۱- پوشیدن لباس بیشتر و گرم: “لباس گرم و کافی بجای مصرف گاز اضافی”
۲- گرمتر نگهداشتن خانه با نصب پردههای ضخیم چین دار، زیر پرده های توری
۳- بستن دریچه های کولر با پوشش ضخیم که گرمای خانه را از کانال کولر به پشت بام نبرد و به هدر ندهد. درعینحال، از امکان ورود هوای تازه از طریق دریچه تامین هوا یا زیر درب ورودی مطمئن شوید.
۱۲- چسباندن فویل ضخیم آلومینیم به دیوار پشت رادیاتور برای حفظ و بازتاب و انتقال بهتر گرما به داخل خانه، بجای گرم شدن دیوار و هدررفت گرما و انرژی
۱۳- هر یک درجه کاهش دمای خانه یعنی ۵% کاهش مصرف گاز خانه و کاهش هزینه پرداختی
۱۴- رعایت دمای رفاه در خانه بین ۱۸ تا ۲۱ درجه
۱۵- درجه بخاری، آبگرمکن، موتورخانه و پکیج را کم کنیم و در حد متوسط قرار دهیم.
۱۶- تنظیم درجه پکیج، موتورخانه و آبگرمکن مخزنی بین ۵۰ تا ۶۰ درجه
۱۷- خانه را آنقدر گرم نکنیم که مجبور شویم پنجرهها را باز کنیم. بجای باز کردن پنجرهها، دمای وسایل گرمایشی را کم کنیم.
۱۸- با صرفهجویی در مصرف برق، به صرفهجویی در مصرف گاز هم کمک میکنیم؛ حتی با خاموش کردن یک لامپ اضافه
۱۹- اگر تصمیم به خرید وسایل گازی و برقی داریم، محصول با رده برچسب انرژی بالاتر بخریم تا سالهای طولانی با مصرف کمتر انرژی، هزینه کمتری برای گاز و برق مصرفی آنها پرداخت کنیم.
۲۰- اطمینان از شعله آبی وسایل گازسوز؛ شعله زرد و نارنجی یعنی بدسوزی و درنتیجه هدررفت گاز و خطر گازگرفتگی
۲۱- از شومینه ساختمان استفاده نکنید چون بسیار پرمصرف و خطرناک است.
۲۲- اطمینان از سلامت دودکشهای وسایل گازسوز، علاوه بر اهمیت و ضرورت آن برای ایمنی، به عدم هدررفت گرما و درنتیجه مصرف بهینه گاز هم کمک میکند.
۲۳- پیش بینی ورود هوای تازه و نبستن دریچه تامین هوا؛ برای کمک به شعله آبی (مصرف ایمن و بهینهی گاز)
۲۴- سرویس و تعمیر بموقع سیستمها و وسایل گازسوز (موتورخانه، پکیج، آبگرمکن، بخاری و اجاق گاز)، فقط توسط تکنسینهای مجرب (سرویسکاران مجاز)
۲۵- عایق بندی لوله های آبِ گرم، مخزن آب و منبع انبساط موتورخانه
۲۶- لوازم گازسوز فرسوده، علاوه بر خطر حادثه، مصرف گاز زیادی دارند پس بهتر است بموقع، آنها را با کالای کم مصرف و ایمن جایگزین کنیم.
۲۷- درصورت امکان، تعویض پنجره های معمولی با پنجره های دوجداره با پیش بینی دریچه تامین هوا
۲۸- درصورت امکان، عایق کردن تمام یا حداقل بخشی از دیوارهای جانبی، سقف و کف ساختمان
۲۹- درصورت امکان، نصب ترموستات دیواری برای تنظیم خودکار گرمای خانه
۳۰- اگر در حال بازسازی خانه یا ساخت خانه جدید هستیم، مطابق مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، عایق دیوارها، سقف و کف را جدی بگیریم تا مصرف گاز برای گرمایش خانه، تا ۵۰% کاهش یابد.
افزایش قیمت واحدهای مسکونی در گرگان به طرز سرسام آوری بالا رفته و در منطقه نارهارخوران با قیمت برخی از مناطق تهران و آمریکا برابری می کند. برآیند تحولات اقتصادی کشور در یکی دو سال اخیر منتهی به تورم محسوس در اکثر بخشهای اقتصادی شده است و عملا هیچ بازار و صنعتی از پیامدهای تورمی در امان نبوده است.
بازار و صنعت مسکن هم در یک سال اخیر، شاهد افزایش قیمت سرسام آور نهاده های موثر در تولید مسکن مانند نرخ مصالح، دستمزد و عوارض که به تبع آن قیمت فروش مسکن هم به صورت تصاعدی افزایش یافته است. در یکی دو سال اخیر ، افزایش حتی ۱۰ برابری قیمت مسکن به ویژه در مناطق خوش نشین و لوکس، رخدادی قابل کتمان نیست و خرید سرپناه را برای مردم تبدیل به یک آرزو کرده است. قیمت برخی واحدهای مسکونی در کلان شهرهایی غیر از تهران هم به مرز ۱۰۰ میلیون تومان به ازای هر مترمربع رسیده است؛ قیمتی که شاید فراتر از قیمت مسکن در بسیاری از کشورهای اروپایی و یا آمریکای شمالی است.
تا چند سال گذشته، قیمت گذاری صد میلیون تومانی برای هر مترمربع واحد مسکونی در گرگان، به شوخی شباهت داشت و حتی انبوه سازان و سازندگان مسکن هم چنین عدد و رقمی را متصور نبودند اما در هفته و ماه های اخیر قیمت برخی آپارتمان ها در محدوده نهارخوران گرگان مانند آپادانا، سروش، سید مسعود و شهرک تالار به عددهای نجومی رسیده و برخی منابع و کارشناسان مشاور املاک از قیمت گذاری متری ۱۰۰ الی ۱۱۰ میلیون تومانی در این نقاط خبر می دهند. افزایش قیمتی که هیچ تناسبی با افزایش قیمت نهادهای ساختمانی و سایر عوامل موثر نداشته و در ابرشهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان و هم چنین تورمی ثبت نشده است. براساس تحقیقات میدانی صورت گرفته، هم اکنون قیمت پیش فروش واحدهای مسکونی در ناهارخوران به ازای هر مترمربع ۱۰۵ الی ۱۱۰ میلیون تومان رسیده، قیمتی که برابری آن با قیطریه تهران و حتی گران تر از برخی نقاط این محله شده است. با توجه به این که اکثر واحدهای مسکونی در ناهارخوران ۲۵۰ متری است، قیمت یک ملک با نرخ اعلامی، معادل ۲۵ میلیارد تومان و برابر با کشورهایی همچون ترکیه است. با این پول می تواند در بهترین نقطه ترکیه با امکانات و خدمات بیشتر خانه خریداری کرد.
و یک مقایسه ای دیگر براساس آگهی فروش ملک مسکونی در آمریکا: قیمت آپارتمان ۱۱۳ متری در فلوریدا، ۲۵۲ هزار دلار و معادل هفت میلیارد تومان است و اگر بخواهیم چنین خانه ای با این مساحت در ناهارخوران گرگان خریداری کنیم، با در نظر گرفتن متری ۱۱۰ میلیون تومان باید بیش از ۱۲ میلیارد تومان پول پرداخت کنیم و این یعنی قیمت این واحد ۵۰ درصد ارزان تر از گرگان است.
مورد دوم: خانه ۱۲۰ متری در فلوریدا به قیمت ۳۹۰ هزار دلار درج شده که معادل ۱۲ میلیارد تومان است و برای خانه ای با همین متراژ در ناهارخوران باید ۱۳ میلیارد تومان پرداخت کرد. البته شرایط در محلات آمریکا بسته به نوع متریال و چشم انداز خانه گران تر از این میزان هم وجود دارد.
رئیس اتحادیه املاک گرگان در این خصوص گفت: قیمت ملک در محلات مختلف گرگان به شکل سرسام آوری بالا رفته و قیمت های کاذب ۱۱۰ میلیون تومانی به ازای هر مترمربع هم شنیده می شود. محمدرضا صنعتی افزود: هم اکنون قیمت های اعلامی در سروش جنگل ۴۵ الی ۶۰ میلیون تومان و یا در رده ۹۰ الی ۱۰۰ میلیون تومان (بسته به چشم انداز) است. وی بیان کرد: قیمت ملک در میناگل بین ۷۰ الی ۸۰ میلیون تومان، گرگانپارس ۲۵ الی ۳۵ میلیون تومان، علیمحمدی ۲۳ الی ۳۰ میلیون تومان، چاله باغ تا ۲۵ میلیون تومان، گلها تا ۲۸ میلیون تومان، ویلاشهر تا ۱۶ میلیون تومان اعلام شده است. صنعتی تأکید کرد: مافیایی در مسکن گرگان وجود دارد که قیمت غیرواقعی اعلام کرده و تأثیر خود را بر سایر مناطق هم زنجیره وار می گذارد. وی گفت: هم اکنون رکود در بازار حاکم بوده و اگر قیمتی هم اعلام می شود، خریداری برای آن وجود ندارد.
مدیر یکی از مشاورین املاک در این خصوص گفت: برای فروش و معامله واحد مسکونی قیمتهای عجیب و غریبی در شهر گرگان شنیده میشود که بیشتر شایعه است. ابوالفضل اصطبار افزود: در شهر مافیایی درست شده و تا زمانی که پول در جیب داشته باشد ملک را به هر قیمتی که بخواهد می فروشد و زمانی که به پول نیاز داشته باشد، آن را پایین میآورد و قیمت را می شکند. زمانی معتقد است که اگر احساس نیاز در مالک ایجاد شود در آن زمان قیمت به حد متعارف میرسد و در غیر این صورت قیمت ها غیرواقعی و کاذب است. وی عنوان کرد: اگر در استان مجاور مازندران قیمتها بررسی شود مشخص می شود که از گرگان ارزان تر است در اینجا چه اتفاقی افتاده کک مازندرانی که به تهران نزدیکتر بوده قیمت آن به مراتب پایین تر از گرگان است. وی با بیان این که بارها اصطلاح «می خوام یک واحد را فدا کنم» را از مالکان شنیده ایم، تاکید کرد: امیدواریم مسئولان نظارت جدی تری بر این مسأئل داشته باشند تا قیمت ها مهار شده و مردم بتوانند سرپناه برای خود تهیه کنند. یقیناً نمی توان با فرآیندهای دستور با چنین قیمتهایی در گرگان مقابله کرد اما باید سازو کارهای تسهیل بخش در امر تولید مسکن طراحی شود تا بتوان تورم سرسام آور این بخش را کنترل کرد. کاهش و تعدیل نرخ عوارض ساختمانی و پیش بینی بسته های تشویقی و حمایتی از جمله دیگر راهکارهای کاهنده سیر صعودی قیمت مسکن در گرگان است که گویا از هیچ قانون و قاعده ای تبعیت نمی کند./نویاب
حمیدرضا محمدیاری نکته قابل تامل بازار کسب و کار در خصوص این گزارش که توسط پایگاه خبری نویاب شاید به آن به دلایلی کمتر پرداخته شده است این است که در خصوص عامل اصلی که همان مافیاست و به آن صرفا بعنوان یک اشاره کوچک از زبان ریاست اتحادیه املاک که خود مسئول رسیدگی وکنترل قیمت ملک است و دیگری مشاور املاکی که خود بعنوان یکی از هزاران مشاور املاکی است که در تعیین نرخ قیمت مسکن دست دارد .
هر چند که دولت یازدهم و دوازدهم در زمان خود نسبت به احداث مسکن برای اقشار کم درآمد همچون دولت نهم و دهم قدمی بر نداشت که هیچ حتی پروژههای به زمین مانده دولت نهم و دهم را نیز مسکوت کرد اما پس از آن با روی کار آمدن دولت سیزدهم قرار شد که سالیانه بیش از یک میلیون مسکن در کنار احیای پروژههای رو زمین مانده برای افراد کم درآمد ساخته شود که انتظار میرود این روند حرکت سریعتری به خود گیرد چرا که خبرهای به گوش رسیده حکایت از آن دارد که بودجه این کار صرف توسعه و تولید بستنی و امثالهم شده که انتظار میرود این خبر هم همانند اخبار کذب شبکههای معاند و فیک دورغی بیش نباشد . به گزارش بازار کسب و کار به تازگی نیز در این خصوص متوجه شدیم که دولت برای ساخت مسکن ویلایی به افراد واجد شرایط در برخی از نقاط کشور که امکان واگذاری زمین وجود دارد کرده است. حال با وجود تمام این موارد باید به دنبال حل این مشکل بود، مشکلی که به گفته کارشناسان سرچشمهاش را می توان در خود مشاورین املاک دانست چرا که عدهای با گرفتن جواز کسب و دادن وجه قانونی اقدام به خرید و فروشهای سوری و بالا و پائین آوردن قیمت مسکن چه در خرید و فروش و چه در رهن و اجاره کردهاند و لزوما نیاز است که ابتدا هیات مدیره اتحادیه املاک گرگان که خود مجری نخست در کنترل و مقابله با مافیای مسکن است با شناسایی این گونه افراد و معرفی آنها به مراجعه ذیربط مانع از سو استفاده این گونه اشخاص که شاید دست نشاندههای دشمن برای دلسرد کردن مردم و از سوی دیگر موجبات نارضایتی را در بین شهروندان ایجاد می کنند شوند. حال جهت پیکان اتهام ابتدا به سوی اتحادیه املاک است که صرفا با ارائه جواز و دریافت حق عضویت دیگر کاری به عضو خود تا زمان اعلام شکایت ندارد و اتهام دوم را می توان به سمت مسئولین ذیربط که میبایست با کنترل های میدانی خود و به طور نامحسوس مانع از جولان مافیای بازار و خروج ارز از کشور و ایجاد ساخت وساز و توسعه شهری در کشوری ثالث همچون ترکیه و با قیمتهای به مراتب پائینتر و امکانات به مراتب بالاتر از گرگان و کشور را به مخاطبین خود پیشنهاد دهند لذا می طلبد که مسئولین هر چه بیشتر به این موضوع ورود پیدا کنند .
طی یکی دو سال اخیر افزایش نرخ آپارتمان در کشور امری فراگیر بوده اما شهر گرگان به سبب سوداگری دلالان، جهشی آسانسوری را تجربه و عنوان هفتمین شهر گران مسکن را تصاحب کرده است.
شرایط خاص کشور در عرصههای بین المللی و اعمال تحریم و تنگناهای مالی، همه بازارهای اقتصادی از جمله بازار مسکن در کشور را تحت تأثیر خود قرار داده است. در کنار این پارامترهای مؤثر خارجی، برخی تصمیمات نادرست هم بازار مسکن را متلاطم کرد؛ خلق شکاف مشهود بین نیاز جامعه و تولید و عرضه مسکن سبب شد تا شاهد رشد قیمت غیرمتعارف مسکن در یکی دو سال اخیر باشیم. ناترازی بین تولید و نیاز جامعه در کنار تورم عمومی تحمیلی بر اقتصاد کلان کشور نرخ گذاری در بازار مسکن را از چارچوب متعارف و مشخص خارج و قیمتهای سلیقهای و نجومی را به همراه آورد. فرآیندهای سفته بازی و سوداگری در بازار مسکن و تبدیل مسکن از یک کالای ضروری و مصرفی به یک کالای سرمایهای سبب شد تا نرخ آپارتمان و واحدهای مسکونی چند برابر افزایش یابد؛ تورمی که از هیچ چارچوبی تبعیت نکرده و صرفاً نتیجه پیشی گرفتن نیاز جامعه از تولید مسکن است. در کنار سایر عناصر فوق الذکر، برخی از کارشناسان بر این باور هستند که سرعت اندک اجرای قانون جهش تولید مسکن و مشکلات موجود در بخش تأمین زمین، تخصیص تسهیلات کافی و به موقع و همچنین ناتوانی برخی متقاضیان در تأمین و پرداخت سهم آورده، موجب شده تا برخی سفته بازان بازار مسکن، حباب قیمت را روز به روز افزایش دهند. یکی از مناطقی که رشد قیمت مسکن در آن با ویژگیهای شهرشناختی و منطقهای آن هیچ تناسبی ندارد. شهر ۳۵۰ هزار نفری گرگان است که براساس آمارهای رسمی عنوان هفتمین شهر گران مسکن در کشور را با خود یدک میکشد. بررسی میدانی قیمت آپارتمان در گرگان مرکز استان گلستان بیانگر آن است که قیمت آپارتمان در گرگان طی حداکثر دو سال اخیر بیش از دو برابر افزایش یافته و این تورم در مناطق منتهی به محلات خوش آب وهوا و مرفه نشین گرگان از سه برابر هم فراتر رفته است.
یکی از مشاوران املاک در گرگان در این خصوص گفت: قیمت مسکن از قیمت سایر کالاها و خدمات بازار مستثنی نیست و همزمان با رشد تورم، قیمت خانه و آپارتمان هم افزایش یافته است. حمیدرضا آریانفر افزود: در یک دهه اخیر روند تولید و ساخت مسکن شیب نزولی زیادی داشته اما نیاز جامعه به مسکن افزایشی بوده و این ناترازی بین تولید و مسکن، قیمت را بالا برده است. سوداگران با خرید و احتکار خانهها به دنبال قیمت -گذاری نجومی هستندآریانفر به طور ویژه در خصوص افزایش قیمت خانه در گرگان گفت: همه محلات گرگان در یکی دو سال اخیر با رشد چند برابری روبرو شده اند اما این افزایش قیمت در مناطقی خوش آب و هوا در مسیر ناهارخوران که زمینهای جدیدی برای ساخت آپارتمان وجود ندارد، بسیار محسوستر است. وی بیان کرد: قیمت آپارتمان در دو سال گذشته در محور ناهارخوران متری ۳۰ الی ۳۵ میلیون تومان بوده اما در روزهای اخیر خانههای این منطقه به متری ۷۰ الی ۹۰ میلیون تومان هم افزایش یافته که مهمترین علت این افزایش آسانسوری، کمبود زمین در مناطق بالاشهر گرگان است. آریانفر گفت: با توجه به اینکه برخی از مناطق گرگان با استقبال بیشتر خریداران به ویژه خوش نشینان مواجه است، سفته بازان و سوادگران با خرید و احتکار این خانهها به دنبال قیمت گذاری نجومی در این محلات هستند که تا حدودی هم موفق میشوند.
یکی از کارشناسان حوزه بازار مسکن گفت: قیمت مسکن در محلات خوش آب و هوای گرگان مانند النگدره و ناهارخوران با قیمت بهترین شهرهای مازندران و نقاط اعیانی تهران برابری میکند که هیچ منطق و پشتوانه عقلایی در این قیمتها به چشم نمیخورد. دانیال زهتابیان گفت: فعالیت سفته بازان و قیمت گذاریهای غیرواقعی برای تهیج خریداران اصلیترین عنصر سیر صعودی آپارتمان در محلات اعیانی گرگان است. وی ادامه داد: در سالهای اخیر برخی از افراد متولد ساکن شهرهای پیرامونی گرگان با هدف کسب درآمدهای نجومی با تزریق منابع مالی نجومی به افزایش قیمت مسکن در این شهر دامن زده اند، پولهای سرسام آور و اطلاعات اندک این افراد سبب میشود که در دام سفته بازان گرفتار و ملکی را بسیار فراتر از نرخ واقعی آن خریداری کنند. زهتابیان گفت: طرح برخی قیمتها در مناطق بالاشهر گرگان برای هر مترمربع آپارتمان بیشتر شبیه یک شوخی است تا واقعیت، قیمت گذاری هر متر ۱۰۰ میلیون تومان در گرگان شبیه افسانه است. وی ادامه داد: قیمت گذاری این چنینی بیشتر در واحدهای نوساز اتفاق میافتد اما سایر ابنیه با قدمت های بیشتر هم با تاسی از این قیمت در پی فروش املاک مستهلک خود با قیمتهای نجومی هستند، در حالی که با این قیمتها میتوان در بهترین شهرهای خوش آب و هوای مازندران، مشهد و حتی تهران آپارتمان تهیه کرد.
رئیس اتحادیه املاک گرگان هم معتقد است: برخی پارامترهای تأثیرگذار بر نرخ مسکن در یکی دو سال اخیر افزایش یافته است که از آن جمله میتوان به افزایش سرسام آور قیمت نرخ مصالح، دستمزد و عوارض شهرداری اشاره کرد که به تبع آن قیمت فروش مسکن هم به صورت تصاعدی افزایش یافته است. محمدرضا صنعتی گفت: اگر به دنبال ایجاد تعادل قیمت در بازار مسکن هستیم باید علاوه بر نظارت بر فرآیند قیمت گذاری، قوانین مربوط به بخش مسکن را به درستی اجرا کنیم که از مؤثرترین قوانین اعمال مالیات بر واحدهای خالی است. وی افزود: برای مقابله با سفته بازی آپارتمان در گرگان باید روند احداث واحدهای طرح نهضت ملی مسکن شتاب بیشتری بگیرد تا تولید به حد نرمالی برسد و بخشی از نیاز جامعه را تأمین کند. صنعتی گفت: برخی قیمت گذاری ها در گرگان با واقعیت بازار هیچ تناسبی ندارد و بیشترین بخش قیمت، حباب است که برای افراد ناآگاه خسارتهای سنگینی رادر پی خواهد داشت. رونق نهضت ملی مسکن اهرمی برای توقف قیمت
سخنگوی کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی گفت: در دولت یازدهم و دوازدهم توجهی به ساخت مسکن نشد و با وجود شعارهای مختلف عملاً تولید مسکن در کشور قابل قبول نبود. عبدالجلال ایری ادامه داد: افزایش قیمت مسکن همانند سایر کالاها نشأت گرفته از تورم عمومی بوده اما این افزایش قیمت در برخی محلات و شهرهای کشور مشهودتر است. نماینده حوزه انتخابیه غرب گلستان ادامه داد: هر چند روند فعلی تولید مسکن در طرح نهضت ملی مسکن با انتظارات و آمارهای اولیه فاصله زیادی دارد اما با حل مشکلات تأمین زمین و تخصیص به موقع منابع بانکی در سال دوم قانون جهش مسکن تولید آپارتمان و خانه ویلایی شتاب میگیرد که این امر قیمت افسارگسیخته مسکن را مهار خواهد کرد. ایری گفت: با فرآیندهای دستوری و حکومتی امکان مهار قیمت بازار خرید و فروش و یا اجاره مسکن ممکن نیست لذا باید با افزایش تولید به تقابل فعالیتهای سفته بازی برویم. افزایش قیمت آپارتمان هر چند امری فراگیر و منحصر به گرگان نیست اما برخی ضعفهای ساختاری و نبود نظارت کافی از سوی متولیان بخش نظارتی در این شهر روند قیمت گذاری نجومی و بی ضابطه بر واحدهای مسکونی را نمایانتر از سایر نقاط کشور کرده است که بخشی از این تورم بی ضابطه در قیمت گذاری ناشی از سیاستهای غلط منطقهای در نهادهای پایین دستی بخش مسکن مانند شهرداری است. کاهش و تعدیل نرخ عوارض ساختمانی و پیش بینی بستههای تشویقی و حمایتی از جمله دیگر راهکارهای کاهنده سیر صعودی قیمت مسکن در گرگان است که گویا از هیچ قانون و قاعدهای تبعیت نمیکند./ نویاب
دوم اینکه دستگاههای نظارتی نیز باید نظارت و کنترل خود را بر قیمتگذاریهای مسکن بیشتر کنند و تنها بر روی کاغذ و شعار بسنده نداشته باشند که متاسفانه در چند سال اخیر شواهد بر این بوده که نظارتها بیشتر شعاری و بر روی کاغذ بوده تا عملیاتی و برخوردی . سوم اینکه باید برای کنترل قیمتها پایگاهی طراحی شود و بر اساس پارامترهای لازمی که یک واحد مسکونی می تواند داشته باشد قیمتگذاری بر روی آن صورت گیرد که این پارامترها میتواند شامل نوع مصالح به کار رفته ، سال ساخت، منطقه ساخت و متراژ و … باشد. چهارم اینکه با توجه به هشدارهای مکرر دولت چه در دولت دوازدهم و چه سیزدهم بر کنترل قیمتها چه اجاره و چه خرید وفروش که متاسفانه دستگاههای متولی هیچگونه اقدامی در این خصوص انجام ندادهاند و بیشتر اقدامات بر روی کاغذ بوده تا در عمل و این باعث شده که در شرایط کنونی که کشور در بحران اقتصادی به سر میبرد و مردم در این فشار بیشترین صدمه را می بیند نتوانند این افزایش قیمتها را تحمل کنند و در نهایت به حاشیه نشینی رو بیاورند . پنجم اینکه هر چند افزایش قیمت مصالح مزیدی است بر بالا رفتن قیمت مسکن اما نه در این حد و عامل اصلی افزایش قیمتها را می توان در برخی مشاورین املاک دانست که باید با اینگونه افراد طبق قانون برخورد کرد. ششم اینکه مجلس دیگر نباید به دنبال وضع قوانین جدیدی باشد که هیچ ضمانتی بر اجرای آن نیست بلکه باید به دنبال اجرا و اصلاح قوانینی باشد که در حال حاضر در قفسهای بایگانی در حال خاک خوردن هستندکه این از مهمترین بخشهای نظارتی است و این از مهمترین وظایف نمایندگان مردم در خانه ملت است.
