×
×

حذف بدون شکست؛ پایان بی‌صدا یا هشداری بزرگ؟

  • کد نوشته: 71015
  • ۱۴۰۵-۰۴-۱۰
  • ۰
  • حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی، آن هم بدون تجربه حتی یک شکست، بیش از آنکه یک ناکامی فوتبالی باشد، زنگ هشداری برای ساختار مدیریتی و فنی فوتبال کشور است؛ اتفاقی که اگر با نگاهی واقع‌بینانه تحلیل نشود، می‌تواند چرخه تکراری حسرت و فرصت‌سوزی را برای سال‌های آینده نیز تداوم بخشد.
    حذف بدون شکست؛ پایان بی‌صدا یا هشداری بزرگ؟
  • تبلیغ هدفمند

    🔹 بعضی حذف‌ها تلخ‌تر از شکست‌اند؛
    تلخ‌تر، سنگین‌تر و ماندگارتر.

    ایران از جام جهانی کنار رفت؛ بدون حتی یک شکست.
    نه باختیم، نه تحقیر شدیم، نه زمین‌گیر شدیم… اما حذف شدیم.
    و شاید همین، تلخ‌ترین بخش ماجرا باشد؛ اینکه نبازی، اما باز هم چمدانت را ببندی و خیلی زود به خانه برگردی.

    این حذف، بیشتر از آنکه دردِ شکست داشته باشد، بوی حسرت می‌دهد؛
    بوی همان «کاش»‌هایی که سال‌ها در ذهن فوتبال ایران باقی می‌مانند.

    از همین ابتدا یک نکته را روشن کنیم؛
    نقد کردن، بی‌وطنی نیست.

    اتفاقاً کسی که از سر دلسوزی نقد می‌کند، بیش از هر کسی دلش برای موفقیت ایران می‌تپد.
    همه ما دوست داشتیم نام ایران در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان بدرخشد.
    همه ما آرزو داشتیم پرچم سه‌رنگ کشورمان تا روزهای پایانی جام جهانی همچنان برافراشته بماند.

    اما واقعیت را نمی‌توان پشت هیجان پنهان کرد.

    🔹 حذف از جام جهانی شاید دردناک باشد، اما خطر بزرگ‌تر چیز دیگری است؛
    اینکه حذف را موفقیت جلوه بدهیم.
    اینکه ضعف‌ها را پشت واژه‌هایی مثل «بدشانسی»، «بی‌عدالتی»، «اگر و اما» یا هر توجیه دیگری پنهان کنیم.

    بله، مقابل بلژیک نمایش قابل قبولی داشتیم.
    برابر مصر هم در دقایقی نشانه‌هایی از فوتبال باکیفیت دیده شد.
    تیم ملی بدون بازی‌های تدارکاتی مناسب پا به این رقابت‌ها گذاشت و در شرایطی دشوار، دور از خانه و زیر فشارهایی فراتر از فوتبال جنگید.

    همه این‌ها درست است.
    اما همه حقیقت نیست.

    🔹 حقیقت این است که از روز قرعه‌کشی، بسیاری از کارشناسان و حتی هواداران امیدوار شدند.
    گروهی که روی کاغذ، آسان‌تر از چیزی بود که تصور می‌شد.
    بلژیک دیگر آن غول ترسناک سال‌های طلایی خود نبود؛ تیمی پا به سن گذاشته و دور از اوج.
    مصر نیز فاصله محسوسی با بهترین نسخه خود داشت و حتی ستاره اصلی‌اش در شرایط آرمانی قرار نداشت.

    پس سؤال مهم اینجاست؛
    اگر نه در چنین شرایطی، پس قرار است چه زمانی از این مرحله عبور کنیم؟

    می‌گوییم بازی تدارکاتی نداشتیم؛ درست.
    اما آیا مشکل فوتبال ایران فقط همین است؟

    بیش از هفتاد درصد ترکیب این تیم، سال‌ها کنار هم بازی کرده‌اند.
    این یعنی هماهنگی‌ای که بسیاری از تیم‌های حاضر در جام از آن محروم بودند.
    سرمایه‌ای ارزشمند که می‌توانست برگ برنده باشد، اما در نهایت تفاوت تعیین‌کننده‌ای ایجاد نکرد.

    🔹 مسئله اصلی اینجاست؛
    اگر تنها به چند نمایش خوب، چند دقایق امیدوارکننده و چند صحنه قابل دفاع دل خوش کنیم، یعنی پذیرفته‌ایم که نیازی به تغییر نداریم.

    اما حقیقت چیز دیگری است.

    فوتبال ایران فقط در شناسنامه پیر نشده؛
    در تفکر، در ساختار، در تصمیم‌سازی و در برنامه‌ریزی هم به نقطه‌ای رسیده که نیازمند یک پوست‌اندازی جدی است.

    این تغییر هم با تعویض یکی دو بازیکن اتفاق نمی‌افتد.

    اصلاح باید از رأس هرم آغاز شود؛
    از فدراسیون، از شیوه مدیریت، از نگاه فنی و از برنامه‌ریزی بلندمدت.
    بعد به نیمکت برسد و در نهایت خودش را در زمین نشان دهد.

    🔹 فوتبال، بی‌رحم‌تر از آن است که با خاطره زندگی کند.
    افتخارات گذشته، تضمینی برای فردا نیستند.

    اگر امروز شهامت روبه‌رو شدن با واقعیت را نداشته باشیم، فردا دوباره همین نقطه تکرار خواهد شد.
    شاید باز هم بدون شکست…
    اما باز هم بدون افتخار ماندن.

    و این، خطری است که فوتبال ایران باید پیش از هر چیز آن را جدی بگیرد.


    تصویر سازی – ستایش محمدیاری

    نویسنده: مهدی تقوی
    منبع: بازار کسب کار آنلاین

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *