات شهری با پرداخت عوارض شهروندان به شهرداری ایجاد شده و نیاز به بازبینی و رسیدگی دارد.
    بهتر است اقای شهردار به همراه کسانی که وی را بر کرسی شهرداری گرگان گمارده اند گاهی وقت ها به صورت ناشناس در شهر پیاده قدم بزند یا در تاکسی های عمومی بنشیند تا کمی از نظرات شهروندان راجع به خود آگاه شود.

    بی شک شهروندان و رسانه ها به عنوان چشم دوم شهردار می توانند با انقال انتقاد ها کمک بزرگی به عملکرد شهردار گرگان در راستای رسیدگی به امور شهری داشته باشند که متاسفانه تا کنون نه فقط وی انتقادها را به گوش نگرفته که روابط عمومی شهرداری از دعوت برخی خبرنگاران رسانه های منتقد در جلسات خبری خودداری کرده و گویا به این نمی اندیشند که این میزها به مدیری وفا نکرده و این پست ها هم گذرا است، اما چنانچه مردم دار باشند و با آغوش باز از منتقدان خود استقبال کنند به طور حتم در هر مسند یا پست دیگری که قرار بگیرند دارای اعتبار و احترام خواهند بود.

    امید است شهردار گرگان با خواندن این مطلب و دیگر مطالب انتقادی نه فقط در جهت رفع این مشکلات برآید که از منتقدان خود در یک جلسه دعوت به عمل بیارود تا در طرح های پیش روی که آن ها را بسیار بزرگ و پرهزینه عنوان کرده است، موفقیت های بیشتری به دست بیاورد و کارنامه زرینی برای عملکرد خود در شهر گرگان به جای بگذارد.
    بی شک رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی نقش مهمی در موفقیت مدیران و افزایش رضایتمندی شهروندان از عملکرد آنان دارند.

  • امنیت شغلی برای جامعه کارگری وجود ندارد

    امنیت شغلی برای جامعه کارگری وجود ندارد

    11اردیبهشت روزی است که به نام کارگر نامگذاری شده است تا به این وسیله اهمیت کار تبیین گردد و نقش کارگران در به حرکت درآوردن چرخ‌های اقتصاد کشور و رونق اقتصادی نمایانده شود. روز کارگر فرصتی دوباره برای حقوق مغفول مانده کارگران است و شاید تلنگری باشد برای مسئولان که بدانند با همه تلاش های انجام شده باز هم هستند انسان های زیادخواه که حقوق کارگران را نادیده می گیرند. جامعه کارگری بخش اعظمی از جامعه را تشکیل می دهند که برخی از آنها با حداقل حقوق و بسیاری از آنها به دلیل نبود کار و قرارداد مناسب بدون همین حداقل ها نیز چرخ اقتصاد جامعه را می چرخانند و کسی نیست که بتواند پیگیر مشکلات آنها شود، و جایی از احقاق حق این افراد سخن به میان آید. روز کارگر فرصت مناسبی شد تا به سراغ چند نفر از این قشر برویم و از کم و کیف وضعیت آنها جویا شویم. محمد جوان ۲۴ سال گرگانی که پس از خدمت نتوانست کار مناسب پیدا کند و الان چند سالی می شود که در یک فروشگاه مشغول کار است، این جوان می گوید : نزدیک به ۲ سال است که در فروشگاه کار می کنم ، بیمه تامین اجتماعی هستم اما از حداقل حقوق خود برخوردار نمی شوم و برای اینکه کار نیست سکوت کرده ام و با حقوق کم و کار زیاد بیشتر از ۸ ساعت در این فروشگاه مشغول به کار هستم. او ادامه می دهد، اگر چه تلاش می شود که کارگران به حق خود برسند اما نبود شغل و همچنین راه هایی که کارفرما بتواند خود را از زیر تعهدات نسبت به کارگران خارج کند باعث شده تا هنوز جامعه کارگری نتواند به ایده ال خود دست یابد و هنوز ظلم نسبت به این قشر از جامعه وجود دارد. رضا مردی است که بخاطر نبود کار به استان های دیگر می رود و دوری از خانواده را به دوش می کشد تا بتواند حداقل های نیاز سه فرزند خود را تامین کند. این کارگر ساختمانی می گوید :بیش از ده سال است که در این حوزه فعالیت دارم اما بیمه نیستم و قصد ندارم نیز از این وضعیت شکایت کنم چون همین آب باریک را هم که دارم از دست می دهم. کارگران همواره باید مسائل صنفی خود را در چارچوب‌های قانونی، پیگیری کنند. هم اکنون بسیاری از کارگران حتی از حقوق اولیه خود محروم هستند و به دلیل انبوه جمعیت بیکار مجبور می شوند بدون قرارداد کار به اشتغال بپردازند و از هر گونه امنیت شغلی محروم باشند. آقای لشکربلوکی کسی است که بعد از ۱۰ سال کار در یک بیمارستان خصوصی امسال در عین ناباوری متوجه شد که بیمارستان کار خود را به شرکت واگذار کرده است و از بستن قرارداد جدید با او و پرسنل دیگر بخش تاسیات خودداری کرده است. و در جواب چرایی این کار می گویند: به دلیل اینکه بیمه تامین اجتماعی طلب بیمارستان را نداده است از عهده هزینه های این کارگران بر نمی آییم و این بخش را به شرکت واگذار کرده ایم . او می گوید: بعد از ۱۰ سال عمر و جوانی ام را در این کار گذاشتن حالا بیکار شدم و قانون کار نیز شرایطی را فراهم نکرده که ما بتوانیم امنیت شغلی داشته باشیم با اتمام قرارداد همه چیز تمام می شود و تو نمی توانی هیچ ادعایی کنی. هیچ کارفرمایی نمی آید برای چند سال قرار داد با کارگران منعقد کند بستن قرار دادهای سالانه باعث شده پایان قرارداد پایان همه چیز برای تو باشد و فردی که تا دیروز کار داشته و از حقوق و مزایا برخوردار است حالا باید منتظر واریز چند ماه حقوق بیکاری باشد و پس از آن نیز باید دست به دعا بردارد که با این سن بتواند کار دیگر برای خود فراهم کند و در این میان قانون هیچ حمایت دیگری از این افراد نخواهد داشت. واقعا این مشکلات جامعه کارگری جای بسی تامل دارد که مسئولان باید به دنبال راه حل های مناسب برای حل این مشکلات باشند، نبود امنیت شغلی مسئله ای است که جامعه را به یاس و ناامیدی خواهد کشاند و رونق اقتصادی را از بین خواهد برد. بخش اعظم هدایت و نگهداری بنگاه های کشور بر دوش کارگران سنگینی می کند و آنها هستند که چرخ های اقتصاد کشور را به گردش درمی آورند و به راستی با توقف حتی یک روز از کار این قشر زحمتکش، تولید نیز در کشور متوقف خواهد شد، این کارگران مطالبات زیادی دارند که همچنان مغفول مانده است، بنابراین در سالی که با نام «رونق تولید» نامگذاری شده است و کارگران موتور حرکت به سمت مقاومتی شدن اقتصاد هستند انتظار توجه به مشکلات متعدد کارگران از جمله نبود امنیت شغلی، وجود قراردادهای موقت، عدم دریافت دستمزد ، کاهش قدرت خرید واقعی بیراهه نیست. مقام معظم رهبری نیز چندی پیش در دیدار با نمایندگان کارگران سراسر کشور به این مسئله اشاره کردند و فرمودند: مسئولان کشور و سیاست‌سازان و مجریان سیاستها باید قدر جامعه‌ی کارگری را بدانند و به مسائل اساسی آنها همچون امنیت شغلی، احترام به کارگر و موضوع دستمزد کارگران، توجه صحیح و دقیقی داشته باشند. امید داریم به روزی برسیم که همه کارگران بتوانند از حقوق و امنیت شغلی خوبی برخوردار شوند و قانون انقدر مطمئن و اجرایی باشد که زمینه سوء استفاده سودجویان را ازاین قشر از بین ببرد. امام رضا(علیه‌الاسلام) می فرماید: کسی که به دنبال روزی می‌رود تا آبروی خود و خانواده‌اش را حفظ کند، اجر و پاداشش از رزمنده‌ای که در راه خدا جنگ می‌کند بیشتر است. «عرق کارگر معادل خون شهید است»