اشاره: نشست «راه گفتگو» با موضوع «کارکرد رسانههای فارسی زبان خارج در حوادث اخیر» روز یکشنبه در مؤسسه اطلاعات برگزار شد.
در این نشست که با دبیری آقای محمد خدادی برگزار شد آقایان سعید آجرلو، مدیر مسئول روزنامه صبح نو و مجید تفرشی، تاریخنگار و پژوهشگر بینالمللی مقیم لندن درباره ماهیت و چگونگی تأثیرگذاری رسانههای فارسی زبان خارج از کشور بر جریانهای داخلی و نیز ضعفها و تضعیفهای رسانههای داخلی و راههای برون رفت از بحران مخاطب رسانههای داخلی بحث و گفتگو کردند. مشروح این گفتگوها در پی میآید:
محمد خدادی: گفتگو مسیری برای شناخت عمیقتر و دقیقتر برای رسیدن به راهکار است. آنچه در پیرامون ما در روزهای اخیر اتفاق افتاد، دغدغه همه ماست. شناخت دقیقتر و روشن شدن ابعاد موضوع و پیدا کردن زوایای پنهان هر چالش، آسیب یا بحران، نیاز به واکاویهای بیشتری دارد. در باب موضوع بحث امروز، ما جزو محدود کشورهایی هستیم که ظرفیت رسانهای متعددی در خارج از کشور توسط تعداد زیادی از افراد درباره کشور ما تأسیس و مدیریت میشود.
مجید تفرشی: من همیشه سعی میکنم هربحثی را هم از منظر داخلی، هم از منظر منطقهای و بینالمللی ببینم. البته کار اصلی من سیاست نیست؛ من تاریخنویسم. به قول «ویلیام فاکنر»، نویسنده معروف آمریکایی من یک کشاورز بادام زمینیکار جنوبی آمریکایی هستیم که وقتی اوضاع برای کارم مساعد نیست، چیزی مینویسم. کار اصلی من هم تاریخ است و گاهی وارد حوزه رسانه هم میشوم. من در خارج از کشور و کمتر از آن در داخل کشور، کار رسانهای کردهام. در حوزه سیاست هم ورود نداشتهام و جزو صد آرزوی اول من هم هرگز رئیسجمهوری شدن یا رئیس روزنامه اطلاعات یا وزیر ارشاد شدن یا نخستوزیر شدن نبوده است. بنابراین راحت میتوانم حرف خودم را بزنم. من سعی میکنم در این مناظره، فرصتها و چالشها را از هر دوطرف ببینم، زیرا یکطرفه نگاه کردن، نتیجهاش همان میشود که «مارگارت تاچر» گفت؛ وقتی به او گفتند که چرا دروغ میگویی؟ گفت من دروغ نمیگویم، بلکه در راستگویی صرفهجویی میکنم. ولی من دوست ندارم در راستگویی صرفهجویی کنم.
سعید آجرلو: من در ابتدا آرزوی رحمت برای آقای دعایی دارم که انسان شریف و بزرگواری بود. در دوره جدید، رویکرد روزنامه اطلاعات در مقابل برخی از روزنامههای حاکمیتی، رویکرد درست و دقیق و مورد نیازی است. اینکه مؤسسه اطلاعات، در را به روی گفتگوها و جدال احسن باز کند، حتما میتواند زمینهساز ترغیب فضای رسانهای کشور باشد. رسانههای دولتی به دلیل زیرساختها، تواناییهای مالی و منابع انسانی، خیلی منسجمتر میتوانند وارد این عرصه شوند. من سعی میکنم در این جلسه بیشتر از موضوع رابطه جامعهشناسی و سیاست با رسانه صحبت کنم.
خدادی: جریان رسانههای فارسیزبان خارج از کشور، یک بستر در برابر تحولات داخلی است. این موضوع به شرایط بحرانی محدود نمیشود. درست است که این رسانهها در مقاطعی اوج میگیرند، اما مأموریتی که برای آنها تعریف شده، در طول سال در حال انجام است. اساساً کارکرد، ماهیت، نقش و سهم و هدف تشکیل رسانههای فارسیزبان خارجی را با چنین کادر گسترده و پراکندگی جغرافیایی، چه میدانید؟
تفرشی: من بحثم را از منظر ارتباط رسانه با دیپلماسی عمومی شروع میکنم. مسأله این است که رسانه، بهویژه رسانههایی که بامخاطب فراتر از مرزهای ملی و منطقهای و بینالمللی طرف است، چه اهدافی دارد که گاهی نوع و جنس آن با رسانههای داخلی ممکن است فرق داشته باشد. مهمترین وجهی که یک رسانه در طول زمان باید بهدست آورد، مسأله جلب اعتماد و کسب اعتبار است. وقتی رسانهای اعتماد و اعتبار نداشته باشد، عملاً نمیتواند منویات خود را به طور کامل انجام دهد و ضریب نفوذ خودش را از دست میدهد. مثالی که همیشه مطرح است، بیبیسی فارسی است. بیبیسی فارسی در ۱۹۴۰ تأسیس شده، نزدیک ۸۲ سال است که تأسیس شده. ابتدا رادیو و بعد تلویزیون آن تأسیس شد. اگر الان میبینید که بیبیسی فارسی، برخلاف تمام منشورهای بینالمللی به جای بیطرفی به یک کنشگر سیاسی تبدیل شده است، به دلیل این است که در یک دوره طولانی چند ده ساله، چه در ارتباط با ایران، خاورمیانه یا جهان اسلام و خلیج فارس و چه در ارتباط با بریتانیا و جامعه بینالمللی، توانسته اعتبار کسب کند و اعتمادسازی کند و بعد وارد قضیه شود. به تعبیر خود مدیران بیبیسی، ما ۹۹ تا راست راست میگوئیم تا کسی در دروغ صدم ما، تردیدی نکند. وقتی که ما در رسانههای داخلی این تردید و عدم اطمینان را پیدا کردیم که رسانههای ما، بهویژه رسانههای دولتی و حکومتی ما راست نمیگویند، طبیعتاً وقتی هم که گاهی راست میگویند، ممکن است در آن تردید ایجاد شود. نمونه بارز آن وقتی است که در یک دوره طولانی «ایرنا» به یک بازیگر جناحی در فضای سیاسی و جناحی کشور تبدیل شد. در جریان اشغال عراق، خبر دستگیری صدام را منتشر کرد که هیچ کس از آن اطلاع نداشت ولی به آن اعتنا نشد چون قبلاً این اعتمادسازی و اعتبار سنجی انجام نشده است. خبرگزاری ایرنا در ایلام به دلیل ارتباطی که با «جلال طالبانی» داشتند، این خبر را منتشر کرد ولی کسی اعتنا نکرد تا اینکه ۱۰ تا ۱۲ ساعت پس از آن«پل برمر» دیپلمات آمریکایی در عراق، این خبر را منتشر کرد.
شما کالایی دارید که این کالا به پشتیبانی مالی و اداری و تدارکاتی نیاز دارد و در یک راهبرد شما باید باورپذیری ایجاد کنید. وقتی باورپذیری نباشد، شما حتی اگر پول و پشتیبانی هم داشته باشید، نمیتوانید کاری انجام دهید. ما رسانههای داخلی خودمان را حداقل از دوران بعد از جنگ به تدریج خلع اعتبار و خلع احترام در مردم کردیم و آن وقت توقع داریم که رسانههای خارجی که معاند و مخالف هستند، دیده نشوند. شما نمیتوانید رسانه داخلی را بیحیثیت کنید بعد بگوئید به سراغ رسانههای خارجی نروید. برای من جالب است که دوستان از چپ افراطی تا راست ارتجاعی اکثراً صحبت میکنند که ما روزنامههای داخلی نمیخوانیم و تلویزیون را نمیبینیم. این عجیب است و شما نمیتوانید به روزنامهای که نمیخوانید، فحش بدهید. من در همین سالهای اخیر دیدم که بهترین مباحث انتقادی و مباحث مربوط به مسائل روز و راهبردی در روزنامههای ایران درج میشود. ولی بلایی به سر روزنامههای ایران آمده است که ضمن ورشکستگی مالی اقبال عمومی نسبت به آنها ممکن نیست. علیرغم آن که بسیاری از روزنامهنگاران ما از این حیطه خارج شدهاند، زندان رفتهاند و مهاجرت کردند، اما همچنان مطالب مهمی در روزنامههای ما چاپ میشود ولی دیده نمیشود و خوانده نمیشود چرا، چون اعتبار و احترام آنها از بین رفته است. چون روزنامه را از چشم مردم انداختهاند، در این بازی نابرابر فضا را برای «ایرانستیزان» باز میکنید. من به جز معدودی از رسانههای بینالمللی، با همه رسانههای خارجی فارسیزبان در دورهای همکاری یا گفتگو داشتهام. در یک روز هشت مقاله از من در «بیبیسی» فارسی چاپ شد با «پرستیوی» و ایرنا همکاری داشتهام. من درباره تجربه خودم در این دو رسانه مثال میزنم. من از سال ۲۰۰۰ میلادی تا ابتدای دوره احمدینژاد با ایرنا همکاری داشتهام. تا قبل از زمان آقای هاشمی، ایرنا یک خبرگزاری دولتی بود که امکانات خوبی داشت. از زمان آقای هاشمی ایرنا به یک خبرگزاری حکومتی تبدیل شد که وارد دعواهای سیاسی شد و البته امکاناتش هم گستردهتر شد. دفاتری در نیویورک و لندن و پاریس داشت ولی کیفیت خبرگزاری به افول رفت.
در زمان خاتمی، ایرنا باز سیاسیتر شد و تبدیل شد به یک مرکز سیاسی. یک خاطرهای را تعریف کنم که به صحبتهای من ربط دارد. در زمستان سال ۸۴ جلسهای در دانشکده علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه لندن اجرا شد. در آنجا سخنران، نفر دوم سفارت اسرائیل بود که به دعوت دانشجویان یهودی آمده بود. او در صحبتهای خود گفت: که در دولت آقای خاتمی ما گرفتاری داشتیم و دپارتمانی ایجاد کردیم برای پیدا کردن نقاط ضعف ایران و بین خطوط مسئولان ایرانی برای مچگیری و به دام انداختن مسئولان ایرانی در مجامع بینالمللی و افکار عمومی جهان، و اکنون از آقای احمدینژاد تشکر میکنم که با آمدنشان این دپارتمان تعطیل شد. چون ایشان به اندازهای گاف میدهد که ما دیگر نیازی به این دپارتمان نداریم. در زمان آقای احمدینژاد، در ایرنا عملاً کار رسانهای به کار تبلیغاتی تبدیل شد و در زمان آقای روحانی هم دیدم که دفاتر ایرنا در لندن به مخروبهای تبدیل شده که برای آنها دنبال سرایدار میگشتند. پرس تیوی از ابتدا که کار خود را شروع کرد، به «صدای بیصدایان» تبدیل شد. خواهر زن آقای«تونی بلر»، نخستوزیر اسبق انگلستان و جمعی از نمایندگان مجلس مجری برخی از برنامههای پرس تیوی بودند و رشدی معادل رشد الان «ایران اینترنشنال» داشت. در سال ۸۸، استفاده ابزاری و تبلیغاتی در جریان این سال و قبل از آن در جریان فتنه ۸۴، نقطه نزول این شبکه شروع شد. در سال ۸۸، شخصی که بارها و بارها برایرس تیوی فیلم ساخته بود و با وزارت اطلاعات همکاری داشت و پرونده حقوقی داشت، در تلویزیون پرس تیوی آمد و اعتراضاتش را پخش کردند و در نتیجه پرس تیوی از کانال لندن حذف شد، فعالیتش غیرقانونی شد و نزولش را به دست خودمان شروع کردیم. این استفاده ابزاری لحظهای، یعنی نابود کردن و خودسوزی. الان پرس تیوی یک دفتر کوچک با دوکارمند در لندن دارد و اموالش را هم حراج کردند و بودنش ضرر است. یعنی رسانهای که از نظر میزان رشد و درصد بیننده در دنیا مقام اول را پیدا کرده بود، به دست خودمان نابود کردیم. این دو مثال نشان میدهد درست است که شبکههای جهانی مدام علیه ما فعالیت دارند ولی ما بختهایی داشتیم که در این رقابت، مقابله کنیم و آنها را از دست دادیم. در مقابل شبکه «الجزیره» را ببینید که چطور در دنیا اعتبار دارد و خبرنگارهای مطرح در آن کار میکنند. ما با یک جنگ رسانهای مواجهایم که در مقابل آن نه پول و نه درایت راهبردی داریم و نتیجه آن رویکردهای جدید بی بی سی فارسی و ایران اینترنشنال شده است. پشتیبانیهای منطقهای و بینالمللی در کنار تلاش گام به گام برای کسب اعتبار علیه ایران را من در اینها تجربه کرده و دیدهام.
خدادی: آقای آجرلو، من بیشتر میخواهم شما این زاویه را بررسی کنید که کارکرد رسانههای فارسی زبان در فضای افکار عمومی ما چیست، ماهیتش را بیشتر بررسی کنید.
آجرلو: به نظر من نسل جدید رسانههای فارسی زبان خارج از کشور، درون شکاف دولت- ملت در ایران زیست میکنند. ساختار دولت در ایران همیشه رانتی بوده یعنی نفت را میفروختند و پولش را تقسیم میکردند. در دورهای این پول صرف توسعه میشد و در دورهای دیگر، سمت سیاستهای بازتوزیعی رفت. از سال ۸۹ به بعد، ما در فروش نفت و آوردن پول نفت به داخل، مشکل داشتیم. اقتصاد هم ریشه تورم و نقدینگی و اشتغال است، اما من این را در حوزه فرهنگ و رسانه میخواهم بررسی کنم. طبیعتاً اقتصاد سیاسی بر رابطه میان دولت و ملت در ایران تأثیر گذاشته است. یعنی جمع جبری رشد اقتصادی در کشور در ۱۰ سال گذشته صفر است. از این زاویه فارغ از اینکه چه کسی رئیسجمهوری است، نهاد دولت به دلیل ماهیت نفتی تضعیف شده است. حدود چهار دهه بعد از جنگ، این فرصت بوده که وابستگی اقتصاد ایران به نفت کمتر شود که نشد. رسانههای خارجی درون این شکاف وارد شدند به ویژه از اوایل دهه ۹۰ و برخی مانند بیبیسی به صورت فرآیندی و با صبر و حوصله و برخی مانند ایران اینترنشنال به صورت پروژهای وارد شدند. سطح دیگر، فرآیند یا پروژههای مداخله امنیتی ـ سیاسی در ایران است. تقریباً مورد ایران از نظر مخالفان خارج از کشور، مثالزدنی و یگانه است. رسانههای خارج از کشور، بخشی از پروژههای امنیتی، سیاسی علیه ایران هستند و درون ایران هم تحولاتی اتفاق افتاده که این فضا را بیشتر به اینها داده است. میتوان گفت به میزان پیچیده شدن جامعه، حکومت و محیط بینالملل، نسل جدید رسانههای خارجی هم پیچیدهتر شدهاند. اتفاق دیگر، بحران نمایندگی و چالش نمایندگی در سیاست است که از انتخابات ۹۸ شروع شد و در ۱۴۰۰ ادامه یافت. به این معنی که رابطه نیروهای سیاسی با نیروهای اجتماعی قطع شده است. در حوزه اصلاحطالبان این اتفاق افتاد و در سطح جریان راست خودش را به شکل دیگری بروز داد. این چالش نمایندگی سیاسی در سطح رسانه هم خودش را نشان داد. در طول تاریخ صدساله ایران در برهههای مختلف شکاف دولت- ملت داشتیم و در زمانهایی مثل دهه ۶۰ این به کمترین مقدار رسیده است. در مورد رسانههای خارج از کشور، محور عملکرد این رسانهها، قرار دادن ایران در وضعیت انقلابی بود. در این دوره شبکه و رسانه از واقعیت پیشی گرفته است. واقعیت را دستکاری میکند. یعنی واقعیت چیزی نیست، جز آن چیزی که رسانه میگوید. به همین دلیل آنچه در خیابان میگذرد با آنچه در رسانه میگذرد، انطباق ندارد. این فاصله، فریبنده است. رسانههای خارجی از قالب رسانه به کنشگری تبدیل شدهاند و بازتاب دهنده ناآرامی نیستند بلکه بخشی از ناآرامی هستند. به طرز عجیبی تشویق به خشونت و رادیکالیسم میکنند. رسانه عامل تهییج به جنگ داخلی و خشونت شده است و حتی در این زمینه، جنگ شهری را آموزش میدهند. به همین دلیل در ناآرامیهای اخیر، پدیده بازنمایی رسانهای بسیار مهم است.
خدادی: طبیعتاً رسانه محل انتقال اطلاعات است و باید بستر تضارب آرا باشد. دنیای امروز، عصر انتخاب اطلاعات است. آن هم از نوع یک انتخاب هوشمند. من که کارم خبرخواندن است معتقدم در این جریانات اخیر چند اتفاق افتاده است. واقعیت اول این است که تقسیم کار رسانهای صورت گرفته، که هر کدام از رسانههای خارجی فارسی زبان، از یک زاویهای جریانات را پوشش میدهند. اتفاق دوم، تنوع سبکهاست یعنی سبکهای ژورنالهای تهییجی مورد استفاده است. مسأله بعدی، استفاده از «فیک نیوز» است، یعنی شما امروز میبینید که حتی «سی ان ان» هم فیک نیوز میزند. تصویرسازی و روایتگری، مسأله دیگر است. بستر روایتگری هم به سمت هدایتگری است. ادبیاتی هم که به کار میگیرد، انگار مرکزی است که پیام میدهد، در واقع محل انتقال پیام نیست، خود پیام است. مسأله بعد، ضریب دادن به اقوام است. چه شده که رویکرد این رسانهها به اینجا رسیده است؟ آیا این اصلاً کار رسانهای است؟ آیا مدل مشابهی در بقیه کشورها دیدهاید؟
تفرشی: در مورد اخبار، در یک دورهای روزنامههای کیهان و اطلاعات رسانههایی انحصاری بودند که به قول مرحوم آل احمد «دوقلوهای عصر» بودند. در آن شرایط مردم محکوم بودند اطلاعاتشان را از این رسانهها بگیرند. من به خاطر دارم که اواخر دهه ۶۰، طرف قرارداد آرشیو ملی ایران بودم و به مسئولین سازمان اعتراض میکردیم که چرا ما به نشریات خارجی دسترسی نداریم. مسئول مربوطه با منت زیاد، یکسری روزنامه و نشریه سفارش داد که ربطی به کار ما و تاریخ نداشتند و این در حالی بود که روزنامه «ساندیتایمز» همان وقت در کشوی خانم مسؤول بینالملل بود و هر وقت دوست داشت آن را به ما میداد تا نگاهی به آن بیاندازیم و بلافاصله پس میگرفت. سالها گذشت، من به انگلیس مهاجرت کردم و روزی به دوستم، استاد کاوه بیات زنگ زدم و گفتم امروز «ساندیتایمز» مطلبی درباره ایل قشقایی کار کرده و شما که درباره این ایل کار میکنی، بد نیست نگاهی به آن بیاندازی. او به من جواب داد که آن مطلب را صبح خواندهام! این تفاوت دوره ما بود با دورههای بعدی. آقای شکوهی از روزنامهنگاران قدیمی تعریف میکرد که در دهه ۶۰ از او و برخی روزنامهنگاران دعوت کردند که در سمیناری یک هفتهای که در بهشهر و نکا برگزار میشد شرکت کنند؛ سمیناری که درباره بررسی خطرات احتمالی پیش روی ماهواره بود. او میگفت یک هفته هر روز برای ما جلسه گذاشتند تا با دلایل علمی، فنی، منطقی، فلسفی، ژئوپلیتیکی و از هر منظر دیگری که فکرش را بکنید، ثابت کنند که اساسا انتقال تصاویر رایگان ماهواره خانگی غیرممکن است و این توهمی بیش نیست و شما گول این شایعات را نخورید! ببینید، جاده پیچیده ولی برخی از مسئولین رسانهای ما نپیچیدهاند! یعنی همچنان فکر میکنند که مردم محکوماند و مجبورند که حرف ما را فقط گوش کنند واگر کسانی به رسانههای خارجی گوش میکنند، اولا همه مغرض و معاند هستند و ثانیا، کسانی هم که به اینها توجه میکنند، همه آدمهای خارج از دین و انقلاب و اسلام هستند. ولی واقعیتهای دیگری هم هستند که باید به آنها توجه کرد.
ما در دیپلماسی عمومی چهار تا لایه داریم. دیپلماسی عمومی در واقع فتح قلوب و اذهان مخاطب با راهکارهای دیپلماتیک غیرمتعارف است. برای اینکه منویات یک کشور، دولت یا حکومت در اذهان بنشیند، چهار لایه وجود دارد: لایه اول تأثیرگذاری بر سیاستورزان کشورهای هدف است، لایه دوم تأثیرگذاری بر نخبگان آن کشورها است، اعم از دانشگاهها، دانشگاهیان، اندیشکدهها، تحصیلکردهها و غیره. لایه سوم تأثیرگذاری بر رسانهها و تعامل بر رسانههای خارجی است و لایه چهارم تأثیرگذاری بر افکار عمومی است. تجربه من در ارتباط با اینها این است که هر وقت حرفهای عجیب و شاز از دهان هر کدام از این چهار لایه شنیدم، کسانی بودند که بیشترشان ارتباط فیزیکی و مستقیمی با ایران نداشتند. کمتر پیش آمده است که کسی بهطور رسمی وارد ایران شده و با ایران ارتباط داشته باشد و دیگاههایش افراطی باشند. ما در این دوره طولانی در سالهای بعد از جنگ، به دلایل مختلفی، با انگیزههای قابل درک ولی غیرقابل قبول، پای سیاستمداران خارجی را به ایران قطع کردیم، روابطمان با دنیا متزلزل بود، نخبگان دانشگاهی خارجی را هم به چشم جاسوس و مزدور دیدیم و ارتباطاتمان فقط با یک عده از آدم محدود که از ایران مورد تأیید بودهاند، برقرار بود. در برنامههای تلویزیونی مثلا با یک گاوچران در آریزونا به عنوان کارشناس سیاسی مصاحبه میکنند و یکی از ایران تأیید میکند و به آمریکا فحش میدهد و به عنوان نخبه معرفی میشود! بنابراین ما یارکشی کردهایم و با کسانی که دوست داریم صحبت کردهایم. صنعت توریسم ما وضعیت اسفناکی داشت و الان بدتر هم شده است و مردم عادی به ایران سفر نمیکنند. ارتباط رسانههای دنیا با ما قطع شده و خبرها را از ما نگرفتهاند و مجبورند خبر را از کسانی بگیرند که علیه ما هستند؛ یعنی عمدتا از سازمان مجاهدین و اخیرا سلطنتطلبها. نتیجه این میشود که سازمان مجاهدین خلق در ناآرامیهای سال ۹۸ بیانیه داد که در ایران ۱۵۰۰ نفر کشته شدهاند. رویترز این بیانیه را پردازش کرد و به نام خودش منتشر کرد و این آمار به فکت قطعی تبدیل و در تاریخ ثبت شد. حتی عفو بینالملل هم میگوید ۱۵۰۰ نفر کشته شدهاند و منبعش رویترز است. از طرف دیگر، نماینده مجلس آمار آقازادههای که در آمریکا هستند را اعلام میکند و آنها را مزدور و جاسوس مینامد. آقای ترامپ خبر نماینده مجلس ایران را توییت میکند و این به فکت تبدیل میشود.
این یک بازی رسانهای است که ما در آن عقب افتادهایم چون امروز رسانههای ایران از بیرون دیده و شنیده نمیشوند زیرا اعتبار و اعتماد را از دست دادهاند. نتیجه این میشود که در ناآرامیهای اخیر، عده زیادی از نوجوانان ایرانی به خیابان آمدهاند، مطالبات برحقی دارند، ولی رسانههای خارج از کشور، با پول سازمانی که در طول تاریخ دنیا بیشترین پول را از قدرتهای ضدکشورشان گرفتهاند، میتوانند به جریانهای سالم و پاک جهت داده و آن را تغییر دهند. آیا ما میتوانیم مطالبات برحق جوانان را نادیده بگیریم؟ نه. آیا میتوانم توطئههای خارجی را نادیده بگیریم؟ نه. چرا این اتفاقات افتاده است؟ زیرا ما نتوانستیم در جریان ارتباط گیری با سیاستورزان، نخبگان و رسانهها و افکار عمومی دنیا، برای خودمان جایی داشته باشیم. حرف ما شنیده نمیشود زیرا ما به دست خودمان، رسانههای بینالمللی خود را تقلیل درجه دادهایم و در عرصه رسانههای بینالمللی جهانی هیچ جایی نداریم. یک مثال بزنم: در ایران بیش از صد مؤسسه پژوهشی درباره جنگ ایران و عراق داریم. اگر در سایت آمازون یا کتابخانه کنگره آمریکا یا کتابخانه کنگره بریتانیا جستجو کنیم، حتی یکی از این کتابها را دراین مراکز پیدا نمیکنیم و هیچکدامشان در عرصه بینالمللی دیده و خوانده نمیشوند. تاریخ جنگ ما را اسرائیلیها، عربها، ترکها، آمریکاییها و اروپاییها مینویسند و در دانشگاههای دنیا تدریس میکنند و تاریخنگاری تحلیلی جنگ را هم انجام میدهند. ولی ما در داخل کشور، یقه امثال حسین علایی را میگیریم و صدای آنها را خفه میکنیم تا انتقاد نکنند، به خیال خودمان در داخل فاتح هستیم ولی در دنیا عرصه را به تاریخنگاریها و راست و دروغهای دیگران باختهایم. شما دریچه را در داخل میبندی، اما امکان بستن دریچه را در خارج نداری و آن فرد خارجی کار خودش را انجام میدهد. ما در داخل عدهای را کنترل میکنیم ولی در خارج، همه چیز را از دست میدهیم. ما تصور میکنیم که دنیا، دنیای اخلاق و وجدان و مرام و معرفت است و مجبور است حق را به ما بدهد و دشمنان ما مزخرف میگویند و حق بر باطل پیروز است و لازم نیست ما کاری انجام دهیم. اگر هم زمانی تلاشهایی در قالب ایرنا و پرستیوی داشتهایم، خودمان، بهدست خودمان آنها را نابود کردایم و معدود افرادی که در اندیشکدههای بینالمللی با ما کار میکردند را به عنوان جاسوس و مزدور دستگیر کردهایم و هیچ کسی جرأت نمیکند به ایران نزدیک شود. ما در دنیا تنها هستیم و بخشی از این تنهایی، خودخواسته است. در عرصه رسانهای، تنهاتر هم هستیم. مثلا خبرنگار ارشد اکونومیست در ایران که همه مطالب این روزنامه را درباره ایران مینویسد، تنها آدمی در رسانههای بینالمللی بود که مطالب مثبت و واقعگرایانه درباره ایران مینوشتف با خود ما مرتب صحبت میکرد، به ایران سفر میکرد و مدام با مقامات ایرانی ارتباط داشت ولی در ایران آنچنان بلایی سرش آوردند که یک ماه در هتل حبس بود و سپس از ایران فرار کرد و از همان موقع، شروع کرد به بد و بیراه گفتن به ایران! ما در این وقایع مقصریم. در عرصه رسانهای یارکشی وجود دارد. شما چند تا اندیشکده در دنیا دارید؟ آمریکاییها در اروپا اندیشکده دارند، عربها دارند، ترکها دارند، اسرائیلیها دارند، برزیلیها دارند… ایران اساسا نهتنها اندیشکده بومی در دنیا ندارد، بلکه هر ایرانی هم که وارد این محافل میشود، حتی اگر از روی جاهطلبی رفته باشد، سریع او را جاسوس مینامیم و اگر به ایران بیاید، دستگیرش میکنیم. ما در اندیشکدههای دنیا که تصویرسازی و تصمیمسازی برای دنیا میکنند، جایی نداریم. رسانهها و خبرنگارهای ما را در این محافل راه نمیدهند. من در زمان دانشجویی هفتهای ده تا جلسه در اندیشکدهها میرفتم ولی الان همکار رسانهای شما در ایرنا که در لندن مستقر است، صورت جلسهنویس سفارت شده است که یک بچه ۱۵ ساله در تهران هم میتواند این کار را انجام دهد. اساسا وجود رسانههای ایران در دنیا، بهویژه در اروپا، زیر صفر است؛ یعنی تأثیر منفی دارد. نتیجه این میشود که وقتی عرصه رسانهای نمیتوانیم رقابت کنیم، سراغ تخریب میرویم. مثلا به تجربه شخصی خودم اشاره میکنم: تونی بلر در نشست سالانه مهمانی شهردار منطقه سیتی لندن، طی یک سخنرانی گفت «ما مناقشات و چالشهای زیادی با ایران و سوریه داریم. ولی به هیچ وجه نمیتوانیم این دو کشور را از معادلات خاورمیانه حذف کنیم؛ برعکس، خوشمان بیاید یا نه، هرکاری که بخواهیم انجام دهیم، باید از این دو کشور کمک بگیریم.» معمولا این نطقهای رسمی را چند ساعت قبل به رسانهها میدهند تا آنها بر اساس آن، تحلیل و سرمقاله بنویسند. صبح روز بعد، آقای کان کاکلین، دبیر سرویس امنیتی وقت «دیلی تلگراف» که بسیار ضدایران است، با کمک همکارانش یک مقاله در دیلی تلگراف نوشتند و گفتند «ایران به زودی رهبری القاعده در دنیا را در دست خواهد گرفت، محمود احمدینژاد به زودی جانشین بنلادن میشود.» سفارت ایران اینها را دید و یک هفته بعد اعتراض و تکذیب کرد. کاری که من کردم این بود که ۵۱ مقاله کاکلین را استخراج کردم و دریافتم که تمامی مطالبش، به جز یکی از آنها، بدون منبع قابل ردیابی است. تنها منبعی که به آن اشاره کرده بود، سازمان مجاهدین بود. این آدمی است که در اروپا و آمریکا و در کثیفترین فعالیتهای ضدایرانی فعالیت و اعتبار دارد. او اعتبارش را کسب کرده و هر روز مطلب منتشر میکند و همین الان هم سر مسأله ایران، مسأله جام جهانی و غیره، هر روز مقاله مینویسد. ما در این عرصه حضور نداریم؛ با اندیشکدهها و با سیاستمداران تعامل نداریم، افکار عمومی را در سراسر دنیا نمیشناسیم و با رسانهها هم تقابل داریم ولی انتظار داریم که در این عرصه برنده باشیم! این نشدنی است. یکی ازمدیران ایرنا زمانی به من گفت «ما در لندن آمدهایم و در استادیوم ومبلی، تیلهبازی میکنیم!» ما در بازی فتح قلوب و اذهان باختهایم. ایرانیهایی که وارد اندیشکدهها میشوند را جاسوس میدانیم و خارجیها را مزدور و حقوقبگیر قلمداد میکنیم، تعاملی هم نداریم و با کنترل فیزیکی همه چیز، کاری میکنیم که راههای غیرمتعارف باز شود و در نتیجه، راه برای مثلا سازمان مجاهدین که در این دوره طولانی با تلاشهای ملی و بیناللملی و رسانهای منزوی شده بود، الان دوباره فعال شده است. چرا این اتفاق افتاده است؟ شما مطالبات جوانان را نشنیدید، مسأله شفافیت، نظارت و حسابرسی را نادیده گرفتید، فرصت برابر را از بچهها گرفتید و نتیجه آن شد که آن حس تعلق و وفاداری از بین رفت. رویکرد به دشمن قابلقبول نیست، ولی قابل درک است. باید آن را بفهمیم و آسیبشناسی کنیم. تصور ما این است که ما نباید تغییر کنیم ولی دنیا باید تغییر کند و خود را با ما تطبیق دهد. چنین چیزی اتفاق نمیافتد. آخرین نکته من این است که در عرصه رسانهای وقتی با پدیدههایی مثل تغییر رویکرد بیبیسی فارسی نسبت به چند سال پیش مواجه میشویم، باید واکاوی کنیم که چرا این اتفاق افتاد. همانطور که عرض کردم، بیبیسی فارسی از سال ۱۹۴۰ تجربهای در رابطه با براندازی دولت ایران و آغاز اشغال ایران را دارد که اسنادش هم منتشر شد. و در زمان شاه هم بیشترین مناقشات و انگلیس بر سر بیبیسی فارسی بود. در ۱۹۷۵، محمدرضا شاه به دلیل برنامه مستند «پانوراما» علیه شاه و حقوق بشر، کل دفتر بیبیسی را در تهران به مدت یک سال تعطیل کرد. دفتر بیبیسی در تهران تا سال ۸۸ باز بود. در زمان انقلاب هم این افسانه حمایت بیبیسی از انقلاب ایران آنقدر رایج شد که در تاریخنویسی جمهوری اسلامی هم حتی آمده است. اتفاقی که افتاد این است که بعد از دورهای از ۸۸ به بعد، میبینید تعداد زیادی از بچههایی که در ایران روزنامهنگار بودند، از کشور خارج شدند، اندکی از آنها در «صدای آمریکا» و بسیاری در بیبیسی استخدام شدند. بعضا من با این افراد آشنایی داشتم. روزگاری بعضی از اینها با ایران مناسبات خوبی داشتند یا بیطرف بودند. حتی بعضا این شائبه وجود داشت که حکومت ایران در بیبیسی نفوذی دارد و خود انگلیسیها، دو مورد را در این زمینه ثابت کردند. وقتی شرایط زندگی برای خانوادههای این افراد در ایران سخت شد، آنها به دلیل لغراض شخصی، تند شدند. ما قانونی داریم که در زمان رضاشاه تصویب شد و میگوید هر ایرانی که میخواهد تابعیت خارجی بگیرد، باید تابعیت ایرانیاش را پس بدهد، اموالش را بفروشد و اگر نفروخت، دولت مصوبه دارد که میتواند بر اساس آن اموال این فرد را حراج کند. الان ما بین ۶ تا ۱۰ میلیون ایرانی در خارج از کشور داریم که دو سوم آنها، پاسپورت خارجی دارند و این قانون را درمورد هیچکدامشان اجرا نمیکنیم ولی درباره کارکنان بیبیسی اجرا میکنیم. نتیجه اینکه آن افرادی که بیطرف بوده یا حتی متهم به طرفداری از ایران بودند، به دلایل شخصی و خانوادگی، در مقابل نظام قرار گرفتند. در نتیجه سازمان نظارت بر رسانههای بریتانیا، عملا دخالتش را از بیبیسی برداشت و قانون ضد تروریسم بریتانیا که تشویق به خشونت و تروریسم را منع میکند، در رابطه با بیبیسی چشمش را میبندد و منشور بیطرفی بیبیسی که در هر برنامه حتما باید از هر دو دیدگاه نمایندهای حاضر باشد، عملا وجود خارجی ندارد یا اگر وجود داشته باشد، دو نفر یکجور حرف میزنند. بخشی از این مربوط به دشمنی دولت بریتانیا، کارکنان بیبیسی است و بخش دیگر، به عملکرد داخلی ما برمیگردد. ایراناینترنشنال داستان متفاوتی دارد. این رسانه سه تا بنیانگذار خبرنگار داشته که هر سه در ایران سابقه داشتند. مؤسس اجرایی ایران اینترنشنال، شرکت دیامای مدیا بود که صاحبش آقایی به نام راب بینن است. این آقا، بزرگترین رسانهساز در اروپا است. صاحب اصلی این رسانه هم آقای عبدالرحمن راشد است که در ابتدا بیشتر جناح معتدل سعودی پشتش بودند ولی بعدها تندتر شد.
آجرلو: در انقلاب مارکسیستی بحثی مطرح است تحت عنوان «انقلابیون حرفهای» که افرادی هستند که انقلاب را به عنوان کاتالیزور تسریع میکنند. رسانههای فارسیزبان خارجی نقش انقلابیون حرفهای را برای خود انتخاب کرده بودند. این نسل جدید از رسانهها، بعد از ترامپ، به شدت خشونتطلب شدند. این رسانهها درتعامل با شبکههای اجتماعی قرار دارند. شبکههای اجتماعی، توزیعکننده محتوای همان رسانهها شدند و انتشار محتواها را تسریع میکنند. این شبکهها، اول نیاز کاذب و بعد آگاهی کاذب تولید میکنند. این شکل از شبکههای اجتماعی، در خلأ رسانههای خبری معتبر داخلی، خیلی مسأله مهمی است. شما در این شبکهها آگاهی کاذب دریافت میکنید و حتی اگر رسانه داخلی محتوای خوب تولید کند، چون زمین رقابت عوض شده است، امکان رقابت ندارد. متأسفانه ما میخواهیم تمام مسئولیتهای نهادها را بر عهده رسانه بگذاریم که بسیار خطرناک است. شما نمیتوانید ناکارآمدی و حل نشدن مسائل اقتصادی و معیشتی را بر رسانه بار کنید. رسانه میتواند طرح موضوع و گفتگو کند ولی نمیتواند مشکلات اقتصادی مردم را حل کند. من میخواهم بگویم پاسخ مسأله فاصله بین دولت و ملت و کاهش سرمایه اجتماعی، از رسانه نمیگذرد، از کارآمدی میگذرد. اگر رسانه را جای سیاست، جامعهشناسی و فرهنگ قرار دهید، در نهایت آن را نابود میکنید. مسأله اصلی سیاست است؛ سیاست به معنای قابلیت حل منازعه، تصمیمگیری، تدبیر امور و معیشت مردم و هر تعریف دیگری که از آن داریم. مسأله ما، بیشتر از آنچه رسانه باشد، کارآمدی است. ۱۰ سال پیش، جمع جبری رشد اقتصادی ما صفر بوده است. این را رسانه چطور میخواهد حل کند؟ دلار در طی ۱۲ سال، ۳ یا چهار برابر شده است. این واقعیت موجود است. رسانه چه کاری میتواند انجام دهد؟ مسأله تورم، یک مسأله ریشهای در کشور است که همواره وجود داشته است. پاسخ مسائل محیط زیستی، مسأله آب، اقلیم، تورم، اشتغال و…همه در سطح سیاست و جامعهشناسی است نه در رسانه. اگر نهادهای واسط بین جامعه و دولت را تضعیف کنیم، سرخوردگی بهوجود میآید. مسأله مهمتر، صدا و سیماست. چیزی که مرا واقعا نگران میکند، افت مخاطب صدا و سیماست. در همین ده سال اخیر، آیا بروکراسی صدا و سیما کوچک شده است؟ خیر. آیا درآمدهای این نهاد در سطح تجاری و بازرگانی کم شده است؟ به نظر من به نسبت جاهای دیگر، نه، اما به شدت کیفیت رسانهای پایین آمده است. در یک سال گذشته، در موضوع سیاسی اصلاحی در صدا و سیما ندیدیم . در سطح سرگرمی، این نهاد به شدت دچار بحران است. پلتفرمهای داخلی مثل فیلیمو، نماوا، و غیره، رقابت را از صدا و سیما بردهاند. این نهاد میتوانست از خیلی سال قبل، تولید را به بخش خصوصی واگذار کند و خودش فقط نظارت داشته باد. ما امروز با یک نسل جدید دهه هشتادی مواجهیم که نمیتوانیم با آنها صحبت کنیم. آنها گوشی برای شنیدن ندارند و ما هم تلاش نمیکنیم که صدایمان را به گوش این بچهها برسانیم. بخشی از این برمیگردد به کیفیت آدمهایی که صدا و سیما را اداره میکنند. مثلا در دهه اخیر، کیفیت آدمها در صدا و سیما نزول پیدا کرده است. وقتی کیفیت افراد در رسانهای که قرار است با عموم جامعه حرف بزند پایین بیاید، خلاقیت از بین میرود. در نتیجه اولین واکنش صدا و سیما در مواجهه با واقعیت، سکوت است. این در حالی است که رقیب خارجی سکوت نمیکند، شبکههای اجتماعی هم همینطور. لذا صدا و سیما مجبور میشود واکنش نشان دهد و همه ما میدانیم که تأثیر واکنش از کنش بسیار کمتر است. این مشکل صدا و سیما است. دفاتر خارجی صدا و سیمای ما الان چه کاری انجام میدهند؟ به نظر من هر کدام از آنها میتوانند حداقل نصف «منو تو» و بیبیسی کا رکنند. میتوان زیرساختهای آنها را از نظر اقتصادی و نیروی انسانی تقویت کرد، ولی چرا این اتفاق نمیافتد؟ زیرا یک بروکراسی عظیمی در صدا و سیما وجود دارد که خود مدیران هم از پس آن برنمیآیند و مشغول سامان دادن به آن بروکراسی هستند و حوزههای کیفی و محتوایی کنارگذاشته شدهاند. من چند سال است که با همین دهه هشتادیها مواجه هستم. ما کجا را برای آنها فراهم کردیم که بتوانند حرف بزنند؟ حداقل باید نهاد دانشگاه را برای آنها تقویت کنیم. من در این ایام فضا را باز کردم تا آنها حرف بزنند و دیدم که واقعا حرف عجیبی نمیزنند. خلاصه حرفشان این است که ما باید به رسمیت شناخته شویم، صدای ما باید شنیده شود. این دهه هشتادیها، فرزند شبکه اجتماعی هستند و دنیا آنجا برایشان ترسیم شده و شناختشان از آنجا بهدست آمده است. شکاف نسلی از این منظر واقعیت دارد که ارزشها و باورهای آنها، با ارزشها و باورهای ما متفاوت است. این نسل مسأله چشمانداز دارد. از یک طرف تصاویر اتوپیایی غیرواقعی از جاب اپوزوسیونها دریافت میکند و از طرف دیگر، ما در حل مسأله مشکل داریم و خیلی از مسائلمان، مثل مشکل آب در خوزستان، گرد و غبار، حمل و نقل عمومی و … را حل نمیکنیم. لذا برای این نسل مسأله چشمانداز بهوجود میآید. ما بخشی از این مشکل را در رسانه میتوانیم حل کنیم ولی عمده آن، باید در سطح اجرایی، دولت، کارآمدی و مجلس حل شود. در این دوره رسانههای خارج از کشور بر بحث نمادسازی بسیار متمرکز بودند. این شکل از نمادسازی را در ناآرامیهای ۹۸ ندیدیم.
تفرشی: مسأله حذف نیروهای میانجی و واسطه، موضوعی است که الان آشکارتر شده است. من معتقدم باید دیدگاههای مختلف را شنید. از این منظر، وقتی میبینید که مثلا آقای لاریجانی یا آقای ظریف تحریم میشوند، این تحریمها کاملا هدفمند و هوشمندانه است نه اتفاقی. ما صداهای میانه را خفه کردیم و درها را برای کسانی که تمامیتخواه هستند و میخواهند با روشهای رضاشاهی مشکلات را حل کنند، باز گذاشتیم. از طرف دیگر، بستر برای اپوزوسیون برانداز وابسته به خارج فراهم شده است. یعنی این وسط هم طبقه متوسط جدید از بین رفته و هم کسانی که صداهای میانهای بودند و میتوانستند برخلاف کسانی که سیاهی و ناامیدی را در کشور منتشر میکنند، تولید و توزیع امید داشته باشند. در نتیجه این صداها شنیده نمیشود و اگر شنیده شود هم به سرعت، با وصفهای مثل «مالهکش» و «وسطباز» و … تحقیر میشود. نمونه بارز این صداها که شنیده نشد، نامه مهم و تاریخی آقای حجتی کرمانی به رهبر انقلاب است. ما از این دست تجربهها در طول تاریخ داشتهایم. در همه دولتهای بالنده، مشاورینی بودند که صدایی داشتند، مشاوره میدادند، نقد میکردند و هشدار میدادند. هیچ حکومتی در طول تاریخ ایران، به نسبت جمعیت، به اندازه جمهوری اسلامی مشاور نداشت ولی این مشاوران، اکثرا بر اثر تجربه و سیلی روزگار، یاد گرفتند که چیزی نگویند که رئیس مکدر شود. در واقع، ما یک نسل پرجمعیتی از مشاورانی را تربیت کردیم که اینها مباشر هستند و این مباشران، در شرایط عادی و ثبات، بسیار آدمهای نازنین و دوستداشتنی هستند ولی در شرایط بحران، هیچ کاری از دستشان برنمیآید و آن منتقدانی نیستند که بتوانند جامعه را نجات دهند. نکته دیگر اینکه، در سیستم کنونی دانشگاهی ایران بسیاری از استادان ما دزدان مقالات خارجی هستند، و اکثرشان اگر به دانشگاههای بینالمللی بروند، حتما به خاطر رزومههای قلابی و دزدی علمی اخراج میشوند و این ربطی به دولت خاتمی و رئیسی و غیره ندارد بلکه معضل فرهنگی ماست. این سیستم، نخبهپرور نیست، بهویژه در زمانی که نخبهپروری در جامعه ما، به ویژه در رشته های علوم انسانی، در حال مرگ است. ما یک استاد علوم سیاسی داشتیم، آقای دکتر حسین بشیریه به دانشگاه سیراکیوز در آمریکا رفت، یک ترم درس داد و برای ترم دوم برگشت ایران که کارشرا درست کند و به آمریکا برگردد. در دانشگاه سیراکیوز هنوز استخدام نشده بود ولی دانشگاه تهران او را اخراج کرد و ممنوعالخروج شد. ولی دانشگاه سیراکیوز، تا زمانی که دکتر بشیری ممنوعالخروج بود، هزینه زندگی او را پرداخت کرد. همین باعث شد که وقتی به آمریکا برگشت، به دانشگاه دیگر نرفت و هنوز هم همانجا تدریس میکند . ما وقتی چنین رفتاری با نخبگانمان میکنیم، توقع نداشته باشیم که بتوانیم جلوی فرار مغزها، رفتن به رسانههای بیگانه و معاند شدن را بگیریم. تا وقتی این ساز و کار هست، توقع نداشته باشیم مردم احساس تعلق داشته باشند.
آجرلو: فکر میکنم سلبریتیها به عنوان رسانههای فردی، عملکرد پوپولیستی داشتند زیرا میتوانستند در عین بیان نقد یا اعتراض، دعوت به آرامش بکنند. سلبریتیای که یک ماه بعد از اعتراضش، متن پشیمانی منتشر میکند، صلاحیت کار سیاسی ندارد. سلبریتیها، میتوانند کنشگری اجتماعی داشته باشند اما از صلاحیت سیاسی برخوردار نیستند. نکته دیگر اینکه، درباره نیاز به آرایش جدید در رسانهها است. با آرایش گذشته نمیتوان در این صحنه منازعه وارد شد. تفرشی: درشتنمایی سلبریتیها در همه دنیا هست ولی در ایران، بخشی از این موضوع، خودخواسته است. شما وقتی ۸ سال به یک سلبریتی تریبون میدهید تا دولت مستقر را مسخره کند، نباید از اینکه الان با تغییر موضع دارد انتقاد میکند، ناراحت بشوید. این پرورده خود شماست. شما وقتی به چماقدار چماق میدهید تا بر سر دشمنتان بکوید، کارتان پیش میرود ولی نمیتوانید چماق را از او بگیرید. از طرف دیگر هم، شما مداحها را دارید. نمیشود دهان سلبریتی را بست ولی دهان مداح را باز گذاشت.
استاندار گلستان گفت: توجه جدی به حمایت همه جانبه از خانواده و جوانی جمعیت نیاز ضروری استان است و باید موانع پیشرو آن با ارائه خدمات در جامعه برطرف شود.
