بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: علی گودرزی یکی از فعالان محیطزیست پارک ملی گلستان است. پیش از آنکه شورای راهبری در این پارک تشکیل شود و الگوی حفاظت مشارکتی را در آن پیاده کنند، این فعال محیطزیست در مراوده با کارشناسانی مانند امیرحسین خالقی با مقوله حفاظت آشنا شد. در ادامه، با تغییر مدیریت پارک، حضور پررنگتری در فعالیتهای مرتبط با پارک ایفا کرد و تلاش کرد محلیها را از شکار منصرف و آنها را درگیر حفاظت کند. یکی از فعالیتهای او در این ۸ سال، پاکسازی حاشیه جادهای بود که از میانه پارک میگذرد؛ جادهای که بهواسطه اتراق و عبور گردشگران، به انواع زبالهها آلوده میشود. «از سال ۱۳۹۷ این کار را شروع کردهام و از ۴۰ نفر از زنان روستاهای اطراف پارک که عمده آنها از کمیته امداد کمکهزینه دریافت میکنند، کمک میگیرم.»
به گفته گودرزی، تجربه آن سال و جمعآوری انبوه زبالهها باعث شد تصمیم بگیرند این کار را هر سال ادامه دهند. در این سالها، همواره گروهی از زنان از صبح تا عصر زبالهها را جمعآوری میکردند و دستمزدشان را میگرفتند که کمکخرجیشان هم محسوب میشد. این وضعیت تا سال قبل هم ادامه داشت. او میگوید: «پارسال ۱۷۰ میلیون تومان بابت پاکسازی هزینه کردم، درحالیکه جمع کمکی که به من شد فقط حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بود.»
حفاظت مشارکتی به این معناست که محلیها در امر حفاظت دخیل باشند. کاری که گودرزی انجام میدهد هم در همین راستاست؛ حل یکی از چالشهای پارک ملی گلستان. اما امسال، در حالی که زنان در حال جمعآوری زبالهها بودند، خبر رسید کار باید متوقف شود، چون اجازه این کار را ندارند. «چرا باید جلوی من را بگیرند؟ پارک ملی گلستان میراث طبیعی ماست، خانه ماست و دلم میخواهد آنجا پاکیزه باشد.»
نگران بودیم کسی آسیب ببیند
مجید حسینی، معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیطزیست گلستان، دلیل دستور توقف پاکسازی را جلوگیری از حادثه میداند. به گفته او، در این سالها اداره راه و شهرسازی زبالهها را جمعآوری میکرد، اما این فعالیت متوقف شد و در ادامه علاقهمندان محیطزیست این کار را شروع کردند. بااینحال، انجام این کار نیازمند گرفتن اجازه است. «ممکن است خدایناکرده برای هرکدام از این زنان اتفاقی بیفتد. آنوقت چه کسی پاسخگوست؟»
حسینی داشتن مجوز برای پاکسازی حاشیه جاده پارک ملی گلستان را ضروری میداند. اگر اداره کل از انجام کار مطلع باشد، میتواند برای بیمه شخص ثالث شرکتکنندگان در این برنامه اقدام کند. او میگوید: «اگر برای کسی اتفاقی بیفتد، محیطزیست درگیر میشود و از این جهت تأکید ما این است که حتماً هماهنگی انجام شود، چون مدیریت آن محدوده با محیطزیست است.»
با توجه به اینکه قرار بود پارک ملی گلستان الگویی از حفاظت مشارکتی در مناطق چهارگانه محیطزیست باشد، آیا این امکان نبود که بهجای توقف و ممنوعیت پاکسازی، این مسئله با تعامل حل شود؟ اینکه بهجای توقف کار، زمانبندی آن تغییر کند؟ پاسخ حسینی به این پرسش همچنان همان موارد پیشین است: اینکه فرد باید مراجعه کند، مجوز بگیرد و در نهایت زمانبندی هم با هماهنگی مدیران محیطزیست انجام شود. او تأکید دارد با همه افراد، فارغ از هر دین و آیین و حتی با دشمنش، تعامل میکند. «هر چیزی چارچوبی دارد و باید با رعایت آنها کار انجام شود.»
از جاده پارک ملی گلستان که رد میشوید، در دو سوی آن زبالههایی مانند پلاستیک و باقیمانده غذاها را میبینید. گاهی گرازها و گاهی گونه دیگری اطراف این زبالهها جمع میشوند. بااینحال، همین فعالیت ساده پاکسازی اطراف جاده که میتواند یکی از مشکلات پارک را حل کند، این روزها به کشاکشی میان محلیها و مدیران اداره کل حفاظت محیطزیست استان گلستان بدل شده است؛ چالشی که نشان میدهد هنوز در ایران نتوانستهایم چارچوبی برای حفاظت مشارکتی داشته باشیم و سادهترین امور خود میتوانند به منشأ بحران بدل شوند.
فارغ از اینکه چه کسی نگران سلامت مردم و بیمه شخص ثالث آنهاست و چه کسی نگران پاکیزگی پارک است، دولت و مردم باید در کنار هم قرار بگیرند تا آینده نخستین پارک ملی ایران هم بیمه شود و ساختاری شکل بگیرد که بتوان آن را به سایر مناطق تسری داد.
تکریم اربابرجوع؛ ضرورت اساسی در مسیر توسعه و تعالی سازمانها

























دیدگاهتان را بنویسید