  • سایه بحران بیکاری بر مناطق سیل‎زده

    سایه بحران بیکاری بر مناطق سیل‎زده

    بر اثر سیلاب ۱۰ هزار شغل در مناطق سیل‎زده متاثر شده و کارگران مناطق سیل‎زده چشم‎انتظار مقرری‎های بیمه بیکاری هستند. بالغ بر ۱۵ هزار شغل تحت تاثیر سیل اخیر استان گلستان قرار گرفت و بر اساس گزارش‎های صنعت، معدن و تجارت استان گلستان بین ۳ تا ۵ هزار کارگر بر اثر سیل در استان گلستان بیکار شدند. همچنین براثر جاری شدن سیل کارگران بخش کشاورزی نیز متضرر شدند و برخی از کشاورزان در حاشیه رودخانه‎ها مزارع خود را از دست دادند. این سیل منجر به آن شد که ضعیف‎ترین قشر جامعه یعنی کارگران بیش از دیگر اقشار جامعه از سیل زیان ببیند و حال پس از سیل در استان گلستان و گرچه هنوز در بخش‎هایی از آق‎قلا سیلاب وجود دارد کارگران با انباشت مشکلات معیشتی روبه‎رو هستند. همچنین خسارت سیل به بخش‎های کشاورزی همچنان ادامه دارد و با از بین رفتن راه‎های بین مزارع و باتلاقی شدن بخشی از مسیرها، کشاورزان نیز نگران وضعیت جمع‎آوری محصولات خود مانند گندم و جو هستند و سایه خطر آتش‎سوزی نیز برسر این مزارع وجود دارد. اما در میان این بحران مدیرکل حمایت از مشاغل و بیمه بیکاری وزارت کار از پرداخت مقرری بیمه بیکاری به کارگران و بنگاه‌های آسیب دیده بر اثر سیل خبر داد و گفت: برای حمایت از کارگران مزدبگیر فاقد بیمه‌پردازی نیز وزارت کار پیشنهادی را به دولت ارائه خواهد کرد که آنها نیز برای چند ماه از این مقرری بهره‌مند شوند. وی تاکید کرد: برای آن دسته از کارگران مزدبگیر که از سوی کارفرمایان حقوق آنها پرداخت شده و فاقد بیمه پردازی هستند نیز پیشنهادی را با تأیید و امضای وزیر کار به دولت ارائه خواهیم داد تا پس از تصویب در هیأت دولت برای مدت کوتاه چند ماهه مقرری معادل حداقل مزد مصوب شورای عالی کار برای آنها درنظر گرفته شود. محمد شریعتمداری، وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی نیز که در روزهای گذشته برای بازدید از وضعیت شهرک صنعتی آق قلا وارد استان گلستان شده بود، در خصوص حوزه اشتغال و بیکاری دائم و موقت، در بخش کشاورزی اظهار کرد: بیمه بیکاری به میزان روز‌هایی که بیکار هستند پرداخت می‌شود و کسانی که بیمه آن‌ها دچار مشکلاتی بوده، اعتبار آن از محل بودجه عمومی دولت پرداخت خواهد شد. شریعتمداری افزود: یکی از مهمترین سیاست‌های دولت که ابلاغ شد به استانداران سراسر کشور، برآورد خسارت‌های وارده سیل در حوزه مختلف صنعتی، خدماتی و کشاورزی است. وی ادامه داد: با توجه به سطح زیر کشتی که به مدت طولانی زیر آب رفته، باعث پوسیدگی نشا محصول شده بود محاسبات اولیه صورت گرفت. وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی یادآور شد: اولین مصوبه در بخش کشاورزی، پرداخت تسهیلات و خسارت به کشاورزان توسط دولت پرداخت شد. وی متذکر شد: در این استان ۵۰ درصد از تنخواه مورد نیاز ۱۶۲ میلیارد تومان تامین و در اختیار استان قرار گرفت با محاسبه میزان اراضی که صد در صد تخریب شدند؛ و امکان بازیافت محصول از آن نیست با تشخیص نهادهای محلی شناسایی و در اختیار کشاورز قرار می‌گیرد که مقدمات کار فراهم شده و تجمیع آن در جلسه روز گذشته در وزارت کشور صورت گرفته است. عیسی منصوری، معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز در کارگروه اشتغال استان گلستان