وی همچنین بر ضرورت هدفگذاری دستگاهها برای ارائه خدمات بهتر در حوزه حمایت از خانواده و جوانی جمعیت تاکید کرد. استاندار گلستان افزود: طراحی برنامه از محل بودجه عمومی جواب نمیدهد چون این اعتبارات دارای محدودیت است و باید از سایر ظرفیتهای در اختیار به خوبی استفاده کرد. زنگانه با اشاره به این که ترویج جوانی جمعیت کار سختی است، گفت: برای گسترش و نهادینه کردن این فرهنگ در جامعه، طراحی، جذابیت و تشکیل کمپین ضروری است. مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده استانداری گلستان هم در این جلسه گفت: حل موانع پرداخت وام ازدواج به جوانان متقاضی در بانکهای استان ضروری است چرا که حدود ۳۰ درصد از متقاضیان با ایجاد موانع از دریافت وام منصرف شدند. آزاده رجبی افزود: در ۶ ماه نخست امسال ۲۷ هزار نفر برای دریافت وام ازدواج به بانکهای عامل معرفی شدند. وی ادامه داد: برخی از مراجعه کنندگان دریافت وام ازدواج در گلستان با تاخیر چندین ماهه این تسهیلات را دریافت میکنند که بررسی علت تاخیر در پرداخت وام از سوی بانکها ضروری است. وی بر رفع موانع ارائه وام فرزندآوری، پیگیری اختصاص ۳۰ درصد اعتبارات تشکلهای مردم نهاد با همکاری دستگاههای اجرایی مرتبط برای تخصیص، جمعآوری آمار مهاجرت هم استانیها به خارج از کشور و شتاب در تهیه اطلس جمعیتی استان و سرمایهگذاری در حوزه ترویج فرهنگ ازداوج آسان و ساده زیستی تاکید کرد. به گفته وی ۳۸ دستگاه وظیفه مندی در حوزه حمایت از خانواده و جوانی جمعیت دارد تا چالشهای این حوزه را رفع کنند. سرپرست معاونت امور جوانان اداره کل ورزش و جوانان گلستان هم گفت:۱۰ میلیارد ریال اعتبار در قالب « قرارگاه آمنه» برای رفع مداخلات در حوزه ازدواج و پیشگیری از طلاق مصوبه از وزراتخانه برای جذب گرفته شد. حامد ملاحسنی افزود: پیگیری اجرای طرح مزبور با همکاری جهاددانشگاهی در پنج نقطه فرهنگی گرگان در قالب پنج پایگاه شناسایی و اطلاع رسانی شده است. وی بر راهاندازی کمیته سامانه ازدواج برای شتاب در فرهنگسازی ازدواج و حل مشکلات فراروی جوانان، حمایت بیشتر در راهاندازی مراکز مشاوره از طریق فرمانداران در اختصاص مکان فعالیت، راهاندازی کانونهای واسطهگری ازدواج توسط سازمان تبلیغات اسلامی و تسریع در شناسایی تشکلهای مردم نهاد با ایجاد بانک اطلاعات در حوزه ازدواج تاکید کرد. ملاحسنی همچنین از میزبانی گلستان برای تربیت مربی حدیث زندگی خبرداد و خواستار هم افزایی بیشتر دستگاههای مرتبط در عملیاتی شدن این طرح در استان در آینده نزدیک شد. مدیرکل راه و شهرسازی گلستان هم گفت: هزار و ۵۰۰ نفر برای دریافت مسکن در قالب حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در استان ثبت نام کردند و پالایش افراد واجد شرایط دریافت تسهیلات در این حوزه از ۱۵ روز قبل آغاز شد. مهدی ملک افزود: تاکنون ۳۰ درصد از افراد متقاضی این طرح مورد پالایش قرار گرفتند. وی خواستار تامین زمین برای ساخت مسکن جمعیت واجد شرایط در این طرح در گلستان شد.
ماده ۱ – به منظور توانمند سازی جوانان برای تشکیل خانواده، دولت مکلف است صندوق اندوخته ازدواج جوانان را ایجاد نماید. اساسنامه صندوق شامل ماهیت صندوق، منابع مالی، ارکان، شرح وظایف صندوق و نحوه عضویت در آن ظرف سه ماه از تصویب این قانون توسط دولت تهیه و جهت تصویب به مجلس شورای اسلامی ارائه میشود. ماده ۲ – دولت مکلف است علاوه بر استفاده از منابع بودجه سنواتی پیش بینی شده، از محل «صندوق اندوخته ازدواج جوانان» به مزدوجین نیازمند به اجاره مسکن، حسب تشخیص کمیته سامان ازدواج با توجه به امکانات صندوق، وام ودیعه مسکن پرداخت کند. ماده ۳ – با تأکید بر روشهای انبوه سازی، کوچک سازی، ارزان سازی و استفاده از روشهای نوین ساخت در امر مسکن، دولت مکلف است علاوه بر بهره مندی از تسهیلات متداول و رایج فعلی (انبوه سازی و اجاره به شرط تملیک) از طریق نهادهای عمومی نظیر شهرداری و اوقاف و امور خیریه و با بهره گیری از همکاری و امکانات وزارت مسکن و شهر سازی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و استفاده از زمینهای دولتی یا زمینهای اهدایی خیرین، واحدهای ساختمانی به عنوان «مسکن موقت» احداث کرده و آنها را در اختیار زوجهای جوان با اجاره مناسب قرار دهد. مدت استفاده هر زوج متقاضی از این واحدها حد اکثر سه سال است. ماده ۴ – الف – کلیه دستگاههای دولتی، نهادهای عمومی و شهرداریهای دارای تسهیلات رفاهی، فرهنگسرا و تالار، باشگاه و اردوگاه موظفند با هماهنگی کمیته سامان ازدواج، فضاهای مذکور را برای برگزاری جشن و مراسم ازدواج در اختیار زوجهای واجد شرایط قرار دهند. ب – به هر یک از خانوادههای جوان عضو صندوق که هیچیک از زوجین اشتغال به کار یا منبع درآمدی نداشته باشند، حد اکثر تا مدت دو سال پس از تاریخ ازدواج مبلغی به عنوان کمک هزینه زندگی به صورت قرضالحسنه پرداخت میگردد. سقف مبلغ مذکور را کمیته سامان ازدواج متناسب با سرمایه صندوق تعیین خواهد نمود. ماده ۵ – دولت مکلف است به منظور تکریم و ترویج سنت حسنه نبوی ازدواج، فرهنگ سازی و ترویج الگوهای مطلوب، با استفاده از امکانات رسانه ملی و دستگاههای فرهنگی و آموزشی اقدامات ذیل را انجام دهد: الف – تصحیح باورها و آداب و رسوم مانع و مزاحم ازدواج جوانان در مناطق کشور. ب – تشویق جوانان و خانوادهها به برپایی جشنهای گروهی و کاهش هزینههای تشریفات مراسم ازدواج. ج – روز اول ذیالحجه (روز ازدواج امیرالمؤمنین «ع» و فاطه زهرا «س») به عنوان روز ازدواج جوانان نامگذاری شود. د – طرح مباحث مربوط به چگونگی تشکیل خانواده و روشها و آداب همسر گزینی و ازدواج آسان و شرعی از طریق رسانههای گروهی، صدا و سیما، کتب درسی مقطع متوسطه (سال سوم و پیش دانشگاهی) و آموزش عالی. ماده ۶ – دولت موظف است به منظور سامان فعالیتهای ازدواج در استانها و نظارت بر روند اجرایی این قانون در کلیه فرمانداریها، کمیته سامان ازدواج متشکل از فرماندار، امام جمعه شهر و رئیس شورای شهر تشکیل دهد. تبصره ۱ – این کمیته حسب مورد میتواند از شخصیتهای حقیقی و حقوقی جهت شرکت درجلسات و تصمیم گیریهای ذیربط دعوت به عمل آورد. تبصره ۲ – کلیه دستگاههای ذیربط موظف به همکاری با این کمیته هستند. تبصره ۳ – استانداران موظفند پس از دریافت گزارش اقدامات کمیتهها، نتیجه را از طریق دولت به تفکیک هر استان به صورت سالانه به کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی گزارش کنند. ماده ۷ – به منظور رفع موانعی که باعث تأخیر ازدواج میگردد و تشویق و ترغیب جوانان به ازدواج و تشکیل خانواده، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح مکلف است پس از موافقت فرمانده کل نیروهای مسلح اقدامات ذیل را انجام دهد: الف – تعیین محل خدمت سربازان متأهل در نزدیکترین پادگان و مرکز نظامی محل سکونت. ب – پرداخت مستمری به میزان حد اقل دو برابر سربازان مجرد به سربازان متأهل که میزان افزایش مستمری متأهلین از محل صندوق اندوخته ازدواج جوانان تأمین میگردد. ماده ۸ – دولت موظف است طرح جامع آموزش و مشاوره قبل و بعد از ازدواج مشتمل بر برنامههای: مشاوره برای همسریابی، تشکیل خانواده، آماده سازی زوجهای جوان برای آغاز زندگی مشترک، آشنایی با حقوق خانوادگی و اخلاق همسر داری و آمادگی برای داشتن فرزند را تهیه و ظرف سه ماه پس از تصویب این قانون به مجلس ارائه دهد. ماده ۹ – دولت مکلف است متأهلین واجد شرایط را در اولویت دسترسی به فرصتهای شغلی، وام اشتغال و وام مسکن قرار دهد. ماده ۱۰ – وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سایر مؤسسات دارای مرکز آموزشی، موظفند در چارچوب بودجه سنواتی نسبت به ساخت و واگذاری خوابگاهها برای متأهلین اقدام لازم را معمول دارند و همچنین نسبت به پرداخت کمک هزینه تحصیلی به دانشجویان متأهل به میزان دو برابر دانشجویان مجرد، که افزایش آن از محل صندوق اندوخته ازدواج جوانان تأمین میشود، اقدام نمایند. تبصره- دانشجویان متأهل رشتههای پزشکی مجازند قبل از انجام خدمت سربازی و طرحخدمت نیروی انسانی در آزمون دورههای تخصصی شرکت کنند. ماده ۱۱ – آئین نامه اجرایی این قانون پس از تصویب اساسنامه صندوق توسط مجلس شورای اسلامی، ظرف مدت سه ماه توسط دولت تهیه و به تصویب هیأت وزیران میرسد. ماده ۱۲ – گزارش اجرای این قانون هر شش ماه یکبار توسط دولت تهیه و به کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تقدیم میشود. ماده ۱۳ – وزرای امور اقتصادی و دارایی، مسکن و شهر سازی و کشور در موارد مرتبط مسؤول حسن اجرای این قانون در برابر مجلس شورای اسلامی میباشند. قانون فوق مشتمل بر سیزده ماده و چهار تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ بیست و هفتم آذر ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و چهار مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ۷/۱۰/۱۳۸۴ به تأیید شورای نگهبان رسید. مصوبه ای که نمایندگان مجلس باید در اجرای آن پس از گذشت ۱۷ سال قدم بردارند تا بتوان این مهم را به تحقق رساند. هر چند نمایندگان محترم مجلس به دنبال وضع قوانین جدیدی همچون این قانون هستند که صرفا بر روی کاغذ و برای عدهای معدود و نور چشمی مورد اجرا قرار می گیرد طی ۱۷ سال گذشته قوانین بسیاری توسط خانه ملت وضع شده که بسیاری از آنها بر روی کاغذ در حال خاک خوردن هستند و مدیران دستگاهها و سازمانهای اجرای قانون خود را اجرا می کنند و کاری به کار قوانین وضع شده توسط مجلسیها ندارند و مردم هر ساله زمان انتخابات صرفاً با تناول وعده و وعیدها متنوع کاندیداهای محترم و هزینههای گزاف شان اقدام به انتخاب نمایندهای می کنند که شاید تغییری در وضع معیشت اشتغال و ازدواج و فرزندآوری داشته باشند اما متاسفانه گویا وعدهها برای همان زمان است و هر ساله نیز میزان مشارکت مردم به لحاظ وعدههای عملی نشده و قوانین وضع شده روی کاغذ علی الرغم میل باطنی تمایلی به حضور در صحنه انتخابات را ندارند. حال انتظار می رود که نمایندگان خانه ملت به جای وضع قوانین جدید به دنبال احیا و اجرای قوانینی که در گذشته وضع شده باشند.
در سالروز میلاد پیامبر اکرم و حضرت امام جعفر صادق (صلواتالله علیهما)(۱)
بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسانٍ الی یوم الدّین.
خوشامد عرض میکنم به حضّار محترم، مسئولان محترم کشور، میهمانان عزیز هفتهی وحدت، و تبریک عرض میکنم میلاد مکرّم و معظّم رسول اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و امام صادق (سلام الله علیه) را به همهی شما عزیزانی که اینجا تشریف دارید و به همهی ملّت ایران و به همهی امّت اسلامی در شرق و غرب عالم؛ و امیدواریم انشاءالله که برکات توجّهات آن بزرگوار و توجّهات الهی به برکت آن بزرگوار برای ملّت بزرگ اسلام و امّت اسلامی انشاءالله موجب پیشرفت باشد.
البتّه در شخصیّت منحصر به فرد پیغمبر اکرم و رسول اعظم یک نقطهی اوجی وجود دارد که آن عبارت است از بعثت؛ نقطهی بعثت. خب شخصیّت رسول اکرم شخصیّت منحصر به فردی است در همهی عالم وجود؛ نقطهی اوج این شخصیّت، آن نقطهی ارتباط قلب مطهّر آن بزرگوار با معدن عظمت و عزّت و حکمت الهی است؛ نقطهی بعثت؛ این درست، لکن همهی آنات زندگی پیغمبر حتّی بعد از بعثت متأثّر و متناسب با مسئلهی بعثت است؛ یعنی این [طور] نیست که فرض کنیم نبیّ مکرّم اسلام قبل از بعثت، زندگی انسانِ معمولی را داشتند؛ نه، حرکات آن بزرگوار، برکات الهی به آن بزرگوار، توجّهاتی که در عالم طبیعت ناشی از وجود آن بزرگوار اتّفاق افتاده، اینها همه استثنائی است، همه متناسب با آن اوج شخصیّت این بزرگوار است که مسئلهی بعثت است. نشانههای عظمت حق تعالی را در همهی دوران زندگی آن بزرگوار میشود دید، حتّی در هنگام ولادت. خب ما امروز را به عنوان مولود پیغمبر عید گرفتیم و جشن گرفتیم؛ حتّی در روز ولادت آن بزرگوار هم نشانهها و آثار برکات الهی را ــ که منشأ اصلیاش همان نقطهی اوج است یعنی بعثت ــ انسان مشاهده میکند. آثار توحید را و نشانههای عملی توحید را انسان در روز ولادت هم میبیند. از داخل کعبه شما بگیرید که بتها در آنجا سرنگون میشوند، تا برخورد با بتهای طاغوتی، طاغوتهای بزرگ بشری آن روز؛ [یا اینکه] فلان دریاچهی مقدّس خشک میشود، فلان آتشکدهی بهاصطلاح مقدّس خاموش میشود، طاق کسریٰ شکست میخورد، کنگرههای طاق کسریٰ فرو میریزد؛ این حوادث [رخ میدهد]. لذا روز ولادت یک روز معمولی نیست؛ روز بسیار مهمّی است، روز بسیار بزرگی است. ما این روز را عید میگیریم به این مناسبت.
نکتهی اساسی این است که عید گرفتن فقط جشن و ماندگاری و یادبود و مانند این چیزها نیست؛ عید گرفتن برای درس گرفتن است، برای الگو قرار دادن پیغمبر اکرم است. ما به این احتیاج داریم؛ امروز بشر به این احتیاج دارد، امّت اسلامی امروز به این احتیاج دارد؛ باید درس بگیریم. پس زنده نگه داشتن یاد مولودِ مبارکِ رسول اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) برای این است که ما به مضمون این آیهی شریفه که فرمود: «لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللهِ اُسوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَن کانَ یَرجُو اللهَ وَ الیَومَ الآخِرَ وَ ذَکَرَ اللهَ کَثِیرًا»(۲) عمل کنیم. پیغمبر اکرم اسوهی حسنه است؛ این را قرآن بصراحت دارد میگوید. اسوه است یعنی چه؟ یعنی یک الگویی است که ما باید از این الگو تبعیّت کنیم؛ در قلّهای قرار گرفته، ما باید از این حضیض به سمت آن قلّه پیش برویم، حرکت کنیم. بشر تا آنجایی که میتواند باید حرکت کند به سمت آن قلّه؛ اسوه یعنی این.
خب، حالا وقتی بخواهیم به آن الگو و به آن اسوه اقتدا بکنیم، درسهایی که وجود دارد، یکی دو تا نیست، صدها درس وجود دارد؛ در زندگی شخصی پیغمبر، در زندگی خانوادگی پیغمبر، در حکومت پیغمبر، در شخصیّت اجتماعی پیغمبر با دوستانش، با دشمنانش، با مؤمنین، با کفّار صدها درس اساسی و مهم وجود دارد. یکی از این درسها را من امروز میخواهم مطرح کنم و آن، مضمون این آیهی شریفه است که فرمود: لَقَد جاءَکُم رَسولٌ مِّن اَنفُسِکُم عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم حَریصٌ عَلَیکُم بِالمُؤمِنینَ رَؤُفٌ رَّحیمٌ؛(۳) من روی این مسئلهی «عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم» میخواهم تکیه بکنم. [میفرماید:] برای او رنجهای شما دردآور است، سخت است؛ شما که رنج میکشید، پیغمبر از رنج شما رنج میبرد. بلاشک این مخصوص به مسلمان معاصر پیغمبر نیست، خطاب به عموم مؤمنین در طول تاریخ است؛ یعنی امروز اگر شما در فلسطین رنج میکشید، در میانمار، در نقاط گوناگون دیگر مسلمانها رنج میکشند، بدانند این رنج، روح مطهّر پیغمبر را به رنج و زحمت درمیآورد؛ این خیلی مهم است. پیغمبر ما این جوری است. این حالت پیغمبر اکرم که در این آیهی شریفه بیان شده، نقطهی مقابل وضع دشمنان است که آن هم در این آیهی شریفه است: یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لا تَتَّخِذوا بِطانَهً مِن دونِکُم لا یَألونَکُم خَبالًا وَدّوا ما عَنِتُّم».(۴) آنجا [برای] پیغمبر اکرم «عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم»، اینجا [برای دشمنان] «وَدّوا ما عَنِتُّم»؛ رنج شما آنها را خوشحال میکند. ما الان این جوری هستیم؛ توجّه کنید که موقعیّت خودمان را در دنیای کنونی بشناسید.
خب حالا این رنجهای امّت اسلامی در زمان کنونی ناشی از چیست؟ چرا ملّتهای مسلمان این قدر از لحاظ اقتصادی، از لحاظ فشارهای سیاسی، از لحاظ ایجاد جنگ و جنگهای داخلی و تسلّط و تصرّف و استعمار و استعمار نو و امثال اینها دچار رنجند؟ علّت این رنج کشیدن و در موضع رنج کشیدن قرار داشتن مسلمانها چیست؟ علل فراوانی دارد، علّتهای متعدّدی دارد. عقبماندگی علمی یکی از علل آن است؛ تن دادن به تسلّط استعمارگران یکی از علل آن است. علل متعدّدی دارد که حالا در این زمینه افرادی که اهل سیاستند، اهل تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی و مانند اینها هستند در این زمینهها کار کردهاند، هزاران مقاله نوشته شده، لکن یکی از عوامل که شاید مهمترین یا یکی از مهمترین عوامل باشد، تفرّق مسلمین است. ما قدر خودمان را نمیدانیم، قدر یکدیگر را نمیدانیم؛ اشکال بزرگِ کار ما این است؛ از هم جداییم، متفرّقیم.
وقتی که متفرّق هستیم، وقتی خیرخواهِ هم نیستیم، وقتی گاهی حتّی بدخواه همدیگر هستیم، خب نتیجه همین است. اینجا هم باز قرآن، صریح است. واقعاً در این مسائل زندگی بشر ما هیچ نقطهای مهم نداریم که قرآن در آن بصراحت ناطق نباشد؛ اینجا هم قرآن میفرماید که «وَ اَطِیعُوا اللَهَ وَرَسُولَهُ وَ لَا تَنَازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذهَبَ رِیحُکُم»؛(۵) وقتی تنازع کردید، فشل به وجود میآید؛ فشل یعنی سستی. «وَ تَذهَبَ رِیحُکُم» یعنی تَذهَبَ عِزّکم؛ یعنی عزّتتان از بین میرود. اختلاف که پیدا کردید، قهراً خاکنشین میشوید، قهراً ذلیل میشوید، قهراً وسیلهی تسلّط دیگران بر خودتان را فراهم میکنید. [نتیجهی] تفرّق این است.
امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در خطبهی قاصعه که یکی از مهمترین خطبههای نهجالبلاغه است روی این مسئله تکیه کرده. امیرالمؤمنین مستمعین خود را به تاریخ ارجاع میدهد؛ میگوید ببینید گذشتگان، آن وقتی که با هم بودند، متّفق بودند، چه عزّتی پیدا کردند، چه حالتی پیدا کردند، امّا وقتی که از آن حالت یکپارچگی خارج شدند، فَانظُروا اِلَى ما صاروا اِلَیهِ فی آخِرِ اُمورِهِم حینَ وَقَعَتِ الفُرقَهُ وَ تَشَتَّتَتِ الاُلفَه. بعد یک چند جمله بعد از این به همین مضامین هست، بعد میفرماید وقتی این جوری شد، وقتی فُرقت و جدایی و دشمنی حاکم شد، قَد خَلَعَ اللَهُ عَنهُم لِباسَ کَرامَتِهِ وَ سَلَبَهُم غَضارَهَ نِعمَتِه؛(۶) خدای متعال لباس کرامت را از تن اینها خارج کرد؛ آن شرفی که داشتند، آن عزّتی که داشتند، آن نعمتی که خدا به آنها داده بود، بر اثر اختلاف و تفرقه از آنها سلب شد، از آنها گرفته شد.
خب، ما باید واقعاً به این فکر کنیم؛ به این مسئلهی «اتّحاد بین مسلمین» فکر کنیم؛ امروز دشمن درست نقطهی مقابل این را میخواهد. یک بذرِ فاسدِ سلّولِ سرطانیای را در این منطقه به وجود آوردند به نام رژیم صهیونیستی که اینجا پایگاهِ غربِ دشمنِ اسلام باشد؛ چون آن روز دولت وسیع عثمانی را متفرّق کردند، نابود کردند، به چندین کشور تقسیم کردند، یک پایگاهی هم باید اینجا میداشتند که بتوانند دائماً تصرّف کنند، نگذارند در این منطقه مقاصد عالی حاصل بشود؛ این پایگاه همین فلسطین مظلوم بود که آوردند این صهیونیستهای خبیث و فاسد و قاتل و بیرحم را اینجا مستقر کردند، یک حکومت جعلی تشکیل دادند، یک ملّت جعلی درست کردند برای این کار. خب، مسلمانها هم متوجّه بودند؛ حالا [دشمنها] دارند کاری میکنند که این وجود مضر، این سلّولِ سرطانیِ رشدیافته، از عنوان «دشمنی» خارج بشود و بیشتر بین کشورهای منطقه را اختلاف بیندازد. همه جا دارند تصرّف میکنند؛ این عادّیسازیها یکی از بزرگترین خیانتهایی است که به اسلام و مسلمین دارد میشود؛ ایجاد افتراق، ایجاد اختلاف. دشمن این جور است دیگر؛ دشمن دائم مشغول است.
ما باید از روز ولادت، این جور استفادهای بکنیم: لَقَد کانَ لَکُم فی رَسولِ اللَهِ اُسوَهٌ حَسَنَه؛ و رسولالله را هم که عرض کردیم وضعش این جوری است. و لذاست که ما در جمهوری اسلامی این روز را روز عید قرار دادیم، روز وحدت قرار دادیم؛ یعنی از دوازدهم ربیعالاوّل که روایت اهل سنّت برای ولادت پیغمبر است تا هفدهم ربیعالاوّل که روایت شیعه است، بین این دو را ما یک هفتهی جشنی قرار دادیم، و اسمش را هم گذاشتیم «هفتهی وحدت». خب کار خوبی بود، امّا بایستی [این شعار] تحقّق پیدا کند، باید برویم به سمت عملی شدنِ این.
خب شما ممکن است بگویید «ما که رؤسای این کشورها نیستیم»؛ بله، رؤسا انگیزههای دیگری دارند، انگیزههای سیاسی دارند، مقاصد دیگری دارند، لکن روشنفکران، علما، نویسندگان، شعرا، فرزانگان یک کشور، نخبگان یک کشور و خواص میتوانند فضا را متفاوت کنند با آنچه دشمن میخواهد؛ فضا که متفاوت شد، رسیدن به این نتیجه سهلتر خواهد شد.
حالا وحدت یعنی چه؟ مراد از وحدت قطعاً وحدت مذهبی نیست؛ یعنی اینکه این به مذهب آن دربیاید، آن به مذهب این دربیاید، یک مذهب [باشد]؛ نه، این قطعاً مراد نیست. وحدت جغرافیایی هم نیست؛ مثل آن چیزی که در دهههای شصت میلادی و هفتاد میلادی، بعضی از کشورهای عربی با هم اتّحاد پیدا کردند و اعلام کردند یکی هستند، که نشد و نمیشود و امکان ندارد؛ مراد این هم نیست. مراد از وحدت، وحدت در حفظ منافعِ امّت اسلامی است. اوّل تشخیص بدهیم منافع امّت اسلامی کجا است، در چیست، بعد در این زمینه ملّتها با هم توافق کنند. دولتها هم اگر چنانچه انشاءالله به این راه هدایت بشوند، خدا دلهایشان را به این سمت بکشاند، در جهت منافع امّت اسلامی توافق کنند؛ ببینند امّت اسلامی امروز به چه احتیاج دارد، با چه کسی باید دشمنی کرد، با چه کسی بایستی چه جوری دشمنی کرد، با چه کسی باید دوستی کرد و چه جوری دوستی کرد؛ این جهتگیریها را در ضمن گفتگوها و مذاکرات، به توافق برسند و در این جهت حرکت کنند. مراد این است: اشتراک عمل در برابر نقشههای استکبار.
بلاشک دنیای استکبار دربارهی این منطقهی ما و کشورهای ما نقشههای واضحی دارد. این منطقهی اسلامی، فرصتِ عظیمی است؛ منطقهی ما اگر نگوییم حسّاسترین، یکی از حسّاسترین مناطق دنیا است؛ اگر نگوییم غنیترین، یکی از غنیترین مناطق دنیا این منطقهی ما است؛ منطقهی میانهی آسیا و غرب آسیا و شمال آفریقا که منطقهی اسلامی است؛ منطقهی بسیار مهمّی است. استکبار و قدرتهای پشت پردهی سیاستهای استکباری یعنی کمپانیها و کارتلها و تراستهای بینالمللی، برای این منطقه نقشه دارند. اشتراک عمل داشته باشیم در مقابلهی با نقشههای آنها؛ این معنای وحدت است. ما این را پیشنهاد کردیم به دنیای اسلام، و این را از دنیای اسلام خواستیم.
یک نقطهی اساسی اینجا وجود دارد که نباید از آن غفلت کرد و آن، این است که امروز، هر روز بیشتر روشن میشود که هندسهی سیاسیِ عالم و سطح دنیا در حال تغییر است؛ امروز روزبهروز بیشتر واضح میشود که نقشهی سیاسی دنیا در حال تغییر است. آن مسئلهی یکقطبی بودن و زورگویی کردن یک قدرت ــ یا دو قدرت؛ فرق نمیکند ــ بر کشورها و بر ملّتها و مانند اینها، مشروعیّت خودش را از دست داده؛ یعنی ملّتها بیدار شدهاند. نظام تکقطبی مطرود شده است و بتدریج دارد مطرودتر میشود. شما امروز در دنیا زیاد میشنوید این حرف را از زبان سیاستمدارهای درجهی یک دنیا که نظام تکقطبی را قبول نداریم. نظام تکقطبی یعنی چه؟ یعنی اینکه مثلاً فرض کنید آمریکا بنشیند برای عراق یا برای سوریه یا برای ایران یا برای لبنان یا برای فلان [کشور] طرّاحی کند که «باید این کار را بکنید، باید این بشود، باید این نشود»؛ گاهی بگوید، گاهی هم نگوید، امّا عمل کند. امروز این جوری است؛ طرّاحی میکنند برای کشورها و بسیج میکنند نیروهایشان را.
خب نقشه دارند؛ استکبار نقشه دارد. [امّا] این دارد تغییر میکند؛ تدریجاً این حالت تسلّطی که استکبار جهانی بر کشورها و بر ملّتها و بر مناطق گوناگون داشته، دارد تغییر میکند؛ درست مثل تغییری که در دوران نهضتهای ضدّاستعماری در میانهی قرن ۲۰ اتّفاق افتاد که مکرّر پشت سر هم کشورها قیام کردند علیه استعمار مستقیم ــ در آسیا یک جور، در آفریقا یک جور، در آمریکای لاتین یک جور ــ که نقشهی سیاسی دنیا یک تغییر عمدهای در آن روز کرد، امروز هم یک تغییر عمدهای دارد میکند. این حرکت زیرپوستی و آرامِ سلطهگرانهی استکبار جهانی علیه ملّتها، دارد بتدریج مشروعیّت خودش را به طور واضح از دست میدهد از نظر ملّتها؛ از اوّل که مشروع نبوده، لکن ملّتها نظرشان دارد نسبت به این روشن میشود. خب وضع جدیدی پیش خواهد آمد، دنیای جدیدی به وجود خواهد آمد. ممکن است ما نتوانیم دقیقاً حدس بزنیم که این دنیای جدید چه شکلی است، لکن مطمئنّیم که بتدریج در طول سالها دنیای جدیدی دارد تشکیل میشود. خب جایگاه امّت اسلامی در این دنیای جدید کجا است؟ این سؤال مهمّی است.
امّت اسلامی [یعنی] بیش از یک و نیم میلیارد نفوس انسانی با این تاریخ عظیم و مشعشع علمی ما ــ خب بله، ما چند قرن اخیر از لحاظ علمی سقوط کردیم، امّا قبل از آن، اوج قلّهی علم متعلّق به ما مسلمانها بوده دیگر؛ این میراث ما است؛ این در اختیار ما است ــ با داشتن ثروتهای طبیعی، با داشتن ثروتهای انسانی، با داشتن انگیزههای نو برای تجدّد؛ جایگاه این دنیای اسلام و امّت اسلامی با این خصوصیّات کجا است؟ در این دنیای جدیدی که دارد به وجود میآید، ما کجا قرار خواهیم گرفت؟ نقطهی توقّف ما و نقطهی حضور ما کجا است؟ این خیلی مهم است؛ این مسئلهای است که باید امّت اسلامی برایش فکر کند. این حوادثی که در دنیای غرب، در اروپا دارد پیش میآید، این حوادث عادّی نیست؛ اینها نشاندهندهی یک تغییرات عمده است.
خب ما میتوانیم نقش مهمّی داشته باشیم. ما امّت اسلامی، ما کشورهای اسلامی و ملّتهای اسلامی در دنیای جدیدی که دارد بتدریج شکل میگیرد، میتوانیم جایگاه رفیعی داشته باشیم، میتوانیم به عنوان یک الگو مطرح بشویم، میتوانیم به عنوان پیشرو مطرح بشویم، امّا به یک شرط؛ شرطش چیست؟ اتّحاد، نداشتن تفرقه، خلاص شدن از شرّ وسوسههای دشمن، وسوسههای آمریکا، وسوسههای صهیونیستها، وسوسههای کمپانیها؛ [خلاص شدن] از شرّ وسوسههای اینها که گاهی این وسوسهها از زبان خودیها شنیده میشود. میبینیم در دنیای اسلام، کسانی از داخل دنیای اسلام همان حرف آنها را تکرار میکنند، همانها را میگویند؛ از شرّ اینها خلاص بشویم با اتّحاد، با نفی تفرقه، با انسجام داخلی؛ این شرطش است. اگر این شرط را بتوانیم عملی بکنیم، بلاشک خواهیم توانست امّت اسلامی را در جایگاه رفیعی در دنیای آینده و شکل آیندهی جغرافیای سیاسیِ جهان قرار بدهیم.
آیا این ممکن است؟ بعضی هستند که در همهی مسائل مهم، مبادرهی(۷) آنها و واکنشِ اوّلیِ آنها نفی و انکار و ناامیدی است: «ای آقا! نمیشود، فایده ندارد». ما قبول نداریم این را؛ ما میگوییم این ممکن است؛ اتّفاق و اتّحاد بین ملّتهای اسلامی ممکن است، منتها کار لازم دارد، عمل لازم دارد. عرض کردم، ما حالا از سیاستمداران و زمامداران و حکمرانان کشورهای اسلامی هم ناامید نیستیم، امّا بیشترین امیدمان به خواصّ دنیای اسلام است؛ یعنی همین طوری که گفتیم، به علمای دین، به روشنفکران، به اساتید دانشگاه، به جوانان روشنبین، به فرزانگان، به ادبا، به شعرا، به نویسندگان، به گردانندگان مطبوعات؛ امید ما به اینها است؛ اینها [باید] احساس استقلال بکنند، احساس مسئولیّت بکنند، احساس وظیفه کنند. وقتی خواص در یک راهی وارد شدند، افکار عمومی را به آن سمت حرکت میدهند؛ وقتی افکار عمومی در یک کشوری شکل گرفت، سیاستهای ادارهی کشور هم به طور قهری به آن سمت حرکت میکند، ناچارند، ناگزیرند. بنابراین، این کاری است ممکن؛ این ممکن است، منتها بدون عمل نمیشود. بدون عمل، هیچ چیزی در دنیا، نه دستاوردهای دنیایی، نه دستاوردهای اخروی و الهی امکان ندارد: لَیسَ لِلاِنسانِ اِلّا ما سَعىٰ؛(۸) باید سعی کرد، باید عمل کرد؛ [اگر] عمل بکنیم، ممکن است.
حالا یک نمونهی کوچکش را عرض میکنم. نمونهی کوچکش ما هستیم؛ جمهوری اسلامی. ما در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادیم. یک روزی این دنیا دست دو قدرت بزرگ بود: قدرت آمریکا و قدرت شوروی سابق. هر دو قدرت که در دهها مسئله با هم اختلاف داشتند، در یک مسئله متّفق بودند و آن، ضدّیّت با جمهوری اسلامی بود. آمریکا و شوروی سابق، با آن همه اختلافاتی که با هم داشتند، در ضدّیّت با جمهوری اسلامی با هم متّفق بودند، همرأی بودند. امام (رضوان الله تعالی علیه) در مقابل اینها ایستاد، تسلیم نشد، صریح گفت «نه شرقی، نه غربی»؛ نه این، نه آن. شد. خیال میکردند نمیشود، خیال میکردند این نهال را میتوانند از ریشه بکَنند، این نهال امروز تبدیل شده به یک درخت تناور؛ غلط میکند فکرِ کندنِ آن را هم کسی بکند! ایستادیم و پیش رفتیم. البتّه سختی دارد؛ همهی چیزها سختی دارد؛ بدون سختی که نمیشود. آن کسانی هم که تسلیم میشوند، آنها هم سختی دارند. سختی فقط در ایستادگی نیست؛ تسلیم شدن هم سختی دارد، با این تفاوت که وقتی انسان ایستادگی میکند، سختی او، او را به پیش میبرد ــ ما سختی میکشیم، امّا پیش میرویم ــ آن که تسلیم میشود، سختی میکشد، عقبرفت دارد، پیشرفت هم نمیکند. بنابراین، به نظر ما میشود؛ میشود کار کرد، میشود تلاش کرد، میشود به سمت وحدت مورد نظر اسلام و قرآن پیش رفت در امّت اسلامی، با وجود همهی اختلافاتی که وجود دارد.
خب، فاصلهها بعضی قومی است، بعضی نژادی است، بعضی زبانی است، اینها مهم نیست؛ به نظر من آنچه امروز بیش از همه باید روی آن تکیه کنیم، مسئلهی مذهبی است؛ بحث شیعه و سنّی. نباید بگذاریم اختلاف عقیده و اختلاف مذهبی به تنازع کشیده بشود؛ نباید بگذاریم. یک چیزهایی است که تنازع ایجاد میکند، باید مانع بشویم، باید به طور جد مانع بشویم. شما ملاحظه کنید، حالا سیاستمداران آمریکایی و انگلیسی هم در محافل خودشان وارد بحث شیعه و سنّی شدهاند؛ این خیلی چیز خطرناکی است، خیلی خطرناک است. اینهایی که ضدّ اسلامند، نه با شیعه خوبند نه با سنّی، وارد بحث [شیعه و سنّی شدهاند].
بنده یک وقت گفتم «شیعهی انگلیسی» و «سنّی آمریکایی»؛(۹) بعضی خیال کردند یعنی این جور بدروغ تبلیغ کردند که ما که میگوییم شیعهی انگلیسی، یعنی شیعهای که ساکن انگلیس است؛ نه، شیعهی انگلیسی ممکن است در خود کشور اسلامی باشد؛ الهامگیری از انگلیس است؛ یعنی شیعهی دعوادرستکن، سنّی دعوادرستکن؛ مثل داعش و مثل وهّابیها و امثال اینها که دعوا درست میکنند؛ یا تکفیریها که [میگویند] این کافر است، آن کافر است. اینها اسمشان مسلمان است، ممکن است به احکام فردی اسلامی متعبّد هم باشند امّا در خدمت دشمن حرکت میکنند.
آن که اختلاف ایجاد میکند در خدمت دشمن است؛ فرقی [هم] نمیکند؛ در هر جایگاهی باشد، در هر مقامی باشد، در هر کشوری باشد. ما به این معتقدیم، ما به این عمیقاً اعتقاد داریم. ما با کسانی که به عنوان طرفداری از تشیّع، احساسات برادران اهل تسنّن را برانگیخته میکردند برخورد کردیم، برخورد جدّی کردیم؛ این باید همهگیر بشود؛ باید اتّفاق نظر به وجود بیاید. البتّه در هر دو طرف تندروانی وجود دارند؛ هم در شیعه افرادی هستند که حالا یا بر اثر اعتقاداتشان یا هر چه، تندروی میکنند، هم در سنّیها کسانی هستند که تندروی میکنند؛ تندروی وجود دارد. ما این تندرویِ تندروان را موجب این ندانیم که اصلِ اهلِ مذهب را متّهم کنیم؛ عمل خودِ ما این جوری بوده.
ما دیدیم وهّابیها، از دویست سال قبل قبور ائمّه را ویران کردند؛ رفتند کربلا قبر مطهّر سیّدالشّهدا (علیه السّلام) را ویران کردند، ضریح چوبی بود، آن را سوزاندند، داخل حرم آتش درست کردند، قهوه درست کردند، قهوه خوردند؛ این اتّفاق افتاد. رفتند نجف، نتوانستند بیایند [داخل] به خاطر مرحوم شیخ جعفر کاشفالغطاء که نیرو داشت و طلبهها و دیگران را بسیج کرد و نجف سور(۱۰) داشت، حصار داشت؛ نتوانستند بروند نجف، رفتند کوفه و در مسجد کوفه، افراد زیادی را که شیعه بودند، قتلعام کردند و کشتند. این موجب نشد که علمای شیعه، بزرگان شیعه، مراجع شیعه اهل سنّت را متّهم کنند؛ نه، اینها تندروانی بودند که آن کار را کردند. در زمان خود ما داعش در عراق یک جور، در سوریه یک جور، اخیراً در افغانستان یک جور که به مدرسهی بچّهها هم رحم نمیکنند؛ مدرسهی دخترانه، مدرسهی پسرانه را منفجر میکنند، خانوادهها را داغدار فرزندانشان میکنند؛ این کارها را میکنند، امّا ما به هیچ وجه اهل سنّت را متّهم نمیکنیم؛ اینها یک تندروانی هستند. این طرف هم باید همین جور باشد؛ کسانی ممکن است تندروی کنند، امّا نبایستی جامعهی تشیّع را متّهم کرد به خاطر تندروی. باید در این زمینه کار کرد؛ علمای اسلام بایستی کار کنند.
ما به خاطر این تشتّت داریم کتک میخوریم؛ در فلسطین کتک میخوریم، در کشورهای گوناگون کتک میخوریم. در فلسطین روزانه دارند آدم میکشند؛ بچّهی کوچک را میکشند، جوان را میکشند، نوجوان را میکشند، افراد بزرگسال را میکشند، زندان میبرند، هزاران نفر را در زندان زیر شکنجه قرار میدهند؛ این دارد اتّفاق میافتد، و جلوی چشم ما است. در میانمار آن جور، در جاهای دیگر آن جور. خب اینها سخت است، اینها برای امّت اسلامی [سخت است]؛ عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم؛ اینها رنج میدهد پیغمبر را؛ باید برای اینها فکر کرد، تلاش کرد. قرآن به پیغمبر میگوید: قُل یا اَهلَ الکِتابِ تَعالَوا اِلىٰ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکُم؛ اهل کتاب مسلمان هم نیستند، امّا یک وجه مشترکی با هم داریم و آن توحید است؛ چون توحید در همهی ادیان وجود دارد دیگر؛ توحید پایهی همهی ادیان است: اَلّا نَعبُدَ اِلَّا اللَه. پیغمبر از همین وجه مشترک بین اسلام و ادیان دیگر استفاده میکند، یعنی قرآن دستور میدهد که بگو: تَعالَوا اِلىٰ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکُم اَلّا نَعبُدَ اِلَّا اللَهَ وَ لا نُشرِکَ بِهِ شَیئًا وَ لا یَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا اَربابًا مِن دونِ اللَه؛(۱۱) با غیر مسلمانها [این جور میگوید]! خب ما مسلمانها این همه با هم وجه مشترک داریم: کعبهی واحد، قبلهی واحد، نماز واحد، حجّ واحد، عبادات واحد، پیغمبر واحد، محبّت اهلبیت در همهی دنیای اسلام؛ اینها وجوه مشترک ما است؛ از این وجوه مشترک بایستی عبور نکنیم.
خب ما تا حالا تلاش کردهایم؛ ما همهی آنچه در توان داشتیم، تا الان در همین زمینه به کار بردهایم، بعد از این هم به کار خواهیم برد. ما از برادران فلسطینی که همه اهل سنّتند، از همه جهت حمایت کردهایم؛ از لحاظ سیاسی و از جهات عملی حمایت کردهایم، بعد از این هم حمایت خواهیم کرد. برای ما فرق نمیکند؛ اینجا آنچه برای ما مهم است، حرکت اسلامی و نظام [اسلامی] است. این جبههی مقاومتی که امروز بحمدالله در دنیای اسلام تشکیل شده، مورد حمایت ما است، از آن حمایت میکنیم، تا آن مقداری که میتوانیم؛ هر چه قدرت داریم، از اینها حمایت خواهیم کرد، باز هم میکنیم، قبل از این هم کردهایم.
امیدواریم انشاءالله خدای متعال همهی ما را هدایت کند، بتوانیم انشاءالله در این راه پیش برویم و بتوانیم این آرزوی بزرگ را که آرزوی بزرگ زبدگان دنیای اسلام بوده و قطعاً آرزوی روح مطهّر نبیّ مکرّم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است، انشاءالله تحقّق ببخشیم؛ یعنی وحدت اسلامی.
والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته
۱) در ابتدای این دیدار ،حجّتالاسلام والمسلمین سیّدابراهیم رئیسی (رئیسجمهور) مطالبی بیان کرد. سیوششمین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی از بیستم مهرماه در تهران گشایش یافت.
(۲ سورهی احزاب، آیهی ۲۱؛ « قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکو است، براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مىکند.»
(۳ سورهی توبه، آیهی ۱۲۸؛ «قطعاً براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید، به [هدایت] شما حریص، و نسبت به مؤمنان، دلسوز مهربان است. »
(۴. سورهی آلعمران، بخشی از آیهی ۱۱۸؛ «اى کسانى که ایمان آوردهاید، از غیر خودتان، [دوست و] همراز مگیرید. [آنان] از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمىورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید … »
۵) سورهی انفال، بخشی از آیهی ۴۶؛ «و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سُست شوید و مهابت شما از بین برود …»
(۱۱ سورهی آلعمران، بخشی از آیهی ۶۴؛ «بگو اى اهل کتاب! بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بِایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد. …»
نیروهای مسلح ایران بزرگترین سازمان نیروهای مسلح در غرب آسیا و پنجمین نیروی بزرگ جهان در ابعاد مختلف محسوب میشود.
بدون شک هر یکی از سازمانهای نظامی در ایران وظیفه خاصی در کنار وظیفه عمومی برعهده دارند و در طول ایام سال یک هفته به نام هر یک از این سازمانها نامگذاری شده که در مهر ماه امسال از ۱۳ تا ۱۹ این ماه به نام هفته فراجا نام نهاده شده که در این ایام برنامههای مختلفی در سطح کشور برگزار میشود.
البته هر سال با تدابیر اندیشیده شده، یک شعار برای این هفته در نظر گرفته میشود که امسال شعار هفته فراجا “پلیس خادم مردم، مردم حامی پلیس” در نظر گرفته شده است.
نظم و امنیت ایران اسلامی مرهون رشادت و از خودگذشتگیهای دلیر مردان این سرزمین است که در این عرصه مهم با پایمردی ایستادهاند.
هفته نیروی انتظامی فرصتی است مغتنم تا از تلاشهای شبانهروزی پرسنل این نیرو به عنوان یکی از ارکان مهم تامین امنیت و نظم عمومی در کشور قدردانی شود.
امروز نیروی انتظامی و کارکنان خدوم آن با بهرهمندی از بصیرت، هوشمندی و تقویت روحیه توکل بر خدا با برنامهریزی و اشراف کامل، امنیت را به عنوان هدیهای گرانبها به محضر مردم عزیز ایران اسلامی تقدیم نمودهاند.
اعتماد عمومی به نیروی انتظامی که حاصل عمل به تکالیف قانونی، همراه با رأفت و مهربانی است راه را برای دستیابی این نیرو به “پلیس تراز انقلاب اسلامی” که از مطالبات مهم رهبری معظم انقلاب بوده، هموارتر نموده است.
پلیس برای دفاع از جان و مال و ناموس مردم سر از پا نشناخته و جان میدهد، کارشان برخورد با جرائم و ناهنجاریهای اجتماعی است و از سوی دیگر آرامش و آسایش مردم مدنظرشان بوده و برقراری نظم و امنیت عمومی و دفاع از مرزهای آبی و خاکی کشور و ارزشهای انقلابی و اسلامی را وظیفه خود میدانند.
عزمشان جزم است و در کنار ایمان و اعتقاد به پشتوانه مردمی که حامی آنها هستند سربلند و بیدغدغه در سایه رهبری مقتدر، هوشمند میخواهند در تراز انقلاب اسلامی قدم بردارند.
پلیس مهربانی با مردم را در دستور کار خود قرار میدهد، اما با هنجارشکنان و متخلفان برخورد قاطعانه و قانونی دارد.
پلیس دارای بخشهای مختلفی همچون مرزبانی، راهنمایی و رانندگی، مبارزه با موادمخدر، پیشگیری، آگاهی، اطلاعات، امنیت عمومی، فتا و یگان ویژه است که هر یک به فراخور وظایف خود بدون هیچ منت و چشمداشتی، حتی در این روزها که دشمنان قسم خورده این نظام، وحدت و انسجام و یکپارچگی مردم را نشانه رفتهاند، سبزپوشان و سبزقامتان فراجا در کمال آرامش و خویشتنداری و با روحیهای خستگیناپذیر و دلسوزانه در خدمت مردم هستند و با حضور شبانهروزی در ناآرامیهای اخیر اجازه تعدی به آشوبگران را نمیدهند.
اقتدار پلیس خواسته مردم است و مردم در این اغتشاشات و محکوم کردن این حرکات با راهپیمایی و حمایت از فراجا و حتی پخش گل و شیرینی و شربت نشان دادند که حامی فراجا هستند.
پلیس حامی ملت، دولت و مظلومان است، پلیس سپری مقاوم جلوی ظالمان، نامردان، دزدان . اغتشاشگران و … بوده و اگر فراجا، سپاه پاسداران، ارتش و بسیجیان زیر سایه و فرماندهی ولی امر رهبر معظم انقلاب نباشند مملکت به منجلاب تبدیل خواهد شد.
قدر این آرامش و این زندگی را باید دانست، دشمنان منتظر فرصت از جهل و نادانی وطنفروشان هستند، که ایران را تبدیل به مستعمره خویش کنند، دشمن اصلی ما مردم ایران، (رژیم صهیونیستی، انگلیس، آمریکا) هستند که فقط از حقوق بشر حرف میزنند، اما خواستار جنگ داخلی و کشته شدن جوانان هستند تا بتوانند ایران را ویران و معادن را به یغما ببرند.
کاش فقط یک لحظه حال خود و خونوادههایشان را درک میکردیم، روزگارشان پر از حسرت کنار خانواده است، نه عید دارند نه تعطیلات، نه گرما و سرما برایشان مفهمومی دارد، تنها بخاطر آرامش جامعه وارد این میدان شدند، بسیاری از آنها جان دادند تا آرامش و دلگرمی برایمان بماند.
پایه و اساس ماموریت پلیس، ارتباط مستمر و نزدیک با مردم برای خدمترسانی است که دستیابی به چنین رابطهای منجر به موفقیت روز افزون ماموریتهای پلیس و تامین مطلوب نظم و امنیت عمومی خواهد شد.
مقابله با بینظمی اجتماعی نیازمند مشارکت و همدلی همه اقشار جامعه است و اگر ارتباط و تعامل و همگرایی ۲ سویه مردم و پلیس تقویت شود به مرحله پیشگیری تعاملی یا مشارکتی که امروز موثرترین نوع پیشگیری است دست خواهیم یافت.