اظهار کرد: مناطق آسیب دیده از سیل به ویژه در گلستان در کنار حمایت‌ها برای قشر آسیب‎پذیر به اشتغال نیاز دارند. وی با اشاره به اینکه مناطق سیل زده پرداخت تسهیلات در مرحله اول تاثیر کمتری دارد، افزود: پیشنهاد دادیم در کنار کمک‌های بلاعوض، بیکار شدگان در مناطق سیل زده در مشاغل عمومی در احیاء اراضی، اصلاح راهها، ایجاد سیل بند و لایروبی به کار گرفته شوند. معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ادامه داد: در این طرح به مدت ۱۰۰ روز بیکارشدگان مناطق سیل زده با حداقل دستمزد در مشاغل عمومی به کار گرفته می‌شوند. وی هدف از اجرای این طرح را پیشگیری از مهاجرت از مناطق سیل زده اعلام کرد و گفت: در راستای اجرای این طرح حداقل هزار و حداکثر چهار هزار نفر به کار گرفته می‌شوند. منصوری خاطرنشان کرد: برای اجرای این طرح در شرایط حداکثری ۲۵ میلیارد تومان اعتبار نیاز است در شرایطی که برای پرداخت بیمه بیکاری دو هزار نفر ۲۱ میلیارد تومان اعتبار نیاز داریم. مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان نیز در این خصوص اظهار کرد: سیل در استان گلستان از تاریخ ۲۹ اسفندماه آغاز شد و طی ۳ روز بارندگی بیش از ۳۰۰ میلیمتر بارش یعنی حدود ۷ ماه بارندگی استان در استان گلستان به وقوع پیوست که طی صد سال اخیر بی‎سابقه بوده است. سعید مازندرانی افزود : دست بردن در طبیعت، خانه‎سازی در حریم رودخانه، عامل طبیعی و… از جمله علت های بروز سیل در استان نام برده شده که سه شهر گنبد کاووس، آق قلا وگمیشان به شکل جدی و شهر های بندرترکمن، مینودشت و آزادشهر هم تاحدودی درگیر سیل شدند. وی تصریح کرد: در این ایام ۱۸ هزار واحد مسکونی آسیب دیده اند که هفت هزار واحد آن نیازمند بازسازی مجدد بوده و همچنین ۱۲۰ واحد صنعتی در شهرک های صنعتی استان دچار آبگرفتگی شدند. مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان با بیان اینکه در شهرهای گنبدکاووس، آق قلا و گمیشان بیش از ۱۰ هزار قالیباف وجود دارد که دار قالی اکثر آنها دچار خسارت شده است، گفت: بسیاری از این افراد وام‎های خوداشتغالی گرفته‎اند. مازندرانی با اشاره به اینکه طبق برآوردهای انجام شده بیش از ۴ هزار نفر در بحث صنایع دستی آسیب جدی دیدند، از خسارت سیل به ۶ معدن استان خبر داد و اذعان کرد: اکثر معادن استان دچار آبگرفتگی شده اند و500 نفر برای دریافت بیمه بیماری معرفی شده اند. وی تصریح کرد:بسیاری از مرغداری های استان دچار خسارت شده اند و حدود ۸۰۰ هزار قطعه مرغ از بین رفته است. مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان افزود: درآمد استان نصف استان های دیگر بوده وباید به آن توجه شود، در بحث مشاغل خانگی هم باید بودجه‎ای در نظر گرفته شود تا به صاحبان این مشاغل وام پرداخت شود. مازندرانی اضافه کرد: نزدیک به یک هزار و ۵۰۰ نفر برای بیمه بیکاری مراجعه کردند و تاکنون مستمری بیمه بیکاری برای ۴۱۰ نفر کارگر سیل‌زده برقرار شده است. وی گفت: در سال ۱۳۹۶ نرخ بیکاری استان ۱۲.۲ درصد بوده و با اقدامات و تلاش‌هایی انجام شده توانستیم در سال ۱۳۹۷ نرخ بیکاری استان ۹.۸ درصد برسانیم. مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان تاکید کرد: در سامانه رصد ۲۰ هزار شغل تعهد استان بوده که ۱۴۸ درصد تحقق پیدا کرده است و امسال نیز تاکنون ۱۳۳ شغل ثبت شده است.