تعامل مردم با پلیس، پیشران تامین نظم و امنیت عمومی است و باید از هفته فراجا به عنوان فرصتی مناسب برای دستیابی به هدف غایی پلیس در پیشگیری از وقوع جرم بهره برد و در واقع این هفته، ظرفیتی است که میتوان با همراهی سرمایههای اجتماعی پلیس با محوریت مردم به اهداف متعالی پلیس در ترسیم جامعه بدون جرم، امنیت پایدار و تامین امنیت، آسایش و آرامش عمومی روحی دوباره بخشید.
فراجا در کشور حدود ۱۳ هزار و در گلستان ۳۰۹ شهید تقدیم این نظام و انقلاب کرده و این تنها بخشی از خدمت سبزپوشان و سبزقامتان به جامعه است و آنان حتی پا را از وظایف خود فراتر گذاشته و به نوعی اقدامات ارزشمند دیگر همچون نجات جان کودک از آتش، نجات جان مردم از سیل و سیلاب و غیره انجام میدهند و حتی در مبارزه با اراذل و اوباش و هنجارشکنان و متخلفان هیچ چشمداشتی و نداشته و با توجه به مشکلات اقتصادی که شاید داشته باشند، از گرفتن رشوه و قبول وعده و قولهای پوشالی سر باز زده و با آن افراد و گروهها مقتدرانه و قانونی برخورد میکنند.
این هفته فرصتی دست داد تا به سراغ تعدادی از فرزندان و خادمین این سرزمین در لباس نیروی انتظامی برویم و چند کلامی با آنان به گفت و گو بنشینیم و مروری بر دوران حضورشان در فراجا گلستان داشته باشیم.
خبری از بندرترکمن رسید که یکی از پرسنل کلانتری این شهرستان در حین دستگیری یکی از افرادی که شرب خمر کرده، رشوه کلان فرد متخلف را رد کرده، به سراغ این افسر کادر که جوانی ۲۲ ساله بود رفتیم و گفت و گویی با او انجام دادیم.
گروهبان یکم «میکائیل گلعلیپور» نامش بود که ابتدا در خصوص علت حضور در نیروهای مسلح و انتظامی گفت: به علت داشتن علاقه خدمت به مردم، حضور در نیروی انتظامی را یک فرصت دانستم تا بتوانم به ملت و جامعه خود به نوعی کمک کنم.
وی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهارداشت: البته یکی از برادرهایم نیز از پرسنل فراجا در یکی از استانهای کشور است و این نیز میزان علاقه من برای حضور در این لباس خدمتگزاری به مردم را بیشتر کرد.
وی بیان کرد: هر چند در ابتدای کار برای جذب و استخدام و همچنین دوره آموزش اولیه، سختی و مشکلات زیادی کشیدم، اما به علت علاقه شدیدم، هیچگاه از پای ننشستم تا بتوانیم به هدفم که خدمت به مردم بود برسم.
وی تصریح کرد: از آنجایی که فراجا بیشتر با مردم در ارتباط است و خدمت به مردم در این سازمان نظامی بیشتر لمس میشود و مستقیم با مردم سر و کار دارد، این سازمان را از بین سایر سازمانهای نیروهای مسلح انتخاب کردم.
گروهبان یکم گلعلیپور گفت: کسی که با علاقه وارد این کار میشود، دنبال زود تمام شدن دوران کار و بازنشستگی نیست و دوست دارد تا پای جان در خدمت مردم باشد و به علت همین علاقه، سختیهایی همچون نداشتن تعطیلی، روز و شب و غیره را به جان میخرد.
این افسر فراجا در خصوص رد کردن رشوه یکی از متهمین در حین دستگیری گفت: چند وقت پیش با یکی از پرسنل وظیفه در شیفت شب مشغول گشتزنی در سطح حوزه استحفاظی کلانتری محل خدمت بودم که به سرنشینان یک دستگاه تاکسی درون شهری به علت حرکات نامتعارف مشکوک شدیم.
وی ادامه داد: پس از قرار گرفتن در کنار تاکسی (از سمت راننده)، درخواست کردیم که راننده خودرو را متوقف و اقدامات خود را برای بررسی بیشتر انجام دادیم.
وی افزود: راننده تاکسی هیچ نسبتی با ۲ سرنشین دیگر (مسافر) نداشت و به سراغ سرنشین جلو رفتم که متوجه شدم به علت مصرف زیاد مشروبات الکی و شرب خمر، تعادل فکری و روحی ندارد و از آنجایی که بیشتر این افراد در چنین شرایطی ممکن است ناهنجاریهای دیگر ایجاد کنند اقدام به دستگیری سرنشین جلو و همراهش دیگرش که در صندلی عقب نشسته بود، کردیم.
گلعلیپور اضافه کرد: از ۲ متهم خواستم که از خودرو بدون هیچ حرکت اضافی پیاده شوند و پس از پیاده شدن آنها، به سمتشان رفتم و دستبند قانون را بر دستان آنان زدم که در این هنگام در کف دستم احساس سنگینی کردم.
این افسر فراجا گفت: با نگاهی به کف دستم، مشاهده کردم مبلغ زیادی وجه نقد از سوی سرنشین جلو تاکسی گذاشته شده که به سختی سر ۲ راهی قرار گرفتم.
وی بیان کرد: وجه پیشنهادی را در صندلی جلو انداختم و کارم را ادامه دادم و سپس با سوارکردن متهمان در خودرو کلانتری و هدایت آنها به مقر، کارم را ادامه دادم.
وی در خصوص ای که چرا پیشنهاد رشوه را رد کرده در حالی که میتوانست شرایط زندگیاش عوض شود، گفت: از دوران بچگی پدرم چنین لقمههایی سر سفره خانواده نیاورده و عادت به خوردن چنین پولهایی نداریم.
گلعلیپور خاطرنشان کرد: من برای رسیدن به این لباس زحمتهای زیادی را تحمل کردم و حاضر نیستم به راحتی آنچه را که به سختی به دست آوردم به راحتی از دست بدهم و همین دلیل، متهمین را پس از هدایت به کلانتری و تنظیم صورتجلسه به همراه وجه پیشنهادی رشوه، با هماهنگی قضایی به بازداشتگاه هدایت و سپس برای رسیدگی بیشتر به مقامات قضایی تحویل دادم.
این افسر فراجا گفت: حس خوبی دارم که توانستم جواب نان و نمکی که پدر و مادر به من دادند را با این کار (رد رشوه) دهم و وجدان راحتی داشته باشم.
وی همچنین با اشاره به اینکه ما در کنار وظایف ذاتی و سازمانی، وظایف انسانی داریم که یک نمونه آن نجات جان اعضای یک خانواده از آتشسوزی بود، یادآور شد: ساعت سه بامداد یکی از ایام اخیر، در حین گشتزنی در حوزه استحفاظی متوجه بلند شدن دود آتش از یک منزلی شدیم که با به صدا در آوردن آژیر و همچنین تماس با آتشنشانی، اهالی منزل را از وجود آتش خبردار کردم و از آنان خواستم تا خود را به بیرون از ساختمان برسانند و به فاصله کوتاهی از تماس با ۱۲۵، پرسنل آتشنشانی خود را رسانده و آتش را مهار و خاموش کردند.
گلعلیپور افزود: خوشحالم که در آن حادثه نیز از دماغ کسی خون نیامد و خسارت مالی اندکی به ساختمان وارد شد.
یکی از پرسنل یگان ویژه فراجا در گرگان گفت: ما خادمین مردم هستیم و هدف ما جز خدمترسانی به مردم چیز دیگری نیست و این نه تنها هدف ما، بلکه رویکرد فراجا است که در این مسیر ایجاد آرامش، پیشگیری و جلوگیری از وقوع جرم در همه ساعات را وظیفه خود میدانیم، زیرا مردم ولی نعمت ما هستند و ما نیز مردم را از خود و در واقع خواهران و برادران خود میدانیم.
ستوان سوم احمد پارسا در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهارداشت: هر چند پرسنل فراجا عزم و اخلاص زیاد در کار دارند، اما معتقدیم هر کاری که میکنیم، برای اعضای خانواده خود است و ما مردم ایران، عضو یک خانواده هستیم و اجازه دخالت به غریبهها را نخواهیم داد.
وی بیان کرد: به علت علاقه در ایجاد امنیت و موثر واقع شدن، احساس کردم که میتوانم با حضور در نیروی انتظامی به این آرزو و علاقهام برسم و امروز بسیار خوشحالم که افتخار کنم، لباس سربازی امام زمان (عج) را بر تن دارم.
وی خاطرنشان کرد: از بچگی آرامش را دوست داشتم و همیشه تلاش کردم این آرامش را هم برای خانوادهام ایجاد کنم و چون معتقدم مردم ایران اعضای یک خانواده هستند، پس تلاش دارم تا برای آنان نیز این آرامش و آسایش را فراهم سازم.
این افسر یگان ویژه فراجا در گرگان گفت: به اتفاق همکارانم همیشه سعی و تلاش داشتیم که پلیسی خدمتگزار برای مردم در تراز انقلاب اسلامی باشیم تا امام زمان (ع) و فرمانده کل قوا و ملت ایران از ما راضی باشند.
ستوان پارسا افزود: از سال ۱۳۸۶ که وارد فراجا شدم، پیمان بستم تا پای جان در برقرای نظم، امنیت، آرامش و آسایش مردم از خدمتی فروگذار نباشم و برایم فرقی نمیکند که خدمت در این عرصه در داخل شهر باشد یا در یگان مرزی و دورترین نقطه کشور که همکاران برای حفاظت و حراست از کیان جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند و آرزو دارم تا جان ناقابل خود را هم همچون همرزمانم تقدیم جامعه کنم.
وی ادامه داد: پلیس هیچگاه تعطیلی و استراحت ندارد و حتی در حوادث و بلایای طبیعی و گاها غیرطبیعی که این روزها افراد خود فروخته و فریب خورده داخلی در زمین دشمن بازی میکنند، حضور دارد، بطوری که پرسنل و همکارانم که در استراحت هستند در این مواقع با پوشیدن لیاس رزم و عزم و اراده والا و بالا وارد میدان عمل میشوند.
وی یادآور شد: بارها مشاهده کردم که بسیاری از همکارانم با وضو وارد محل خدمت میشوند که این یک پشتوانه فکری و اعتقادی قوی و تقوا در درونشان است و تاکید دارم که من و همکارانم با این اعتقاد و توکل به خدا و ائمه هیچگاه از مجرمین نمیترسیم و ماموریت خود را تا پای جان انجام میدهیم و فراجا با تقدیم شهدایش این اعتقاد و ایمان و تفکر را ثابت کرده است.
افسر یگان ویژه فراجا گرگان گفت: ایجاد امنیت پشتکار مهم و قوی میخواهد و در این مسیر نیاز است که ماموریتها و وظایف محوله را به درستی انجام دهیم و سختیها را با جان و دل بخریم تا حس خدمترسانی به مردم را در خود تقویت کنیم.
ستوان پارسا افزود: فراجا سرلوحه کارش ایجاد امنیت است و در واقع این مساله، آن را به عنوان ویترین نیروهای مسلح مبدل کرده و هر جا سر برگردانیم و نگاهی بیاندازیم، همکاران ما حضور دارند که همگی هدفشان ایجاد امنیت صد در صد مردم است.
وی بیان کرد: البته معتقدیم مردم ما لیاقتشان بیشتر از این خدمات ماست و ما در حد توان برای ایجاد رضایتمندی کار میکنیم.
وی تصریح کرد: اینکه احساس رضایت و لبخند بر چهره مردم پس از مراجعه به پلیس به وجود میآید، بهترین پاداش و مزد برای ما محسوب میشود و ما نیز انتظار داریم تا مردم کنار ما باشند، زیرا ما نیز تا پای جان کنارشان هستیم و توقع داریم به فرزندانشان در فراجا اعتماد کنند تا آنان بتوانند به راحتی امنیت را برایشان ایجاد کنند.
پارسا ادامه داد: مردم یقین داشته باشند، پرسنل فراجا از هیچ کمکی دریغ نمیکنند و به غیر از برقراری امنیت در کارهای دیگر همچون نجات جان مردم از آتش، حضور در سیل آققلا، ریزش معدن زمستان یورت آزادشهر به عنوان کارهای خدماتی در جامعه حضور دارند.
افسر یگان ویژه فراجا گرگان به بیان خاطره نجات جان کودکی از داخل چادر مسافرتی پرداخت و گفت: در سیزدهمین روز از فروردین ماه سال جاری در حالی که خانوادهها در روز طبیعت مشغول تفریح بودن، به اتفاق همکارانم در حال گشتزنی در مسیر ناهارخوران گرگان بودیم که متوجه برخواستن دود از داخل یک چادر مسافرتی شدم.
وی افزود: البته آتش هنوز به چادر به صورت کامل نرسیده بود که خود را به چادر رساندم و با صدا زدن اهالی داخل چادر برای نجات جانشان، متوجه شدم کسی در داخل آن نیست و احتمال آتش گرفتن چادر به صورت کامل وجود دارد که با رعایت تمامی موارد وارد چادر شدم.
وی یادآور شد: پس از وارد شدن به داخل چادر متوجه شدم کودکی سه ساله داخل چادر دراز کشیده و با سر و صدای من تازه از خواب بیدار و بهت زده به آتش مینگرد که در یک لحظه تصمیم به نجات جان کودک گرفتم.
پارسا تصریح کرد: ابتدا کودک را به بیرون رساندم و در جای امن قرار دادم و سپس پیکنیک را به بیرون انتقال دادم و دوست داشتم کسی متوجه این اقدام نشود که پس از برطرف شدن خطر خانواده کودک رسیدند و حیرت زده و مات و مبهوت مانده و برای نجات جان کودکشان به شیوههای مختلف نه تنها از من بلکه از پرسنل فراجا قدردانی میکردند.
افسر یگان ویژه فراجا گرگان افزود: البته این اندک کار ماست و اگر غیر این بود باید شک کرد و من نجات جان آن کودک را نجات جان فرزندان خود میدانم و امروز به خود میبالم که در این لباس مقدس مشغول انجام وظیفه هستم.
آری این است غیرت و تعصب مردان ایرانی که در برقراری نظم و امنیت و حفظ و حراست از کیان سرزمینشان از هیچ کوششی دریغ نمیکنند و حتی در برابر رشوه دست رد به سینه مجرمان زده و در بخش دیگر در کنار وظایف ذاتی و تخصصی خود در حیطه سازمانی، کارهای خدماتی مختلفی انجام میدهند تا مردم به راحتی زندگی و در کمال آرامش و آسایش باشند.
فراجا همچون سایر سازمانهای نیروهای مسلح اجازه نخواهد داد تا تعرضی به کشور شود و دست در دست مردم ایران و سایر همرزمانشان نقشههای شوم دشمنان را نقش بر آب میکنند.
برخی از زنان با نگرانی از درآمد پایین شوهر به اشتغال بیش از حد روی می آورند در نتیجه هم خود را فرسوده می کنند هم شوهر و فرزندان را از نعمت همسر و مادری با نشاط محروم می نمایند.
برای زمان اشتغال خود برنامه ریزی نمایند. سعی کنید زمان ورود همسر به خانه در منزل باشید. لحظه ورود شوهر به خانه و استقبال گرم از او در استواری روابط صمیمی همسران بسیار موثر است.
وقتی فرزند کوچک است سعی کنید تا حد امکان به اشتغال بیرون از خانه نپردازید. سال های ابتدایی عمر کودک بسیار حساس است و در این ایام هیچ چیز جای آغوش گرم و تربیت مادرانه را نخواهد گرفت. بهترین فرصت های شغلی و بیشترین درآمدها با داشتن فرزندی صالح و سالم قابل مقایسه نیست.
تا آن جا که ممکن است، منزل را به محل کار نزدیک کنید.
از مهد کودک ها و مدارس نزدیک محل کار استفاده نمایید.
با مدرسه و مهد کودک پی در پی در تماس باشید.
به رفت و آمد فرزندان بازی و امور درسی آن ها رسیدگی کافی داشته باشید.
برخی از کارهای غیر ضروری در منزل همانند تمیز کردن منزل به طور افراطی یا خرید زیادی را محدود کنید.
متناسب با رشد فرزندان برخی مسئولیت های خانه را دوستانه به آن ها بسپارید.
اگر به دلیلی همچون کوچکی فرزندان مدتی از اشتغال کناره گیری کردید با مطالعه کتاب، گذراندن دوره های آموزشی غیر حضوری یا مجازی یا حضور در فعالیت های خیر خواهانه، نشاط روحی خود را حفظ کنید و از فایده های ارتباط های اجتماعی بهره مند شوید.
برای استفاده از تلفن و تماس با دوستان و فامیل و اطرافیان و نیز تماشای برنامه های تلوزیون و استفاده از اینترنت برنامه ریزی درست و بهینه داشته باشید تا این امور به ارتباط شایسته با همسر و فرزندان آسیب نرساند.
در مواقعی که کار منزل زیاد است صمیمانه از همسرتان کمک بخواهید. توقع نداشته باشید که او مانند یک زن خانه داری کند. خانه داری با روحیات زنانه سازگارتر است. او در نهایت کمی کمک خواهد کرد بگذارید در هر کاری که مایل است به شما کمک کند از او برای کمک هایش تشکر کنید تا انگیزه او در این کار بیشتر شود.
در زندگی با همسر به هیچ وجه سخنی از پول من و پول تو به میان نیاورید. زنان با اشتغال خود روابط خود و همسرشان را صمیمی تر می کنند از این رو با ایجاد مرز میان خود و همسرتان به این صمیمیت آسیب نرسانید.
مردان در خانواده به اقتدار نیاز دارند. این اقتدار مردانه به آن ها کمک می کند تا در فراز و نشیب زندگی تکیه گاه همسر و فرزندان باشند. در صورتی که شاغل هستید و در آمد مستقل دارید به اقتدار شوهر خود آسیب نرسانید.
اگر در محیط شغلی خویش به موفقیت های چشمگیری دست یافتید یا مدیریتی را یه شما سپردند هرگز فراموش نکنید که مدیر خانواده شوهر است. منصب خود را بیرون از خانه بگذارید و درون خانه در مقابل شوهر خود متواضع باشید. این رفتارمدبرانه نشانه مدیریت توانمند در تنظیم روابط خانوادگی است.
از همسر خود صمیمانه و متواضعانه بخواهید تا پس از سال ها همکاری در تامین مخارج زندگی شما را در برخی امکانات زندگی سهیم کند.
این مقام انتظامی افزود: در اجرای این طرح مأموران این فرماندهی در مجموع موفق به کشف مقدار حدودآ ۹۰۰ گرم انواع مواد مخدر اعم از صنعتی و سنتی ، ۵ عدد فشنگ جنگی ، ۱۲ عدد قرص و همچنین دستگیری ۹ نفر قاچاقچی و خرده فروش مواد مخدر گردیدند ./
فرمانده انتظامی شهرستان راز و جرگلان با اشاره به این که متهمان پس از تشکیل پرونده برای انجام مراحل قانونی به مراجع قضائی معرفی شدند، خاطرنشان کرد: طرح های ارتقا امنیت اجتماعی برابر قانون برای افزایش سطح امنیت و آرامش مردم شریف این شهرستان در سال ۱۴۰۱ همچنان ادامه دارد و تا کنون موفقیت های خوبی در این راستا داشته ایم و با مخلان نظم وامنیت و آرامش مردم برخورد جدی صورت می گیرد .
کودکان و نوجوانان با توجه به حس کنجکاوی بالا، بدون در نظر گرفتن تهدیدات و خطرات فضای مجازی به دنبال تجربه کردن تمامی رویدادها و اتفاقات این فضا هستند.
البته در این میان غفلت و بیاطلاعی والدین از اهمیت و تأثیرات فضاهای مجازی را نباید نادیده گرفت، غفلت و بیاطلاعی که ناشی از مشغله بالا، نداشتن سواد سایبری و شکاف دیجیتال با فرزندان است.
لذا باید گفت نظارت و همراهی والدین با کودکان و نوجوانان در فضای مجازی ضروری است. همراهی فعالانهای که در خصوص تهدیدات و آسیبهای فضای مجازی هشدار دوستانه بدهد و آنها را با این خطرات آشنا کند. اما برای این امر ابتدا والدین باید سواد سایبری خود را افزایش دهند تا شکاف دیجیتال میان خود و کودکان و نوجوانان را به حداقل برسانند.
خواسته یا ناخواسته کودکان و نوجوانان ما امروز تربیت شده ناخواندهای به نام فضای مجازی و وسایل هوشمند هستند. بنابراین بهتر است آن را جدی بگیریم و برای آشنایی با آن زمان بگذاریم و هزینه کنیم تا فرهنگ صحیح استفاده از آن را در خانواده نهادینه کنیم.
مدیریت و اقتدار والدین زمانی که با دانش سایبری همراه شود باعث میگردد تا فرزندان نتوانند سوءاستفاده نمایند و در صورت مشاهده مشکل در فضای مجازی، آن را با پدر و مادر مطرح کنند.
شکلگیری رابطه دوستانه دوطرفه همراه با اعتماد متقابل نه فقط برای فضای مجازی بلکه در زندگی روزمره و حقیقی هم گره بسیاری از مشکلات را باز میکند و نمیگذارد بسیاری از آنها آسیبدیده تا در دام مجرمان سایبری گرفتار شوند.
نکتهای که نباید فراموش کنیم این است که ما در نقش والدین درباره فضای مجازی با فرزندان باید شفاف صحبت کرده و کودکان را به خوبی با تهدیدات و آسیبهای این فضا آشنا کنیم.
حالا که تأمین امنیت مجازی کودکان و تربیت سایبری آنها از سوی خانوادهها بسیار حائز اهمیت است. لذا باید از اقدامات شتابزده اجتناب کرده و با تحقیق، بررسی کافی و برنامهریزی درست برای ایمنسازی آنها از تهدیدات و آسیبهای فضای مجازی اقدام کنیم.
تهیه و تنظیم: کارشناس مرکز فوریت های سایبری پلیس فتا خراسان شمالی
رییس کارگروه ساماندهی مد و لباس گفت: با هدف استانداردسازی نظام سایزبندی لباس تدوین و به مرحله اجرا گذاشته خواهد شد تا در عرصه پوشش اسلامی تحولی صورت گیرد.
دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور اظهار داشت: وضعیت بازار لباس در کشور هم اکنون دارای شرایط مناسبی نیست چرا که قاچاق و کیفیت و خرید تولید خارجی بیشتر از تولید داخلی است.
وی با اشاره به اینکه برنامه شورای فرهنگ عمومی ساماندهی جامع عرصه های تغییرات فرهنگی است گفت: پهنه هایی چون لباس، حجاب، اسباب بازی، زبان و هویت مدنظر است.
وی گفت: در ۱۰ سال گذشته تلاش شده تا مسائل اصلی چون ساماندهی طراحان مدو لباس، ارتقای نظام آموزشی و ارتقای اقتصاد نظام پوشاک و تقویت شاخص ها و مولفه های اسلامی در هنر صنعت پوشاک بررسی و ساماندهی شود که می توان به آن نمره ۱۲داد؛ اما هم اکنون بازوهای استانی قدرتمندی تحت عنوان کارگروه مدو لباس وجود دارد که باید از ظرفیت آنها استفاده کرد.
دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور گفت: باید از ظرفیت قومیت ها و فرهنگ های استان ها که نبض بازار را در تولید لباس های محلی و بازار شهری استان ها دارند استفاه کرد.
امامی گفت: همچنین با استفاده از ابزارهای کارگروه مدو لباس بتوانیم در ارتقای نظام آموزشی طراحان ورود کنیم که این امر هم اکنون در حال انجام است و در هفته آینده تفاهم نامه ای را با سازمان فنی حرفه ای منعقد خواهیم کرد.
وی افزود: وظیفه نخست این کارگروه ساماندهی نظام طراحی و طراحان لباس است که باید در برنامه خود در دسترس قرار دادن لباس های زیبا، سالم، ارزان و عفیفانه قرار دهد.
وی در ادامه گفت: در برنامه ریزی انجام شده در نظر داریم تسهیلات بانکی به تولید کنندگان و خریداران داده شود.
دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور گفت: همچنین در حوزه مدو لباس جشنواره ای در ۱۷ تا ۲۴ تیرماه سال جاری در تهران برگزار خواهد شد و باید برگزاری این جشنواره ها به تولید ختم شود و خروجی مطلوبی داشته باشد.
امامی گفت: شعار جشنواره امسال نیز نمادیابی و نماد شناسی هنری در لباس ایرانی اسلامی است.
وی افزود: راهاندازی انجمن طراحان مد و لباس اقدامی مناسب در ترویج فرهنگ ایرانی اسلامی است و در این بخش خانه های مد و لباس را نیز حمایت میکنیم.