  • واکنش بطحایی به کلیپ حضور دی‌جی‌ها در مدارس

    واکنش بطحایی به کلیپ حضور دی‌جی‌ها در مدارس

    به گزارش بازار کسب و کار ، طی چند روز گذشته، کلیپ‌های متعددی به صورت گسترده از حضور دی‌جی‌ها در مدارس در فضای مجازی منتشر شده است.

    شب گذشته وزیر آموزش و پرورش در صفحه شخصی خود توئیتی را منتشر کرد که در آن نوشته شده بود: فریب یا نفوذ؟!

    کانال تلگرامی وزارت آموزش و پرورش در باره توئیت اخیر وزیر آموزش و پرورش نوشت: واکنش توئیتری وزیر آموزش و پرورش به انتقادات درباره انتشار فیلم شادی دانش‌آموزان.

  • کارگران قربانی تورم

    کارگران قربانی تورم

    شرایط اقتصادی کشور به گونه‎ای شده که علی‎رغم فعالیت‎های سنگین در حوزه کارگری بسیاری از کارگران از حقوق کارگری رضایت چندانی ندارند.

    به گزارش فاطمه رایجی؛ خبرنگار هفته‎نامه بازار کسب و کار، ۵ تا11 اردیبهشت‎ماه به‌نام هفته کار و کارگر نام‌گذاری شده و فرصت خوبی است تا به دغدغه کارگران در استان گلستان پرداخته شود.

    طبق آمار مطرح شده تعداد کارگران بخش‌های خصوصی، صنعتی، اداری، صنفی، تعاونی، معدنی و سایر حوزه‌ها در استان گلستان ده‎ها هزار نفر است و به گفته متولیان آنچه دغدغه کارگران این استان و کل کشور شده مسائل معیشتی و امنیت شغلی است.

    پایین بودن دستمزد مقوله‎ مهمی در حوزه کارگری است که همیشه این قشر به جای برگزاری مراسم‎های متنوع در هفته کار و کارگر درخواست داشتند مسئولان آن را حل کنند.

    از  سویی دیگر با توجه به تورم‎های موجود در جامعه و فشار اقتصادی سنگین به بنگاه‎های اقتصادی کشور برخی از مدیران این بنگاه‎ها بخشی از این فشارها را به قشر کارگر منتقل می‎کنند و قانون‎های حمایتی از کار و کارگر را دور می‎زنند که گاهی این فشارها منجر به مشکلاتی مثل معدن یورت آزادشهر می‎شود.

    حتی برخی از بنگاه‎ها دست بر روی حقوق کارگران می‎گذارند و پس از واریز مبالغ به حساب کارگران برای آنکه از زیربارهای شکایت‎های کارگری شانه خالی کنند کارگران را موجاب می‎کنند که بخشی از این حقوق را پس از واریز به حساب شرکت و یا بنگاه واریز کنند.

    به نظر می‎رسد بهترین راهکار برای جلوگیری از سوء استفاده از کارگران این است که هزینه‎های پرداخت حق کارگری به صورت متمرکز و از سوی دستگاه‎های متولی از بنگاه‎های اقتصادی کسر شود تا این واحدها به اندک حقوق کارگری دست‎درازی نکنند.

     طی یکی دو سال اخیر مشکلات اقتصادی موجب افزایش شکاف طبقاتی، کاهش قدرت خرید و سخت شدن معیشت کارگران شده آنها روزهای سختی را پشت سر می‌گذارند و شاید روزهای سختی را هم در پیش داشته باشند.

    علاوه بر کارگران واحدهای صنفی، اداری، خصوصی و سایر حوزه‌ها کارگران ساختمانی هم وضعیت مناسبی ندارند، استفاده کارفرمایان از کارگران اتباع خارجی، پایین بودن حقوق و دستمزد و مشکلاتی از این قبیل باعث شده کارگران ساختمانی استان گلستان روی خوش زندگی را نبینند.

    سال ۹۷ با همه تلاطم‌های اقتصادی به پایان رسید و  سال ۹۸ هم سال سختی برای آنها خواهد بود چرا که انگار برنامه‌ای برای کاهش دغدغه‌های آنها طراحی نشده است.