نکته قابل تامل اینکه
در هر کشور توسعه یافته برای مقابله با هر نوع تهاجم، رسانههای آن پیش قرقاولان مقابله با این تهاجمات هستند که حال در کشور ما متاسفانه چند صباحی است رسانهها هر چند با تمام توان و قدرت مقابل این نوع تهاجمات همانند نوجوان ۱۳ ساله هشت سال دفاع مقدس که با دستان خالی مقابل همه ابرقدرتهای دنیا برای روزها و شبها بدون مهمات و آذوقه ایستاده تا ذره ای از این خاک و آب را دیگر به دست بیگانهها داده نشود امروز رسانههای ایران و در حمایت از نظام اسلامی و آرمانهای شهدا و امام راحل و حمایت ولی فقیه با دستان خالی مقابل همه این قدرتها با تهاجمات فرهنگی ، اقتصادی که قصدی جز به زانو درآوردن کمر این مرز بوم همانند توطئه و قحطی و کشتاری که انگلیس زمانی نه چندان دور بر سر مردم ایران آورد با این خیال که می تواند با این حرکت قدرت اراده را از مردم ایران بگیرد هر چند که در آن سال بیش از نیمی از جمعیت ایران به خاطر قحطی کشته شدند دست به چنین جنایتی زد خواهند ایستاد و اجازه نخواهد که ذرهای از این خاک که ثمره خون هزاران هزار نفر برای آبیاری نهال انقلاب به پایش ریخته شده از بین برود.
آری رسانههای ایران همچون سربازان گمنام پای این نظام وآرمانهایش با تمام ناملایمات ایستادهاند هر چند دیگر به واسطه سو مدیریتها خونی در بدن ندارند.
رییس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان شمالی گفت: فرش دو روی استان به عنوان یکی از هشت برند کشور پس از رایزنی با مرکز ملی فرش ایران مقرر شد تا در نمایشگاه اکسپو ۲۰۲۰ معرفی شود.
گفتنی است زمان برگزاری این نمایشگاه از تاریخ ۹ مهرماه جاری آغاز شده است و تا ۲۱ فروردین ماه سال ۱۴۰۱ نیز ادامه دارد.
وی تصریح کرد: در واقع میتوان روستای دویدوخ علیای راز و جرگلان را خاستگاه اصلی فرش ابریشم دو رو در خراسان شمالی دانست و با وجود اینکه این هنر از جمله هنرهای ظریف و منحصر به فردی است که ناشناخته یا کمتر شناخته شده است اما قابلیت معرفی به جامعه جهانی را دارد.
رییس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان شمالی گفت: اکسپوی دبی، فرصتی طلایی برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی کشورها برای عرضه دستاوردها بهمنظور جذب سرمایه و مراودههای بینالمللی بهویژه شهرهای میزبان است.
بیش از یک میلیارد دلار فرش دستباف در مبادلات جهانی به کشورهای مختلف مطابق آمارهای سال ۲۰۱۹ صادر شده است. در این میان سهم ۷.۹ درصدی از مجموع صادرات فرش دستباف را جمهوری اسلامی ایران به خود اختصاص داد.
هم اکنون خراسان شمالی با۶۰ هزار قالیباف که ۲۶ هزار نفر آن به صورت مستمر فعالیت و مابقی فصلی در مناطق مختلف شهری و روستایی فعال هستند دارای یکهزار دار قالی بافی است، و این استان یکی از مراکز گمنام اما مهم تولید کننده فرش دستباف و دیگر دستبافته های داری با تولید و صادرات بیش از صدها هزار متر مربع فرش است.
یکی از مهمترین مزیتهای تولیدات استان تنوع در محصولات می باشد به صورتی که با توجه به سکونت و همنشینی اقوام کرد، ترک، ترکمن، بلوچ و تات و گوناگونی دست بافته های آنان، استان دارای مجموعهای از محصولات با نوع ترکیب بندی در طرح و نقش، تولید، مصالح و ابزار است.
به گزارش بازار کسب و کار، این نمایشگاه جهانی، جز مجموعه نمایشگاه های است که هر پنج سال یکبار در یکی از کشورهای مختلف جهان اجرا میشود و هر کشور دستاوردهای گوناگونش را در گذشته، حال و آینده به نمایش میگذارد.
مدیر شرکت خدمات حمایتی کشاورزی خراسان شمالی گفت: باغهای استان ۸۰ درصد فقر عناصر غذایی دارند به عبارتی باغداران برای تقویت خاک از انواع کودهای شیمایی کم استفاده میکنند.
وی با اشاره به کم مصرفی کود شیمیایی در باغهای افزود: درحال حاضر در این شاخص نسبت به میانگین کشوری و حتی دنیا فاصله بسیاری زیادی داریم. وی ادامه داد: مصرف این نوع کودها در اراضی استان طی ۲ سال اخیر نیز به علت روند افزایشی قیمت کود پتاسه و فسفاته کاهش یافته است این در شرایطی است که استفاده از آن امری ضروری برای تقویت خاک است. وی با بیان اینکه تقویت خاک با انواع کود شیمیایی و بیولوژیکی با توجه به کاهش برخی از مواد غذایی خاک مورد نیاز است گفت: به علت افزایش قیمت کشاورزان در سال زراعی گذشته کمتر از انواع کود پتاسه و فسفاته ، مصرف کردند که توصیه می شود در سال زراعی جاری کشاورزان استفاده از آن را برای تقویت مواد مغذی در خاک در برنامه کاری کشت و کار در اراضی زراعی و باغ های خود قرار دهند. وی با اشاره به کشتهای مداوم در اراضی زراعی و همچنین در باغ ها گفت: این امر باعث کاهش عناصر موادغذایی در خاک شده که به عبارتی غنی کردن خاک الزام است که کشاورزان باید توصیههای کارشناسان را در این حوزه جدی بگیرند. مدیر شرکت خدمات حمایتی کشاورزی خراسان شمالی اظهار داشت:یکی از علتهای اصلی استفاده کم از انواع نهادههای کشاورزی کمبود نقدینگی از جمله کود در این استان است، اما باید برای تامین امنیت غذایی، طبق استانداردها افزایش تولیدات محصولات کشاورزی و تامین عناصر غذایی در خاک باید از انواع کودهای شیمیایی برای تولید محصولات غذایی مورد استفاده قرار گیرد. نظام دوست در ادامه با اشاره به اینکه اگر خاک فقر عناصر غذایی داشته باشد گفت: باید برای بهبود خاک طبق نظر کارشناسان از انواع کود استفاده کرد. وی از کشاورزان مخصوصاً باغداران که دارای کمبود نقدینگی هستند خواست تا از کشاورز کارت استفاده کنند گفت: برای تامین انواع کود و بذر این کارتها در نظر گفته شده است، کشاورزان قادرند از تسهیلات مرتبط با این موضوع بهرهمند شوند. مدیر شرکت خدمات حمایتی کشاورزی خراسان شمالی ادامه داد: ۴۰ هزار تن انواع کود به عنوان سهمیه برای خراسان شمالی در سال زراعی گذشته اعلام شد اما کشاورزان به علت کمبود نقدینگی فقط حدود ۳۷ هزار تن خرید کردند. وی اظهار داشت: سالانه حدود ۳۰ هزار تن انواع کود به طور میانگین در آمار پنج ساله این استان در اراضی کشاورزی مورد استفاده قرار گرفته که شامل ۷۰ درصد سهمیه ابلاغی از سوی مراکز مربوطه است. مدیر شرکت خدمات حمایتی کشاورزی خراسان شمالی گفت: نسبت به استانداردهای کشور و دنیا هم اینک محصولات کشاورزی این استان از نظر باقی مانده ازت و نیترات پاک است. نظام دوست ادامه داد: برای مصرف کودهای فسفاته ۱۱ هزار تن و پتاسه سه هزار و ۶۰۰ تن سهمیه برای اراضی کشاورزی در نظر گرفته شده بود که میانگین فروش پنج سال گذشته در کود فسفاته حدود چهار هزار تن و کود پتاسه سه هزار و ۳۰۰ تن بوده است اما در سال ۹۹ که از افزایش قیمت ها برخوردار بودیم تنها ۳۵۰ تن کود فسفاته و ۵۰۰ تن کود پتاسه فروش رفت. وی افزود: با ارائه کشاورز کارت در فصل کشت پاییزه سال جاری تلاش کرده ایم تا سهمیه کودی استان را جذب کنیم و تا بدین لحظه بیش از یکهزار تن انواع کود فسفاته و ۶۶۰ تن کود پتاسه بین کشاورزان توزیع شده است که نسبت به سهمیه بسیار پایین هستیم. وی افزود: در حال حاضر ۱۰ هزار تن انواع کود شیمیایی در استان ذخیره سازی شده است و ۲۰ هزار تن نیزدر سال زراعی فعلی بین کشاورزان توزیع شده است. وی با اشاره به اینکه باید کود به دست کشاورز واقعی برسد گفت: سامانه ای دیگری علاوه بر سامانه پهنه بندی کشاورزی طراحی شده است که توزیع کود در بستر آن صورت می گیرد. ۴۰۰ هزار هکتار سطح اراضی کشاورزی و بایر خراسان شمالی است، کل اراضی استان ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار هکتار است که اکنون ۱۳ درصد از این سطح به بخش کشاورزی اختصاص دارد و ۸۷ درصد نیز اراضی غیرکشاورزی است. لازم به ذکر است که ۴۴ هزار هکتار باغ در خراسان شمالی وجود دارد. که ۴۴ درصد جمعیت ۸۶۳ هزار نفری این استان در نواحی روستایی سکونت دارند.
وی با اشاره به بحران کمآبی خاطرنشان کرد: کیفیت آب استحصالی هرچه اضافه برداشت بیشتری از منابع آب زیرزمینی داشته باشیم، هم کاهش مییابد. خسروپناه ادامه داد: در بخش کشاورزی بیشترین مصرف آب شهرستان است که می توان با استفاده بهینه از آب در این قسمت علاوه بر جبران کسری مخازن از بحران کمآبی هم گذر کرد. مدیر امور منابع آب شیروان گفت: ۱۷ حلقه چاه آب غیرمجاز زیرزمینی با عمق ۳۰-۱۰ متر در این شهرستان طی مدت یاد شده مسدود گردید که این امر باعث جلوگیری از ۸۰ هزار مترمکعب اضافه برداشت آب شد. وی گفت: از ۴۰۸ کنتور هوشمند آب و برق در این بازه زمانی و ۴۵۱ چاه کشاورزی، صنعتی آب و فاضلاب بازدید شده است. گفته میشود ۷۹ صدم متر میانگین افت سالانه منابع آب زیرزمینی شیروان است که ۴۱ درصد آب مصرفی این شهرستان از منابع زیرزمینی و ۵۹ درصد از منابع سطحی تامین می شود. لازم به ذکر است که ۸۱ درصد آب این شهرستان در بخش کشاورزی، ۵.۴ درصد صنعت و ۱۳.۶ درصد در بخش آشامیدنی مصرف می شود. بنا بر اظهارت جهاد کشاورزی این شهرستان ۹۸۵ حلقه چاه غیرمجاز با حجم آبدهی ۹.۴ میلیون مترمکعب دارد که تاکنون ۴۷۶ حلقه چاه غیرمجاز با حجم ۴.۹ میلیون مترمکعب پر شده است. گفته میشود شهرستان ۱۵۷ هزار نفری شیروان در ۶۰ کیلومتری شرق بجنورد واقع است که افزون بر ۱۰۵ هزار هکتار عرصه کشاورزی و باغی دارد.
مدیرکل غله و خدمات بازرگانی خراسان شمالی گفت: برای تامین آرد از خارج کشور و سایر استان ها در سالجاری ۸۶ هزار تن گندم و همچنین ارتقای کیفیت این محصول وارد سیلوها و انبارهای استان شد.
وی افزود: در حال حاضر موجودی میزان ذخیره گندم در سیلوهای استان مناسب است، و میزان گندم دپو شده پاسخگوی نیاز سالجاری و حتی ماه های آغازین سال ۱۴۰۱ نیز است از این رو نگرانی در این زمینه وجود ندارد.
مدیرکل غله و خدمات بازرگانی خراسان شمالی اظهار داشت: میان نانوایی ها استان هفت هزار و ۳۰ تن آرد یارانه ای (یارانه ای یک) به صورت ماهیانه توزیع می شود که ناگفته نماند سرانه مصرف این محصول بیش از میانگین کشوری است.
وی ارتباط با عرضه خارج از شبکه آرد و نان در نانواییهای گفت: با توجه به کم شدن فعالیت های کشاورزی در این فصل ، با کاهش مصرف نان و تقاضا روبرو شده است و توزیع خارج از شبکه هم کمتر شده است.
وی اظهار داشت:طبق برآوردهای صورت گرفته، پیش از این و در فصل تابستان ۱۰ تا ۱۵ درصد آرد و نان تولیدی استان خارج از شبکه عرضه شده اما در حال حاضر این رقم کاهش۱۰ درصدی یافته است.
موسوی افزود: میزان تولید گندم در کشتزارهای استان امسال متاثر از خشکسالی و کاهش بارندگی ها، بشدت کاهش یافت و البته میزان تحویل این محصول به دولت هم رقم کاهشی داشت به طوری که تمام گندمهای خریداری شده از کشاورزان استان پیش از فصل پاییز به مصرف رسید.
مدیرکل غله و خدمات بازرگانی خراسان شمالی با اشاره به اینکه میزان تحویل گندم به دولت نسبت به سال گذشته ۸۵ درصد کاهشی بوده خاطرنشان کرد: تنها ۱۹ هزار و ۲۱۳ هزار تن میزان خرید گندم امسال است که در سال گذشته این رقم ۱۳۱ هزار تن ثبت شده است.
کاهش بارندگی ها و از سوی وجود خشکسالی باعث شد تا ۳۰ درصد از گندم و جوی دیم زارهای استان از بین برود.
رییس سازمان جهاد کشاورزی استان پیش از این، گفته بود که کاهش بارندگی و خشکسالی باعث نابودی ۳۸ هزار هکتار از اراضی دیمزار غلات ( جو و گندم ) استان شده است.
در گوشه راست نقشه ایران خراسان شمالی سرزمین اسب و ابریشم، چشمه و رود و باغ های رنگارنگ و کوه های که در این واپسین روزهای پاییز گویا معجزه طبیعت حال گردشگری استان را خوب کرده جا خوش کرده گویا که سوت حرکت قطار این منطقه به صدا در آورده است.
با وجود این همه زیبایی و تنوع زیستی در بخش گردشگری و اکوتوریسمی که استان دارد همانند دیگر سایرنقاط دنیا با همهگیری شیوع کرونا چرخ گردشگری این استان از حرکت ایستاد و فعالیت این بخش به حالت رکود درآمد.
بنا به گفته برخی از کارشناسان در سال ۹۹ ، کووید۱۹ کمر گردشگری و مراکز بومگردی و اقامتی را شکست تا جاییکه مدیرکل وقت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خبر از خسارت ۴۰۰میلیارد ریالی به مراکز اقامتی، پذیرایی شهری و بین راهی، دفاتر آژانس های مسافرتی، راهنمایان تور ها و موسسات گردشگری و بومگردی داد اما میزان پرداخت تسهیلات به این بخش را فقط ۱۵۰میلیارد ریال اعلام کرد.
علی مستوفیان اظهار داشت: در حوزه گردشگری طی سالهای گذشته گردش مالی خراسان شمالی نزدیک به هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال بود اما با همه گیری کرونا به کمترین میزان خود و حتی به نزدیک صفر رسیده است.
اما روی خوش گردشگری گویا این روزها در حال شگفتن است و پاییز سوت قطار گردشگری خود را به صدا در آورده است.
بنا به گفته برخی از فعالان این بخش حضور مردم در بومگردی ها به ویژه در پایان تابستان و فصل زیبای پاییز افزایش یافته و هرچند با آغاز موج سرما استقبال مردم اندکی فروکش نموده اما چراغ آن روشن و راه آن درحال هموار شدن است.
رییس انجمن اقامتگاههای بومگردی خراسانشمالی درحوزه گردشگری در مورد افزایش فعالیتهای این حوزه می گوید: با آغاز فعالیت دولت سیزدهم و کاهش موج کرونا گردشگری نیز حرکت رو به جلوی خود را آغاز کرده است.
علی وصالی افزود: تابستان و پاییز سالجاری گردشگری و بومگردی ها بویژه در استان اندکی تکان خورده و جان گرفتن و با شروع پاییزهم توجه مردم به تورهای یک روزه بیشتر شده و نشان از اقامت در بومگردیها دارند اما همچنان تا رسیدن به اوج فعالیتهای اقتصادی و موج گردشگرانی که از اقصی نقاط کشور و حتی خارج از ایران به استان می آمدند فاصله است و حتی گاهی ظرفیت مراکز اقامتی به آن ها نمی توانست پاسخ دهد راه درازی مانده است.
وی خاطرنشان کرد: امیدواریم ویروس کرونا تا ایام نوروز سال ۱۴۰۱ به طور کامل از بین برود و برای مسافرت مردم بتوانند خود برنامهریزی و گردشگری رونق بگیرد.
به گفته مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی اگرچه این صنعت بطور آهسته اما به شکل مستمر در حال حرکت رو به جلو و تغییر است.
علی مستوفیان افزود: در رصد هایی که داشتیم فعالیت واحد های گردشگری در چند ماه اخیر افزایش داشته است و حرکت های آغاز شده نوید آینده خوبی را نشان می دهد.
وی خبر از ورود اولین گردشگران خارجی دراستان می دهد و می گوید: افزایش گردشگران خارجی با برداشته شدن منع صدور روادید و کاهش رکود این بخش را خواهیم دید.
وی با بیان این که گردشگری فقط گردشگری خارجی نیست گفت: این روزها گردشگری شاخه های بسیاری همانند گردشگری خانواده، مذهبی و سلامت را نیز دارد.
وی با تاکید بر این که فعالیت های خوبی در سطح ملی در زمینه گردشگری و مراودات خارجی انجام شده است اظهار داشت: با فعالان گردشگری عراق نشست تخصصی ویژهای انجام شده و هم چنین افزایش فعالیت ها در زمینه جذب گردشگر و افزایش مراودات با کشورهای آسیایی میانه بویژه ترکمنستان در اولویت های بخش گردشگری استان است.
مستوفیان خاطرنشان کرد: در حال حاضر گردشگری به شاخه های مختلفی تقسیم شده و در هر بخش به شکل تخصصی می توان ورود داشت اما با توجه به پیشنیه مذهبی که با وجود آستانه امام زاده عباس است و از طرفی دیگر طبیعت بکر و دست نخورده آن تاکید ما بر گردشگری مذهبی و اکوتوریسم است.
در عین حال واپسین تیرهای ترکش خزان، آتش به جان درختان انداخته و طبیعت افسونگر، مفتون این زیبای پرشور و رنگآمیز شده است.
خراسان شمالی سرزمین جنگلهای ارس و هیرکانی و باغ های گردو و گیلاس، سیب و گلابی و سپیدارهای سربه فلک کشیده است.
در گوشه کنار این استان کوچک چشمه سارهای فراوان، تالابی، رود و برکههای فراوان هست تا در آن بتوان جلوههای رقص برگ و آب را دید و در کنار این چشمه ها و برکه ها نوشانوش کبک خرامانی که پابه پای خوتکا و بوتیمار جا خوش کرده اند.
حضور پرندگان مهاجر در سدها و آبگیرها و تالابها وقتیکه پاییزاز نیمه می گذرد جا خوش کردهاند و اینجاست که می توان برای زیباییهای وصف نشدنی آن معیارهای تازهای تعریف کرد.
از گونه های آبزی و یا کنارآبزی اردک سرسبز، باکلان، بوتیمار، خوتکا، حواصیل و اردک ماهی خور سفید هستند که از نواحی سردسیر سیبری به این استان سفر میکنند و برخی از آنها در مسیر مهاجرت به جنوبگان برای مدتی ، و برخی هم تمامی زمستان را مهمان این خطه هستند.
می توان این پرندگان را در کنار سدهای شیرین دره، بیدواز، بارزو و چری و همچنین رودخانه های اترک و کالشور دید که هر یک خود تندیسی از زیبایی هستند.
در جنگلهای جوزک و هاور و روستای هدف گردشگری درکش پاییز زیباترین منظرهها را به رخ گردشگران می کشد و وقتی این سه روستای زیبا که در کنار یکدیگر قرار میگیرند به جنگل های ارس پیوند خورده اند و گستره طبیعی فندق های وحشی نیز در «وی وی»، که کمی آن سوتر قرار دارد این مناطق بکر را دیدنیتر می کند.
این مناطق که در۷۰ کیلومتری غرب بجنورد در شهرستان مانه و سملقان قرار دارند و از دیدنیترین مناظر روستای درکش آبشارآن است که در پاییز پر آبتر و سرکش تر میشود و برای دیدن آن در این فصل کوهنوردان برای کوهپیمایی باید تجهیزات کامل و زمستان گردی را به همراه داشته باشند.
خراسان شمالی دارای قومیت های مختلف است که بیشتر آنها را تات ها، کرمانج ها، ترک ها، ترکمن ها و فارس های مهاجر از سایر استانها تشکیل می دهند. علاوه بر این، تعداد معدودی از اقوام عرب، بلوچ و لر نیز در چند روستای استان سکونت دارند. وجود اقوام مختلف با فرهنگ ها و آداب و رسوم متفاوت سبب شده این استان به گنجینه فرهنگ ها شهرت یابد.
این استان همچنین میزبان مسافران نوروزی و گردشگران سرزمین جاذبههای تاریخی و طبیعی گنجینه اقوام و فرهنگ ها با ۵۰۹ اثر تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی کشور، است.
خراسان شمالی دارای هشت شهرستان بجنورد، اسفراین، شیروان، جاجرم، مانه و سملقان، گرمه، فاروج و راز و جرگلان، ۲۲ شهر، ۴۵ دهستان و بیش از یکهزار روستا است.
این خطه از کشور از شمال با ترکمنستان با ۳۰۰ کیلومتر مرز مشترک، از شرق و جنوب با استان خراسان رضوی، از جنوب غربی با استان سمنان و از غرب با گلستان هم مرز است..
در نوار جنوبی استان خراسان شمالی رشته کوه آلاداغ با قله های مشهور شاه جهان، سالوک و بهار و در نوار شمالی ارتفاعات کپه داغ دشت های وسیعی را در راستای شرقی – غربی شکل داده اند که در طول تاریخ بستر آمد و شدها و تحولات تجاری، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مهمی بوده است.
رودخانه اترک به مثابه یک شریان حیات بخش، در دره حدفاصل این دو رشته کوه جریان داشته و ضمن آبیاری تمام دشت های مسیر خود، باعث شکل گیری مراکز مسکونی کهنی در این منطقه شده است.
کاوش های انجام شده در شهر باستانی بلقیس، تپه یام فاروج، محوطه باستانی معصوم زاده، استقرارگاه قلعه خان، تپه ریوی در مانه و سملقان، تپه باستانی ارگ نادری در شیروان، جیران تپه اسفراین، تپه پهلوان و محوطه باستانی چلو در دشت جاجرم همگی نشان از وجود تمدنی چندین هزار ساله در این منطقه دارد.
تعداد آثار ثبت شده استان در فهرست آثار ملی ۶۲۱ اثر تاریخی، طبیعی و ناملموس است که از مجموع آثار ثبت شده در فهرست ملی کشور ۵۰۹ اثر تاریخی، ۴۲ اثر طبیعی، ۷۰ اثر ناملوس و تعداد ۱۱ اثر نیز ثبت جهانی شده است.
این استان با دارا بودن ۸۶۳ هزار نفر دارای ۱۱۵ جاذبه گردشگری، ۲۴ منطقه نمونه ملی و استانی و هشت روستای هدف گردشگری مقصدی بکر برای طبیعت دوستان و علاقهمندان به فرهنگ و آیینهای اقوام مختلف است.
می توان امیدوار بود که با کاهش فشار کرونا و تغییر رنگ شهرهای خراسان شمالی و آغاز واکسیناسیون گسترده روزهای خوشی در انتظار گردشگری خراسان شمالی است.
جاینامها یا نامهای جغرافیایی اطلاعاتی هستند که ما هر روز با آن سر و کار داریم و این نامها در طول قرنها از نام اشیاء , پرندگان , حیوانات , گیاهان و عوارض طبیعی , مفاهیم دینی و ملی و شغلی , طایفه ها و قبیله ها و اشخاص پدید آمده اند .