    سعید مازندرانی در این باره اظهار کرد: عملکرد خوبی را در پرداخت تسهیلات روستایی در سال ۱۳۹۷ شاهد بودیم  و توانستیم ۳ هزار و ۵۲ طرح را تخصیص اعتبار بدهیم و۳۱۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان برای ایجاد ۶ هزار ۴۴۴ شعل پرداخت شده است.

    وی با بیان اینکه موانعی برای جذب اعتبارات وجود داشت و امید داریم این مشکلات حل شود، تاکید کرد: ۹۲  درصد بانک توسعه تعاون و کشاورزی اعتبارات را جذب کرده و صندوق کارآفرینی امید ۹۳ درصد سهم خود را از تسهیلات پرداخت کرده است.

    مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان افزود: ۸۰ درصد از افراد حقیقی و ۲۰ درصد از افراد حقوقی تسهیلات کارآفرینی دریافت کردند و از میزان طرح‌های پرداخت شده به ۲ هزار و ۹۹ طرح   تسهیلات اعطاء شده است.

    مازندرانی افزود: براساس تفکیک جنسیتی  ۸۲ میلیارد و ۳۰۰ میلیون به بانوان در سال گذشته تسهیلات پرداخت شد و ۲۳۱ میلیارد تومان نیز آقایان تسهیلات دریافت کردند.

    وی تاکید کرد: در بخش مختلف اقتصادی ۱۰۱ درصد در بخش خدمات تسهیلات پرداخت شده است که از این میزان ۶۸ درصد در بخش خدمات و ۱۱ درصد در بخش کشاورزی از این تسهیلات بهره‌مند شدند.

    مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان یادآور شد: در حوزه اشتغال فراگیر نیز ۴۲۷ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان ابلاع اعتبار شده است و متاسفانه به دلیل آنکه در مهرماه سال گذشته از محل تبصره ۱۸ اعتبارات به آنها اختصاص داده نشده، نتوانستیم سهم استانی را جذب کنیم لذا ۱۵ درصد از تسهیلات اشتعال فراگیر جذب شده است.

    مازندرانی با بیان اینکه در سال ۱۳۹۸ باید به بند الف و ب تبصره ۱۸ توجه شود، افزود: ۱۰۷ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان در بحث تسهیلات حمایتی جذب استان شد و که از این میزان تنها هشت درصد از تسهیلات را توانستیم جذب کنیم.

    مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان ابراز کرد:  در بحث مشاغل خانگی ۲۷ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان تخصیص داده شده که از این میزان ۲۳ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان محقق شده و بالغ بر ۲ هزار و ۸۰۰ طرح به بانک‌ها معرفی شده است و تا کنون بالغ بر ۱۷ میلیارد تومان تسهیلات پرداخت شده است.

    وی گفت: در سال ۱۳۹۶ نرخ بیکاری استان ۱۲.۲ درصد بوده و با اقدامات و تلاش‌هایی انجام شده توانستیم در سال ۱۳۹۷ نرخ بیکاری استان ۹.۸ درصد برسانیم.

    مازندرانی تاکید کرد: در سامانه رصد ۲۰ هزار شغل تعهد استان بوده که ۱۴۸ درصد تحقق پیدا کرده است و  امسال نیز تاکنون  ۱۳۳ شغل ثبت شده است.

    مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان با بیان اینکه  ۶۰ واحد روستایی  ۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان از سیل خسارت دیدند، یادآور شد: در اشتغال فراگیر نیز ۱۰ واحد بر اثر سیلاب آسیب دیدند، همچنین ۹۲ واحد مشاغل خانگی نیز در سیل یک میلیارد تومان خسارت دیدند.

    وی با بیان اینکه بیشتر واحدهای قالیبافی در استان گلستان بر اثر سیل دچا رخسارت شدند، بیان کرد: در استان گلستان بالغ بر یک هزار نفر قالیباف در حال فعالیت است.

    مازندرانی اذعان کرد: ۳۱ واحد تعاونی بالغ بر ۱۰ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان آسیب دیدند که تاکنون ۱۰۵ واحد مراجعه کردند.

    مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان اضافه کرد: نزدیک به یک هزار و ۵۰۰ نفر برای بیمه بیکاری مراجعه کردند و تاکنون مستمری بیمه بیکاری برای ۴۱۰ نفر کارگر سیل‌زده برقرار شده است.

    انتهای پیام/