برخی از این جاینامها با واژه « آباد » همراه هستند. آبادیهایی که در منطقه بجنورد پسوند« آباد » دارند و به نوعی معرف آباد کننده آنها هستند با ذکر دهستانهایی که در آن واقع اند عبارتند از : سنجر آباد ( بدرانلو)، منصورآباد (جیرانسو) , نادرآباد ( حومه) , اوترآباد (بدرانلو)، حیدرآباد (آلمه)، عزیزآباد ( قاضی سملقان )، علی آباد( باباامان). همچنین کشک آباد و عشق آباد ( اترک)، اصغر آباد و چاه منیر آباد ( بالا دشت )، نجف آباد و قشلاق عبدل آباد( گرمخان)، یزدان آباد و جعفرآباد( گیفان) و امین آباد و حجت آباد و رحمت آباد و رحیم آباد و صادق آباد( میاندشت ).
جاینامهای واحدی که در دو یا چند دهستان قرار دارند عبارتند از: عبدالله آباد ( راز و گرمخان)، امیر آباد ( گیفان و میاندشت) ، محمدآباد ( اترک , طبر و شیرینسو), ، حسن آباد( شیرین سو , جرگلان و گیفان).
گاهی جاینامهای اشخاص با کلمه« قلعه» همراه هستند . قلعه در اصطلاح جغرافیا به محوطه ای محصور با دیوارها و برجهای محکم گویند که جهت اقامت سربازان یا سکنه بنا کنند تا از حملات دشمن محفوظ بمانند . قلعه ها معمولاً در دشتها و نواحی هموار ساخته می شوند و یا در بالای کوهها و تپه ها . اما در عرف مردم خراسان شمالی به روستا نیز قلعه گفته می شود . در حقیقت قلعه معرب کلات است ولی در این منطقه به معنای « قریه » که معادل « دیه » در فارسی قدیم است به کار رفته است . قریه یک واحد مستقل جغرافیایی کوچک با محصولات فراوان بوده و نقش مهمی در اقتصاد شهرها و نواحی داشته است. جاینامهایی که در منطقه بجنورد با واژه « قلعه» شروع می شوند عبارتند از : قلعه استاد( اترک) ، قلعه شعبان( بدرانلو)، قلعه ممو ( بدرانلو ) ، قلعه محمدی ( گیفان) ، قلعه خان ( قاضی) ، قلعه عزیز ( آلاداغ).
در مواردی به جای قلعه از برج استفاده شده است ؛ ساختمانی معمولاً به شکل استوانه ای بلند که در اطراف یا گوشه ای از قلعه برای نگهبانی و دفاع در برابر حمله دشمنان می ساختند؛ مانند برج آقا ( اترک) . بعضاً واژه « کوشک » یا «کوشکی» نیز به کار می بردند ؛ مانند کوشکی راجی ( اترک ).
گاهی به جای قلعه از واژه «حصار» نیز استفاده می شده است؛ پناهگاهی که احتمالاً دروازه ها و برجهایی داشته و ساکنان آن را از هجوم بیگانه حفظ می نمود . مانند حصار شیر علی( آلاداغ )، حصار تیمورتاش( بدرانلو)، حصارحسینی یا شاه وردی خان( آلاداغ)، حصار عیسی( شوقان).
اما در اصطلاح جغرافیا آبادی کوچکی که کشتزار کمتری داشته باشد را کلاته گویند. در حقیقت کلاته کوچکتر از قریه است. نام این کلاتهها نیز معمولاً بر گرفته از نام بانی آنها و یادبودی از شخص خاصی است . مثلاً نام کلاته شهید آذرسا برگرفته از نام شهید آذرسا اولین شهید روستا ، یا کلاته محمد علی پهلوان برگرفته از نام محمد علی پهلوان بنیانگذار آن بوده است . برخی دیگر از کلاته هایی که در منطقه بجنورد نام اشخاص را به خود اختصاص داده اند عبارتند از : کلاته زمان صوفی ( آلمه)، کلاته سهراب( گرمخان)، کلاته موری( دربند سنخواست)، کلاته الله قلی ( شیرین سو)، کلاته آقانبی( بدرانلو)، کلاته حاجی علی اکبر( طبر )، کلاته شیرو (راز )، کلاته حاجی آشور (حصارچه)، کلاته آنا موسی (اترک), کلاته های قمو و عباس جوینی ( قاضی سملقان)، کلاته های نقی و یاور ( آلاداغ)، کلاته های باقرخان و محمد آباد ( بابا امان)، کلاته های حسنقلی و آتعلی ( غلامان ) و کلاته های صوفی زاده و فتح الله و میرزا عباس ( شیرین سو).
در برخی موارد اسامی جغرافیایی که از نام های خاص یا نام های خانوادگی اشخاص تشکیل شده اند با یک پدیده طبیعی مانند چشمه همراه هستند ؛ مانند چشمه قربان شادی (جیران سو)، چشمه طبری ( طبر ) و گاهی نام اشخاص با نام سکونتگاه خاصشان همراه بوده است؛ مانند اوبه محمد جان . اوبه به یک واحد اجتماعی در میان خلق ترکمن گفته می شود که از تعدادی چادر تشکیل شده و در یک محل با هم زندگی می کنند .
اما گاهی فقط نام اشخاصی که بنیانگذار آن مکان جغرافیایی هستند و یا عنوانی که بدان شهرت دارند روی روستاها نهاده شده است . نام یا شهرت این افراد بدون هیچ پسوند و پیشوندی به عنوان نام روستا انتخاب شده است . این روستاها در منطقه بجنورد عبارتند از :
بابا امان (بابا امان), آنابای( راز) , خطاب( گرمخان)، شیخ( گرمخان) ، شیخ تیمور (بدرانلو)، رحیم داد( اترک) ، حسن مست (حومه)، حاج عبدالوهاب ( گیفان)، ملاویس( دربند)، صید نور (جرگلان), آدینه قلی ( غلامان)، روستاهای حاج حسین و حاج غلامرضا (شیرین سو)، نجف و ملاحسن ( حومه ) و ملا غلامحسین ، امام وردی، خداقلی و علی گل (آلاداغ ).
راقم این سطور که مدتی است در صدد تحقیق در مورد وجه تسمیه اماکن جغرافیایی منطقه بجنورد برآمده است در این زمینه نیاز به شناخت هویت اشخاص فوق الذکر دارد . لذا از نخبگان و مطلعین بویژه از معمرین و کهنسالان اهالی روستاهای فوق الذکر استمداد می کند که اگر اطلاعاتی در مورد هویت اشخاصی که نام روستاهای مذکور منسوب به آنهاست دارند لطفاً از طریق تلگرام ۰۹۱۵۸۸۹۹۲۸۲ در اختیار ما قرار دهند .
رییس شبکه بهداشت و درمان شیروان گفت: «واکسن هراسی» مهمترین علت عدم مراجعه مردم این شهرستان برای تزریق واکسن کرونا، است و با وجود اقدامات و آموزشهای متعدد انجام شده، هنوز هم برخی از شهروندان برای دریافت واکسن واهمه دارند.
وی با بیان اینکه پوشش واکسیناسیون شیروان نسبت به سایر شهرستانهای استان پایین است خاطرنشان کرد: تاکنون درصد پوشش واکسن در جمعیت بالای ۱۸ سال ۷۲.۷ درصد، ۱۸-۱۵ سال، ۷۶.۵ درصد و ۱۵-۱۲ سال ۸۷.۳ درصد می باشد و روزانه بطور میانگین هزار و ۵۰۰ دُز واکسن در این شهرستان تزریق می شود. رییس شبکه بهداشت و درمان شیروان ضمن توصیه به تزریق واکسن دانش آموزان گفت: تیمی از همکاران جهت تزریق واکسن کرونا به صورت حضوری به تعدادی از مدارس پرجمعیت مراجعه کردند اما با اقبال والدین دانش آموزان مواجه نشدند. هاشمی با اشاره به اینکه تاکنون ۹۳ هزار و ۵۰۰ دُز نوبت اول، ۶۴ هزار و ۳۰۰ دُز نوبت دوم و ۵۳۰ دُز نوبت سوم در این شهرستان انجام شده است افزود: افراد بالای ۶۰ سال که واکسن سینوفارم و برکت را تزریق کردهاند و بیش از چهارماه از دُز دوم واکسن آنان گذشته است می توانند برای تزریق دُز سوم به مراکز واکسیناسیون مراجعه کنند. در حال حاضر در شهرستان انواع مختلف واکسن کرونا جهت تزریق موجود است. شهرستان شیروان با ۱۵۷ هزار نفر جمعیت به عنوان دومین شهرستان پرجمعیت خراسان شمالی در ۶۰ کیلومتری شرق بجنورد قرار دارد.
مدیرکل زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی خراسان شمالی گفت: در حال حاضر پایش ۹۷ زندانی آزاد شده با پابند الکترونیکی میباشد که این خطه از استانهای پیشرو در اجرای این طرح محسوب میشود.
وی گفت: اجرای طرح پابند الکترونیکی، صرفنظر از ایجاد تغییرات در سبک، نوع و کیفیت اجرای نظارتهای لازم بر زندانیان، مزایای فراوانی برای فرد زندانی و خانواده وی دارد. گرجی ادامه داد: تنها با هدف کاهش جمعیت کیفری استفاده از پابند الکترونیکی نیست چرا که در برخی جرائم سبکتر، جدا کردن فردی که به هر دلیل خطایی از او سرزده از خانواده، آسیبهای مختلفی برای فرد، خانواده و جامعه دارد و اگر تحت کنترل سامانههای الکترونیکی قرار گیرد ضمن جلوگیری از خطای مجدد، میتواند به زندگی خود ادامه دهد که با اجرای این طرح زندانیان در خارج از زندان تحت نظارت سامانهها قرار می گیرند. وی با بیان اینکه طرح مزبور برای محکومان مالی و زندانیان غیرخطرناک اجرا می شود، افزود: محدوده تردد مددجویان زیر پوشش این طرح توسط قاضی تعیین می شود و حتی این افراد در مقاطعی می توانند از مرخصی نیز برخوردار شده و محدودیت آنان برای حضور در محدوده خاص برداشته شود. وی گفت: از طرفی اعمال مراقبتهای الکترونیک این پابندها در فضای فیزیکی خارج از زندان، میتواند باعث کاهش جمعیت کیفری زندانها شده و فرصتی را برای اصلاح رفتار در اختیار این زندانیان قرار دهد. قضات خراسان شمالی در بازید از زندان ها در کشور اول شدند مدیرکل زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی خراسان شمالی گفت: خوشبختانه قضات این استان مسایل و مشکلات زندانیان را از نزدیک مورد بررسی و پایش از زندانها نیز را به صورت مداوم سرکشی و بازدید قرار می دهند که این امر در رفع دغدغه مددجویان و خانوادههای آنان بسیار کمک کننده است. گرجی با اشاره به اینکه قضات در داخل زندان ها پرونده مددجویان را مورد پیگیری قرار خواهند داد افزود: با بازدید قضات از زندان ها رفع مسایل و مشکلات مددجویان شتاب بیشتری گرفته است. وی در ادامه با اشاره به اجرای طرح گروه جهادی در داخل زندانها نیز تاکید کرد و اظهار داشت: اعلام آمادگی کارکنان این مجموعه و ۳۰ نفر از قضات و کارکنانشان به صورت گروه جهادی برای رفع مشکلات مددجویان کردهاند که در غیر وقت اداری فعالیت خواهند داشت. گرجی افزود: در این گروه جهادی خدمات مختلفی از جمله پزشکی، روان شناسی،حقوقی و سایر به مددجویان ارایه داده می شود و این گروه تلاش می کند تا خانواده زندانی با کمترین مشکل دورانی که سرپرست در خانواده حضور ندارد را بگذراند. براساس آمارها، شمار زندانیان استان نسبت به میانگین کشور ۲۳ درصد کمتر است که براین اساس به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت ۱۹۵ نفر در زندانهای این خطه هستند. میانگین جمعیت زندانی در کشور به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت ۲۵۳ نفر زندانی است. هم اکنون حدود یکهزار و ۵۰۰ نفر در زندان های استان محبوس هستند، این استان دارای سه زندان و یک کانون اصلاح تربیت است. ۹۷ درصد زندانیان استان مرد و سه درصد زن هستند که ۶۹ درصد از مددجویان متاهل هستند، ۷۱ درصد زندانیان استان بین ۲۶ نا ۴۵ سال سن دارند، بخش زیادی از نیروی کار در زندان ها محبوس هستند.
نماینده ولی فقیه در خراسان شمالی و امام جمعه بجنورد گفت: مبارزه با مفسدان و اخلالگران اقتصادی باید از اولویت های کاری دولت سیزدهم باشد و با این گونه افراد برخورد قاطع شود.
وی افزود: بعضی وقت ها شنیده میشود نهادههای دامی سر از بازار آزاد در آورده و دامداران را دچار مشکل کرده است.
وی گفت: تمامی ارکان نظام از جمله دادگستری و مجلس باید کمک کنند تا این مفسدان اقتصادی که در نظام توزیع اخلال ایجاد میکنند برچیده شوند و این خواسته مردم از دولت است.
حجت الاسلام نوری در ادامه به هفته بسیج اشاره کرد و گفت: ۹ دی ماه روز تبلور و قدرت بسیجی بود که فتنه سال ۸۸ را از هم گسیخت و حضور بسیج و بسیجیان این روز را بنام «یوم الله» روز خدا را در تاریخ ثبت کنند.
وی افزود: هم اکنون تفکر بسیجی فقط مختص ایران و ایرانی نیست بلکه در کل منطقه توسط امام و سربازان امام ازجمله شهید سردار سلیمانی منتشر شده است.
حجت الاسلام نوری گفت:بسیج خار چشم دشمنان است و بسیجی در واقع دریای غیرت، عزت و بزرگی است.
وی خاطرنشان کرد: بسیجی یعنی کسی که احساس مسوولیت کند و در همه صحنه های حساس و سرنوشت ساز کشور حضور به موقع داشته باشد.
پیش از این استاندار خراسان شمالی از کمک ۸۰۰ عددلوازم خانگی بنیاد علوی به مناطق زلزله زده استان خبر داد و گفت: این وسایل تا پایان هفته در بین خانوارها توزیع می شود.
زمین لرزه ای به بزرگی ۵.۵ ریشتر بامداد روز دوشنبه ۲۷ اردیبهشت مناطقی از جنوب خراسان شمالی را لرزاند.
براثر این زمین لرزه به بیش از یک هزار و ۳۰۰ واحد مسکونی ۱۰ تا ۱۰۰ درصد خسارت وارد شد و ۱۲۱ واحد مسکونی تخریب شد.
معاون توسعه و پیشبینی اداره کل هواشناسی خراسان شمالی گفت: کمینه دمای روستای کوسه از توابع شهرستان شیروان در شب گذشته به منفی ۱۳ درجه سانتیگراد رسید که سردترین نقطه کشور بود.
وی با اشاره به دمای منفی هشت درجه مرکز استان خاطرنشان کرد: برای مناطق مختلف استان جوی پایدار تا اواسط هفته آتی پیش بینی شده است.
وی افزود: در شبانه روز گذشته اسماعیل آباد در شهرستان اسفراین با بیشینه دمای ۹ درجه سانتیگراد گرم ترین نقطه استان بوده است.
معاون توسعه و پیشبینی اداره کل هواشناسی خراسان شمالی گفت: در این مدت کمینه دمای بجنورد هشت درجه زیر صفر و بیشینه دمای آن چهار درجه سانتیگراد ثبت شده است.
سرپرست اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شیروان گفت: واحدهای بوم گردی این شهرستان با ۵۰ درصد ظرفیت با توجه به وضعیت کنونی کرونا جهت پیشگیری و رعایت پروتکلهای بهداشتی فعالیت میکنند.
وی خاطرنشان کرد: مناطق بکر و طبیعت زیبای این شهرستان و همچنین ۶ روستای هدف گردشگری گلیان، زوارم، قلعه زو، اوغاز و اسطرخی از توابع بخش مرکزی و گلیل بخش سرحد موجب شده تا در فصول مختلف شاهد استقبال بسیاری از مسافران و حتی در چند سال اخیر گردشگران خارجی در مناطق بوم گردی هستیم. راهدار ضمن اشاره به تسهیلات کرونایی پرداخت شده جهت هرگونه ضرر و خسارت مالی به حوزه گردشگری اضافه کرد: با شیوع کرونا و محدودیتهای اعلام شده از سوی ستاد ملی مبارزه با کرونا ظرفیت پذیرش مسافر نسبت به قبل آن بسیار کاهش داشته که بوم گردی شهر زیارت شیروان از ادامه فعالیت خودداری کرد و مابقی واحدهای بوم گردی براساس دستورالعمل های ابلاغ شده فعالیت دارند. سرپرست اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شیروان گفت: یک واحد بوم گردی در روستای هدف گردشگری گلیان نیز به دلیل قرار گرفتن موقعیت مکانی و احتماس ریزش سنگ جهت ایمنی و جلوگیری از هرگونه آسیب و خطری تعطیل شده است. به گفته راهدار اینک یک واحد بوم گردی در روستای فیروزه و سه واحد در روستای زوارم این شهرستان فعالیت دارند. شهرستان شیروان با ۱۵۷ هزار نفر جمعیت به عنوان دومین شهرستان پرجمعیت خراسان شمالی در ۶۰ کیلومتری شرق بجنورد قرار دارد.
معاون صنایعدستی و هنرهای سنتی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خراسان شمالی گفت: از ابتدای امسال تاکنون در استان ۱۳۱ مجوز مشاغل خانگی صادر شده است که رشته های دست بافته های داری دارای بیشترین تعداد است.
وی تصریح کرد: همچنین در این مدت ۹۶۰ نفر با شرکت در دورههای مختلف از آموزشهای لازم در حوزه صنایعدستی بهره مند شدند و گواهینامه آموزشی برای این هنرمندان صادر شده و امیدواریم سهم خوبی در اشتغالزایی این جوانان داشته باشیم.
معاون صنایعدستی و هنرهای سنتی خراسان شمالی بیان کرد: اکنون در این استان بیش از ۱۶ هزار هنرمند در حوزه تولید صنایعدستی و در بیش از ۶۱ رشته فعالیت می کنند و سعی داریم این شرایط را بیش از این توسعه دهیم.
وی در ادامه از تشکیل ۷۵ پرونده گردشگری خراسان شمالی متقاضی تسهیلات خبر داد و افزود: متقاضیان برای دریافت ۳۸ میلیارد ریال تسهیلات به بانکهای عامل استان معرفی شدند .
قهرمانیان ادامه داد: این تعداد از پرونده ها از ابتدای امسال تاکنون تشکیل شده و در صورت دریافت تسهیلات برای ۱۲۰ نفر به طور مستقیم ایجاد اشتغال میشود.
چادرشب بافی، کلاه کرکی ، سفره کردی، فرش کردی،پشتی و قالیچه ترکمنی، چاروق دوزی، قالیچه دو روی ابریشمی دویدخ، ظروف سفالی و انواع و اقسام زیورآلات کردی،ترکمنی و عشایری نمونه های از ۶۱ رشته صنایع دستی این استان محسوب میشود که چهار اثر صنایع دستی( سفره کردی، پادری، چاروق و حکاکی روی سنگ ) موفق به کسب مهر اصالت یونسکو و ۶۱ اثر نیز مهر کیفیت کالا را دریافت کردند
و از سوی دیگر معرفی بجنورد به عنوان شهر ملی گلیم ایران، راه اندازی نخستین خانه نساجی سنتی کشور در رویین اسفراین نشان از جایگاه مهم صنایع دستی این خطه شمالشرق کشور دارد.
استان ۸۶۳ هزار نفری خراسان شمالی دارای ۱۶ هزار نفر صنعتگر است که در حوزه های گوناگون صنایع دستی فعالیت دارند.
یادگیری مهمترین مهارتی است که انسان دارد و انعطاف و تغییرپذیری شرط لازم برای ماندگاری موفقیت انسانها و سازمانها است. بر این اساس سازمانها باید به سمت کسب دانش بروند تا بتوانند با انعطافپذیری و تغییرات مثبتی که در خود ایجاد میکنند ماندگار باشند. پلیس با حرکت به سمت هوشمند سازی میخواهد همزمان با تغییرات مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و بهخصوص تکنولوژیکی در سطح جامعه، خودش را با جامعه همراستا کند و به بهترین نحو به نیازهای جامعه پاسخ دهد. در یک دستهبندی دیگر نیز سازمانها به دودسته باز و بسته تقسیم میشوند و امروزه اکثر سازمانهای دولتی سازمانهای باز به شمار میآیند که در تعامل متقابل با محیط و شهروندان قرار دارند. بر اساس نظریه سیستمی هر سیستم در درون یک محیط قرارگرفته و در تعامل با آن است. سیستم در داخل خود پیچیدگیهایی دارد و محیط هم یک سری پیچیدگیهایی دارد که پیچیدگیهای محیط بیشتر از سیستم است. این پیچیدگیها شامل فرایندها، علوم و مهارتها، روابط و تعاملات، نیروی انسانی و مدیریت است. سازمانهایی موفق هستند که بتوانند پیچیدگیهای خود را به پیچیدگیهای محیط نزدیکتر کنند یا بهاصطلاح در محیط ذوب شوند. این پیچیدگیهایی که در سیستم پلیس وجود دارد در راستای تولید نظم و امنیت در معاونتها، پلیسهای تخصصی، کلانتری و پاسگاهها و فرایندهای کاری شامل کشف و پیشگیری جرایم و آسیبهای اجتماعی، فرهنگسازی، مشاوره، مسائل علمی و تحقیقاتی، کشفیات مواد مخدر در حوزه فرآیندها، فناوریها، مدیریت بر امنیت و آرامش اجتماعی و تعاملات با سازمانها و مانند اینها است. وقتی پلیس این پیچیدگیها را به پیچیدگیهای محیط نزدیکتر میکند این سیستم پلیسی موفق خواهد بود و در محیط ذوب میشود که بالاترین درجه بهرهوری برای یک سازمان است. گفتمان ناجا در ابتدای تأسیس مبتنی بر معرفی خدمات و فعالیتهایش به جامعه بود، در یک دوره گفتمان به سمت اقتدار ناجا حرکت کرد و بعد از آن گفتمان جامعهمحوری مطرح شد و بعدازآن نیز امروزه پلیس گفتمان هوشمند سازی را در پیشگرفته است. در این زمینه کار تحقیقاتی و مطالعاتی انجامشده و مدل هوشمند سازی ناجا * ترسیمشده است که بر اساس مدل زیر هوشمند سازی ناجا ابعاد مختلفی دارد و هر بعد شامل مؤلفهها و سپس شاخصهایی است:
*شاکری و دیگران (۱۳۹۹) امنیت پایدار و به بیان تخصصی و دقیقتر امنیت اجتماعی پایدار به این معنا است که امروز ناجا میتواند امنیت و آرامش اجتماعی را برای شهروندان ایجاد کرده و به نیازهای امروزی جامعه در قبال تحقق نظم و امنیت به بهترین نحو و کمترین زمان پاسخ بگوید بهنحویکه توانایی آیندگان را در برآوردن نیازهای امنیتی خود و تحقق امنیت و آرامش اجتماعی از بین نبرد. نکته نهفته در این شعار اینجاست که “مقوله پلیس هوشمند و امنیت پایدار دو مقولهایاند که مکمل یکدیگرند” پلیس هوشمند باهدف قطع وابستگی سازمان به انسانها و هوشمند سازی حرکت میکند یعنی ناجا که اکنون یک سازمان انسانمحور است در یک فرایند هوشمندسازی به یک سازمان دانشمحور یا تکنولوژی محور تبدیل میشود؛ البته با توجه به اینکه انسانها باید این تجهیزات هوشمند سازی را اداره کنند پلیس همچنان ولی کمتر از گذشته به انسانها نیاز دارد. ازاینرو ایجاد و تحقق امنیت پایدار در دنیای امروزی و با نگاه به آینده مستلزم ورود پلیس به مقوله هوشمند سازی است. هوشمند سازی پلیس دریچهای است که در آن امنیت اجتماعی، پایدار خواهد شد یعنی اگر پلیس امروز به نیازهای جامعه کنونی برای رسیدن به آرامش و امنیت اجتماعی از مسیر هوشمند سازی پاسخ بگوید در همین حال توانایی آیندگان را نیز برای رسیدن به نیازهای امنیتی خود از بین نبرده است. برای تحقق شعار “پلیس هوشمند، امنیت پایدار” باید در ناجا تولید علم، تکنولوژی و مهارت کرد و با هوشمند کردن سازمان در ابعاد: فرایندها، کارکنان، تعاملات، فنآوری و مدیریت؛ سازمانی دانشمحور و تکنولوژی محور ایجاد کرد بهنحویکه این سازمان دانشمحور رسالت اصلی خود را در جامعه کنونی به بهترین نحو و در کمترین زمان ممکن با صرف کمترین انرژی انجام دهد و امنیت پایدار را برای شهروندان به ارمغان بیاورد